دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


28 بهمن 86

بازخواني تحصن /
صفايي فراهاني: تحصن كوچكترين كاري بود كه در برابر رد صلاحيت‌ها انجام شد

نوروز- پرستو سرمدی:«تحصن» از مشخص ترین واژگانی است که از ادبیات سیاسی دوران اصلاحات به یادمانده است.اقدامی که نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به رد صلاحیت نزدیک به سه هزار نفر از کاندیداهای مجلس هفتم شکل دادند و آن را به مثابه یکی از جدی ترین اقدامات نمایندگان در دفاع از حقوق شهروندی در تاریخ مجالس ایران به ثبت رساندند.


امروز با گذشت 4 سال، فضای سیاسی ایران همچنان متاثر از آن اعتراض است و همچنان سخن از باید ها و نباید های آن بسیار است.به همین دلیل بر آن شدیم که در گفتگویی با مهندس «محسن صفایی فراهانی» از نمایندگان حاضر در تحصن مجل ششم این اقدام تاریخی را تحلیل کنیم .صفایی فراهانی که مسئول امور اجرایی تحصن بوده معتقد است که تحصن کوچکترین کاری بود که آن زمان نمایندگان مجلس در برابر رد صلاحیت ها انجام داده اند.

سوال: می خواهیم در مورد تحصن تاریخی نمایندگان مجلس ششم صحبت كنیم، در ابتدا می‌خواستم بدانم كه نمایندگان مجلس ششم در چه شرایطی تصمیم گرفتند تحصن كنند؟
صفايي فراهاني: مجلس ششم یكی از بهترین دوره هایی بود كه انتخابات آن رقابتی برگزار شد و نمایندگان واقعی مردم توانستند با آراء مستقیم آنها به مجلس راه یابد،‌ این خود شرایطی را به وجود آورده بود كه نماینده احساس مسئولیت بیشتری می كرد،‌ من همواره احساس می كردم به دلیل این كه بیش از یك میلیون و 500 هزار رای آورده ام،‌ مسئولیت سنگینی در قبال كسانی كه به من رای داده اند‌ دارم، به همین دلیل سعی می‌كردم بیشترین تلاش را بكنم تا بتوانم حقوق شهروندی آنان را حفظ كنم و از طرف دیگر اعتلای مجلس را در حضور واقعی و مشارکت جدی مردم می دانستم. فكر می كنم در كشوری كه پارلمان حضور دارد و نمایندگان بر اساس آراء مردم اختیار قانونگذاری و تصمیم گیری برای اداره كشور و همچنین نظارت بر عملكرد مجریان را دارند، كسی كه در كسوت نمایندگی قرار می گیرد،‌ بالاترین مسئولیت را می پذیرد.
دلیل این كه نمایندگان مجلس ششم تصمیم گرفتند تحصن كنند، این نبود كه مشكلاتی برای خودشان به وجود آمده بود، بلكه دلیل اصلی آن شرایطی بود كه در آن قرار بود مجلس هفتم شكل بگیرد، ‌به دلیل رد صلاحیت های گسترده‌ای كه انجام شده بود، نمایندگان پیگیری‌های متعددی برای رفع این مشكل داشتند، ‌مثل ملاقات با مسئولان و جلسات مختلفی كه با دست اندركاران داشتتند و استفاده از تریبون مجلس، اما همه این اقدامات نشان می داد كه نتیجه ای حاصل نمی شود،‌ تا اینكه در نشستی كه بین عده زیادی از نمایندگان اصلاح طلب برگزار شد، جمع بندی این شد كه یكی از ساده ترین، كم هزینه ترین و معتدل ترین روشهای اعتراضی یعنی تحصن را برگزینیم،‌ بررسی های زیادی در مورد مكان برگزاری تحصن ، انجام شد و همه به این جمع بندی رسیدند كه تحصن در خانه ملت بهترین روش است برای این كه یك نماینده بتواند به آرامی اعتراض خود را اعلام كند‌و به جای هر گونه جنجال و تنش در جامعه سعی كند حرف خود را به گوش كسانی كه از طریق معمولی گوش شنوایی ندارند برسانند، به همین دلیل جریان تحصن اتفاق افتاد.


با نگاه به مذاكرات قانون اساسي در خصوص انتخابات ریشه تصمیمات و مصوبات را در عملكرد رژیم گذشته مي‌بينيد، مثلا در مورد انتخابات قبل از انقلاب عملاحزبی وجود نداشت تا در انتخابات بتواند اعمال نفوذ كند وصرفا مجلس با دخالت حكومت شكل می گرفت،‌ تدوین كنندگان قانون اساسی نگران بودند كه مراكزی مثل فرمانداری‌ها، ‌عوامل حكومت در انتخابات دخالت كنند به همین دلیل مساله نظارت شورای نگهبان را مطرح كردند،‌ نه این كه نگران انتخاب مردم باشند، نگرانی نسبت به كسانی وجود داشت كه انتخابات در ید قدرت آنها بود، ‌الان این موضوع برعكس شده است، به هیچ وجه بحث احراز صلاحیت مطرح نبود، ‌در واقع ما داریم یك انتخابات دو مرحله ای انجام می دهیم كه به هیچ وجه این استنباط از قانون اساسی صحیح نیست

سوال: هنوز هم برخی تحصن را اقدام تندروانه ای می دانند كه باعث شكست اصلاحات شد و معتقدند كه اگر تحصن انجام نمی‌شد رایزنی‌هایی كه برای رفع مشكل رد صلاحیت ها با مقامات بالا در حال انجام بود جواب می داد، نظر شما در این مورد چیست؟
صفايي فراهاني:
من فكر نمی كنم كه تحصن اصلاً اقدام تندروانه ای باشد، تحصن ساده ترین روش اعتراض مدنی است، چه از ناحیه یك قشر صنفی اتفاق افتد و چه از ناحیه نمایندگان پارلمان، این راحت ترین،‌ مسالمت آمیزترین و كم هزینه ترین نوع اعتراض است. فكر می كنم آنهایی كه به تحصن ا نگ تندروی می زنند باید بگویند كه چرا به اصل مساله توجه نمی كنند، این كه رد صلاحیت های گسترده ای صورت گرفت كه حتی منجر به مذاکرات رهبری ، رییس جمهور و رییس مجلس كشور شد،‌ این تندروی است، نه این كه اعتراضی كه نسبت به آن می شود را تندروی بنامیم. كسانی كه هم سن و سال من هستند مذاكرات مجلس خبرگان قانون اساسی را به یاد دارند،‌ متن این مذاكرات هم هنوز در دسترس است و می توان به نمایندگانی كه در آن مجلس بودند رجوع كرد، برخی از اصولی كه در قانون اساسی تصویب شد، یك عكس العمل زمانی بود، ‌مثل اصل 44 قانون اساسی یا اصولی كه آوردن مستشار خارجی را ممنوع می كند، یا همین نظارتی كه برای شورای نگهبان در نظر گرفته شد، ریشه این تصمیمات و مصوبات برمی گردد به عملكرد رژیم گذشته، مثلا در مورد انتخابات قبل از انقلاب عملاحزبی وجود نداشت تا در انتخابات بتواند اعمال نفوذ كند وصرفا مجلس با دخالت حكومت شكل می گرفت،‌ تدوین كنندگان قانون اساسی نگران بودند كه مراكزی مثل فرمانداری‌ها، ‌عوامل حكومت و یا سفارت خانه ها در انتخابات دخالت كنند به همین دلیل مساله نظارت شورای نگهبان را مطرح كردند،‌ نه این كه نگران انتخاب مردم باشند، نگرانی نسبت به كسانی وجود داشت كه انتخابات در ید قدرت آنها بود،‌الان این موضوع بر عكس شده است، به هیچ وجه بحث احراز صلاحیت مطرح نبود،‌ در واقع ما داریم یك انتخابات دو مرحله ای انجام می دهیم كه به هیچ وجه این استنباط از قانون اساسی صحیح نیست،‌ به متن مذاكرات هم نگاه كنیم می بینیم كه چنین نگرانی در خبرگان قانون اساسی وجود نداشته است است، بنابراین این كه به روش برگزاری چنین انتخاباتی اعتراض شود، به هیچ وجه تندروی نیست،‌ هنوز هم اعتقاد دارم تحصنی كه در مجلس ششم اتفاق افتاد یكی از كارهای درستی بود كه در آن مقطع باید انجام می شد و كوچك ترین كاری بود كه در برابر آن رد صلاحیت ها انجام شدو امروز هم برای مجلس هشتم شاهد هستیم که آن اقدام کاملا موجه بوده است

سوال: گاهی اوقات بحث تندروی و اعتدال به گونه ای مطرح می شود كه گویی هر گونه دفاع نكردن از حقی مثبت و حركتی اعتدالی است و در مقابل هر نوع اعتراض نسبت به پایمال كردن حق تندروی،‌ نظرتان در مورد این گفتمانی كه اخیراً باب شده است،‌ چیست؟
صفايي فراهاني:
معنایی كه از اعتدال و تندروی بر می آید بر میگردد به شرایطی كه به كار برده می شود، آیا ما انقلاب را عموماً یك حركت تندرو می دانیم،‌ یعنی فكر می كنیم كه اگر مثلاً در سال 57 مردم ایران دیگر نتوانستند رژیم شاه را تحمل كنند و انقلاب كردند،‌ این تندروی و خلاف شئون انسانی و رفتار شهروندی بوده است و باید مذمتش كرد؟ به نظر من انقلاب اسلامی یكی از اعتدالی ترین حركت هایی بوده است كه بوقوع پيوسته، مردم آن رژیم را نخواستند و با اعتراض و مقاومت منفی شان آن را سرنگون كردند.
امروز هم اعتدال به این معنا نیست كه ما هر گونه فشاری را تحمل كنیم و هر گونه رد صلاحیت غیرقانونی و سلب حقوق شهروندی را بپذیریم و بعد بگوییم كه اگر این را بپذیریم حركت اعتدالی كرده ایم و اگر در برابر آن مقاومت كنیم تندروری انجام داده ایم، فكر می كنم این تعابیر درست نیست،‌ بلكه اگر آنارشیسم در جامعه به وجود آید،‌ تندروی است اگر نظام قانونمندی را با بی قانونی به هم بزند این تندروی است، اما هر نوع حركت قانونی كه انجام شود كه تندروی نیست. به عنوان مثال حزب مشاركت كه حزبی قانونی است،‌ براساس قوانین جمهوری اسلامی مجوز و حق فعالیت دارد،‌ اعضایش با انتخابات داخلی و زیر نظر ناظر وزارت كشور انتخاب شده‌اند،‌ اما در انتخابات مجلس هشتم هیچ كدام از اعضای شورای مركزی‌ حزب، صلاحیتشان احراز نشده است. از دید كسانی كه فكر می كنند حق دارند صلاحیت افراد را احراز كنند،‌ هر گونه اعتراض نسبت به این مساله تندروی محسوب می شود در حالی که به نظر می رسد سوءاستفاده از قانون و به هر اقدام خلافی لباس قانون پوشاندن تندروی است.این که عده ای برای خود حقوق ویژه قائل می شوند در حالیکه قانون به آنها چنین اختیاری را نداده است بالاترين تندروی است.


من فكر می كنم آنچه كه تا الان اتفاق افتاده است،‌ امكان برگزاری یك انتخابات رقابتی را از مردم سلب می كند.

سوال: الان چهار سال از آن اتفاق گذشته است،‌ اما هنوز بیشترین هجمه‌ای كه از طرف جناح اقتدارگرا نسبت به مجلس ششم صورت می گیرد مربوط به تحصن است، در انتخابات مجلس هم تلویحاً به برخی رد صلاحیت شدگان گفته اند كه بیایید اعتراف كنید كه در رابطه با تحصن اشتباه كرده اید تا تأیید صلاحیت شوید،‌ فكر می‌كنید علت این همه حساسیت نسبت به آن اقدام چیست؟
صفايي فراهاني:
به این دلیل است كه می خواهند این اصل كه نماینده مجلس مکلف است نسبت به هرگونه سلب حقوق شهروندی اعتراض کند را منتفی می نماید، از نظر من نماینده ای كه باید از حقوق 70 میلیون دفاع كند،‌ حق دارد دست به اعتراض بزند،‌ تحصن كوچك ترین كاری بود كه نمایندگان مجلس ششم نسبت به رعایت حقوق شهروندان انجام دادند و اگر كسی بگوید ما نسبت به این كار توبه می كنیم، این جفا به حقوق شهروندان است. این كه ما اعتقاد افراد را نادیده بگیریم و بگوییم حتی در حد تحصن كه مسالمت آمیزترین راه اعتراضی است نباید اقدام كنید،‌ به این معناست كه یا نباید هیچ وقت حرف بزنی یا اگر می خواهی حرفی بزنی یا باید حرفی نزنی که به کسی بربخورد يا بایستي دست به اسلحه ببری و راه میانه ای وجود ندارد. در حالی كه من فكر می كنم میتینگ برگزار كردن،‌ سخنرانی،‌ حق اعتراض، اعتصاب ، تحصن و ... ابزارهایی است كه در هر جامعه مدنی افراد باید بتوانند از آنها به راحتی استفاده كنند، اما طبیعی است كه نباید خلاف قانون رفتار كنند.
تحصن مربوط به این دوره هم نیست در اداوار مختلف انجام می شده، در صدر مشروطیت هم تحصن وجود داشته است اما آن روز متاسفانه در سفارت انگلیس تحصن میكردند یا می رفتند درحرم عبدالعظیم و... . در سال 81 یا 82 هم موقعی كه تعدادی از دانشجویان را گرفتند، نمایندگان جوان مجلس كه از طیف دانشجویان آمده بودند،‌ 24 ساعت در مجلس تحصن كردند،‌ رییس مجلس هم تعدادی از نمایندگان را مسئول كرد تا مساله را بررسی كنند آنها هم دست از تحصن برداشتندآیا این نمایندگان که از هم صنف خود دفاع کردند و اقدام آنها قانونی بوده بایستی طرد شوند.

معنایی كه از اعتدال و تندروی بر می آید بر میگردد به شرایطی كه به كار برده می شود، آیا ما انقلاب را عموماً یك حركت تندرو می دانیم،‌ یعنی فكر می كنیم كه اگر مثلاً در سال 57 مردم ایران دیگر نتوانستند رژیم شاه را تحمل كنند و انقلاب كردند،‌ این تندروی و خلاف شئون انسانی و رفتار شهروندی بوده است و باید مذمتش كرد؟

سوال: امروز هم اصلاح طلبان با مشكل رد صلاحیت های گسترده مواجه هستند، به نظرتان واكنش اصلاح طلبان نسبت به این رد صلاحیت ها چه باید باشد؟

صفايي فراهاني: رد صلاحیت ها به واقع اعمال سلیقه از ناحیه گروه خاصی است و الا قانون تکلیف کسانی که حق انتخاب شدن را ندارند مشخص کرده است. ‌ چگونه می توانیم به كسی كه محكومیت قضایی ندارد، بدنام نیست و... بگوییم صلاحیت و حق انتخاب شدن را نداری،‌ فكر می كنم این ابزاری است كه گروه انحصارطلب از آن استفاده می كند تا مخالفان خود را از صحنه دور كنند. الان بحث تحصن را داریم من بر می گردم به قبل از تحصن در آن زمانی كه دو هزار نفر رد صلاحیت شدند كه تحصن صورت نگرفته بود به چه بهانه ای آن همه از نامزدها ونمایندگان را رد صلاحیت كردند.
بحث رد صلاحیت ها در مجالس قبلی هم بود. مثلاً در مجلس چهارم عده ای رد صلاحیت شدند بعد از همان مجلس به عنوان وزیر رأی اعتماد گرفتند. خب اگر ایشان صلاحیت نداشتند چرا رأی اعتماد گرفتند. من میخواهم بگویم كه این رد صلاحیت ها براساس مبانی حقوقی و قانونی انجام نمی شود بلكه سلیقه ای است و بسته به این است كه كدام قدرت از كی می خواهد حمایت كند. این با قانون اساسی و نظرحضرت امام مغایرت دارد. در حالی كه اصل این است كه مردم خود نمایندگان را انتخاب كنند امافعلا اصل بر احراز صلاحیت گذاشته می شود ،در حالیکه مراد قانون گذاراین است كه باید عدم صلاحیت انتخاب شونده بر اساس قانون مشخص شود و بقیه اش به مردم سپرده شود.

سوال: سوال من در مورد انتخابات مجلس هشتم بوده این انتخابات را چگونه می بینید؟
صفايي فراهاني: من انتخابات مجلس هشتم را انتخابات مشکلی می بینم، در بیشتر حوزه های انتخاباتی ،‌ امكان رقابت هیچ كدام از كاندیدای اصلاح طلب كه بعضاً نماینده مجلس این دوره یا دوره قبل هم بوده اند، پست‌های معاون وزیری و مسئولیت های مختلف داشته اند وجود ندارد، ‌همه آنها به بهانه این كه احراز صلاحیت نشده اند رد شده اند، باید دید كسانی كه ادعا می كنند كه باید اینها را احراز صلاحیت كنند خودشان دارای ویژگی هایی كه اینها دارند هستند یا نه،‌ یعنی در سطح مدیریتی و اداره یك مجموعه به شایستگی و دیانت افراد رد صلاحیت شده هستند؟
من فكر می كنم آنچه كه تا الان اتفاق افتاده است،‌ امكان برگزاری یك انتخابات رقابتی را از مردم سلب می كند.

سوال: برگردیم به تحصن مجلس ششم، نقش مرحوم بورقانی در انجام این تحصن چه بود؟
صفايي فراهاني: واقعاً‌ از فوت ایشان متاسفم، یكی از بهترین دوستان و یاران را از دست داده ایم كه جای تاسف بسیار دارد. به همه دوستان و همه اهالی مطبوعات و همه كسانی كه نگران آینده ایران هستند تسلیت می گویم.
در جریان تحصن ،‌ چون خودم مسئولیت هماهنگی و فعالیت های اجرایی متحصنین را بر عهده داشتم از كسانی بودم كه معمولاً شب ها دیرتر از همه می رفتم برای خوابیدن،‌ گاهی اوقات از ساعت 2 هم می گذشت، تعدادی از دوستان مسئول تنظیم بیانیه یا مطالبی برای روز بعد كه نشست های تحصن انجام می شد، بودند اكثر آنها مطالبشان را آماده می‌كردند و احمد باید آنها را ویرایش می كرد. او تا ساعت 3 یا 4 نیمه شب بیدار می ماند و با دقت و وسواس تمام این نوشته ها را می خواند و با قلم شیوایی كه داشت آنها را اصلاح می كرد تا برای روز بعد آماد باشد. در تمام نشست های عمومی كه برگزار می شد، ایشان پای ثابت بودند،‌ هم سازماندهی می كرد و هم كمك می كرد برای برگزاری آن، جزو معدود بچه هایی بود از نمایندگان مجلس ششم كه خیلی بی سرو صدا و بی تظاهر كار مستمر می كرد و در زمان تحصن هم همین كار را انجام می‌داد. بدون آنكه بخواهد نشان دهد كه كاری انجام می دهد،‌ بی سرو صدا و آرام وقت زیادی می گذاشت و با انرژی كامل كارش را انجام می داد. خیلی متاسفم از این كه چنین انسان والایی از میان ما رفت. شاید خانواده اش راضی نباشند كه این حرف را بزنم،‌ اما رفتن به خانه احمد بورقانی و مشاهده زندگی او شاید برای خیلی از آحاد جامعه روشن كننده باشد كه ببینند نماینده واقعیشان چگونه زندگی می كرد،‌ شاید تنها سرمایه ای كه برای خانواده اش مانده است اسم احمد است وكتاب های او. خانه بسیار ساده ای در جاده تهران نو با انبوهی از كتاب كه نشان دهنده نگرش احمد بود، همیشه سعی می كرد با مطالعه بیشتر بتواند با اطلاعات بیشتر بهتر خدمت كند. چه در مقطعی كه در وزارت ارشاد بود و بعد كه نماینده شد از پركارترین و ساده ترین نیروهای مومن انقلاب بود.


نظرات

رضا شمس :

از مصاحبه های قوی اقای فراهانی لذت بردیم از ایشان کمال تشکر را داریم امیدوارم روزی به حق مان برسیم

 

مسعود :

انصافا زیبا و از سر قدرت بود.جناب صفایی چون اطلاعات خوبی دارند چه در کمیته ی انتقالی و چه در مجلس و... می توانند با قدرت حرفهای خود را به گوش همه برسانند.
موفق باشیدو پیروز.

 

محمد :

زنده باد

 

:

از برنامه نود من خیلی علاقمند اقای صفایی فراهانی شدم واقعاً برای این مملکت متاسفم که این چنین افرادی باید در حاشیه باشند و افراد بی سواد همه کاره

 

محمد :

به راستي چه كاري براي اعتراض به يك عملكرد غير قانوني به اندازه يك اعتراض قانوني و دموكراتيك مثل تحصن آن هم با رعايت همه جوانب ميرسد؟

 

محمد :

مرهبا به مدیری چون شما.امیدوارم در انتخابات ریاست جمهوری آینده،نام شما را در برگ رای بنویسیم.

 

:

اصلاح طلبان يا كارهاشان را خيلي زود انجام مي دهند مثل اصلاح قانون مطبوعات يا خيلي دير مثل تحصن

 

:

چه عجب بالاخره یک نفر پیدا شد ومرد ومردانه و به حق از تحصنی که حداقل اعتراض میتوانست باشد دفاع کرد.
آخه مگه در بیشتر روزها اخبار اعتصاب و تحصن اصناف مختلف دز شرق و غرب عالم را به تصویر نمیکشد
وقتی 80نماینده بعداز 4سال صلاحیت کاندیداتوری ندارند ووقتی با سیاستهای شورای نگهبان قول های امام راحل برای حق مردم در تصمیم گیری غیر قابل اعمال میشود تحصن حداقل اعتراض بود هرچند باید اعتراف کرد دیر به این راه حل رسیدید.
عبدا..

 

mohammad :

انضافااقاي ضفائي يکي از مديران ارزشمندوبزرگ جمهري اسلامي ايران ميباشد

 

noori :

اي كاش همه اصلاح طلبان در گفتار وانديشه صراحت جناب آقاي صفايي ومرحوم بورقاني و... را داشتند گرچه در ميان عده اي از اصلاح طلبان، دوستان فوق به تندروي محكوم مي شوند كه اينگونه نيست امروز دهه سوم انقلاب راپشت سر مي گذاريم . مشخص نيست كه براي كشور چه برنامه اي داريم وهنوز دغدغه وغم چندكشور در امريكاي لاتين وخاورميانه و...را داريم درصورتيكه در كشور اسلامي ما فقر، اعتياد، و...بيداد مي كند.پيشنهاد مي كنم سران اصلاح طلب به فكر كشف ومعرفي افرادي نظير صفايي كه ازمديريت وبرنامه ريزي آگاهي دارند ومردم مي توانند به آنان اعتماد كنند براي انتخابات رياست جمهوري بعدي وپيشرفت كشورباشند

 

شاپور :

چرا اصلاح طلبان در مقابل يک عمل غير قانوني شوراي نگهبان خود را موظف به دفاع مي بينند. رد صلاحيت بدليل تحصن غير قانوني است. در کجاي قانون گفته شده داوطلب را ميتوان بدليل تحصن رد صلاحيت کرد.

 

م امین ک :

دوستم پیشنهاد جالبی داد.ریاست جمهوری.
منتظریم

 

ایرج :

منم امیدوازم در انتخابات آینده بتونم به شما رای بدم.به امید سربلندی ایران عزیز

 

مسعود :

جناب صفايي به حق سرمايه اي بزرگ براي