دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |»


25 آذر 86

تحليلی به بهانه رفتن دكتر بشیریه از ایران

نوروز: سفر اجباری دكتر حسین بشیریه، استاد مسلم و برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران، به آمریكا برای تدریس و پژوهش در آن دیار، میوه و ثمره آشكار سیاست دولت نهم و وزارت علوم در حذف، پاكسازی و بازنشسته كردن استادان منتقد، باسابقه و مؤثر دانشگاههاست كه روشن‌ترین مصداق آن، نوع برخورد با دكتر بشیریه و واكنش ناگزیر این استاد برجسته و ارجمند، یعنی ترك میهن و افكندن رخت اقامت در ینگه دنیا خود را نشان داد. یادداشتی به اين بهانه توسط «نوروز» بخاطر سفر تأسف‌بار و ناگزیر دكتر بشیریه، آن را به كاربرانش تقدیم می‌كند.

تصفیه اساتید؛ پایمال كردن علم و دانش و آگاهی
برگ‌ها و اوراق تصفیه اساتید دانشگاه‌ها كه مدتها بود در بایگانی دانشگاه‌ها می‌رفت به دست فراموشی سپرده شود در دولت آقای احمدی‌نژاد خاك‌زدایی شد و اساتید برجسته دانشگاه‌ها بویژه دانشگاه مادر كشور یعنی دانشگا تهران، در معرض تهدید تصفیه واخراج و خانه نشینی قرار گرفتند.

اخراج اساتیدی كه متفاوت می‌اندیشیدند، البته سابقه‌ای به اندازه عمر دانشگاه تهران دارد. قانون تاسیس دانشگاه تهران در بهمن 1313 در مجلس شورای ملی به تصویب رسید و از همان روز، پیدا و پنهان حكومت كوشید كسانی در دانشگاه درس بگویند كه به لحاظ فكر و اندیشه سیاسی در موضع مخالف یا منتقد حكومت نباشند.

اولین موج تصفیه اساتید كه در یادها باقی مانده است به سال 1327 شمسی بر می‌گردد كه محمدرضا پهلوی به دكتر علی اكبر سیاسی رییس وقت دانشگاه تهران فشار می‌آورد كه اساتید توده‌ای نظیر دكتر انور خامه‌ای، كیانوری،‌ فریدون كشاورز و جودت را از مصدر تدریس در دانشگاه كنار بزند. رییس دانشگاه استدلال می‌كرد كه این استادان تنها در دانشگاه درس می‌گویند و مرام و اندیشه خود را تبلیغ نمی‌كنند؛ اما محمدرضا پهلوی نمی‌پذیرفت. دكتر سیاسی اخراج اساتید را خارج از حیطه اختیارات رییس دانشگاه می‌دانست و معتقد بود اخراج اساتید باید در شوراها و مراكز مسئول هدف رسیدگی قرار گیرد و آن هم باید حاوی استدلال و دلیل قانع كننده باشد و ما برای اخراج این اساتید هیچ بهانه موجهی نداریم. دكتر سیاسی تسلیم فشارها نشد اما اساتید اخراج شدند و این جعفری وزیر فرهنگ وقت بود كه به طور غیرقانونی حكم بر اخراج آنان داد.

موج دوم تصفیه اساتید بعد از كودتای 28 مرداد و امضای بیانیه معروف علیه كودتا و كنسرسیوم نفت توسط جمعی از اساتید دانشگاه تهران و در رأس آنان مرحوم مهندس بازرگان شكل گرفت. یازده استاد كه بعدها به گروه «یاد» معروف شدند، هدف تصفیه قرار گرفتند. باز هم شاه عامل فشاری برای اخراج آنان بود و دكتر سیاسی در برابر این خواست دست به مقاومت زد اما سرانجام تسلیم شد و ناچار حكم اخراج موقت آنها را امضا كرد. البته چندی بعد با رسیدن دكتر منوجهر اقبال به ریاست دانشگاه تهران به جز دكتر عبدالعظیمی، الباقی اساتید دعوت به كار شدند تا رژیم نشان دهد كه چندان سرسخت نیست.

موج سوم تصفیه اساتید به انقلاب فرهنگی باز می‌گردد كه البته در طی چند ماه گذشته احتجاجات فراوانی میان اعضای سابق شورای انقلاب فرهنگی صورت گرفت و چندان نیازی بر تكرار آن نیست.

و امروز با روی كار آمدن دولت آقای احمدی نژاد كه خود مدعی بود به علت اشتغال به معلمی دانشگاه، شأن و منزلت اساتید را به خوبی می‌شناسد، موج تازه تصفیه اساتید آغاز شده است. در گروه‌های نخست برخی از اساتید دانشمند و صاحب صلاحیت و ممتاز دانشگاه‌ها همچون دكتر محمد مجتهد شبستری، ‌دكتر عراقی و دكتر كدیور یا بازنشسته شدند یا از دانشگاه‌ها به مراكز پژوهشی منتقل شدند. پس از آن هم، سخن از تصفیه گروه دیگری از اساتید در میان آمد كه دكتر بشیریه، دكتر سمتی و دكتر ابوالفضل شكوری از این جمله بودند.

به رغم ژاژخایی‌ها، اهل فكر و اندیشه، بعد از روی كار آمدن دولت احمدی‌نژاد انتظار و توقع برخورد با اساتید دانشمند و صاحب‌نظر را داشتند و برای آن دلایلی را بر می‌شمردند كه صدق آن امروز آشكار شده است. حتی بهانه‌هایی چون «غیبت طولانی‌مدت از دانشگاه» نمی‌تواند هدف اصلی دولت را از موج تصفیه اساتید پنهان دارد؛ چرا كه اولاً ‌بهانه غیبت غیرموجه بعد از اتمام فرصت مطالعاتی را كمتر كسی است كه هدف اعتنا قرار دهد. تنها كافی است اشاره شود چرا این بهانه فقط گریبان اساتید مستقل و منتقد را می‌گیرد و هیچیك طرفداران جریان حاكم هیچ گاه با این مشكلات روبرو نمی‌شوند؟

ثانیاً ‌دولت برای خویش رسالت ارائه و عرضه انحصاری علم را قائل است و معتقد است كسانی كه با این امر سرسازگاری ندارند، نباید فكر و اندیشه خود را در مراكز علمی بیان كنند. فراموش نكرده‌ایم كه برخی علمای بزرگ مرتب به اصلاح‌طلبان ایراد می‌كردند كه جای بحث‌های علمی و دینی شما در دانشگاه‌ها و مراكز علمی است نه مطبوعات؛ اما امروز دریافته‌ایم كه این مواضع، ادعایی بیش نبوده است. دولت بر اساس رسالتی كه برای خویش قائل است، بر این باور است كه علم چیزی است كه «قائلان به اصول‌گرایی» ارائه می‌دهند و الباقی دروغ و فریب است و لذا مروجین اندیشه‌های علمی غیردولتی حق ندارند در مراكز علمی درس بگویند. بر اساس این دیدگاه، این اساتید نه تنها مناسب نظام آموزشی كشور نیستند بلكه مخرب هم هستند. به یادآوریم برخی اظهارنظرهای مقامات آموزشی كشور را كه متذكر شدند وظیفه ما «مهندسی فكر معلمان» است و البته این مهندسی فكر بیشترین سابقه را در رژیم‌های توتالیتر و كمونیستی دارد.

ثالثاً در نقطه مقابل دولت اصلاحات كه بعد از 18 تیر همه تلاش خود را برای استقلال دانشگاه‌ها به عمل آورد، دولت احمدی‌نژاد بلافاصله بعد از روی كار آمدن كوشید تا آنجا كه میسر است اركان استقلال دانشگاه‌ها را درهم كوبد و در اولین گام انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها را توسط هیات‌های علمی لغو كرد. در حال حاضر رؤسای دانشگاه‌ها منصوب وزارت علوم هستند. این اقدام البته پیش نیاز تصفیه اساتید بود؛ زیرا در گذشته رؤسای دانشگاه‌ها بویژه روسای انتخابی همواره در برابر تصفیه اساتید دست به مقاومت زده‌اند. نمونه دكتر علی اكبر سیاسی را كه از سال 1321 تا سال 1333 رییس انتخابی دانشگاه تهران بود، در سطور بالا یاد آور شدیم.

رابعاً اقدام برای تصفیه اساتید، پررنگ كردن سیاست حذف در دولت احمدی‌نژاد است. بازنشستگی،‌ اخراج، خانه‌نشینی، بازخریدی، ‌بركناری، فرستادن به كنج‌های خلوت و در یك كلام بیكار كردن هزاران مدیر و كارشناس ارشد در دو سال گذشته سیاستی بوده است كه در قوه مجریه بی‌وقفه جریان داشته است و كشاندن دامنه آن به مراكز علمی البته چیزی جز پررنگ كردن سیاست حذف معنا ندارد. این را اگر در كنار این «فرمان» قرار دهیم كه اساتید از این به بعد برای سفر به خارج از كشور باید حراست‌ها را مطلع سازند، شاید بتوان گفت سیاست حذف را با «تحقیر» نیز ادغام كرده‌اند تا كسانی را كه در دانشگاه‌ها باقی می‌مانند، فراموش نكنند كه دولت همواره و در همه‌جا دست بالا را دارد.

و سخن آخر اینكه آنچه این روزها در دانشگاه‌ها در جریان است، مقابله با فكر و اندیشه و علم است. دانشگاه بدون استاد صاحب نظر و متفكر، ‌در و دیواری بیش نیست، همه اعتبار دانشگاه‌ها به اساتیدی است كه آنجا تدریس می‌كنند، خالی كردن دانشگاه‌های كشور از اساتید دانشمند و لایق و صالح، بی‌تردید پایمال كردن علم و دانش و آگاهی در كشور است و عاملان آن باید روزی در پیشگاه خداوند و ملت پاسخگو باشند.


« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد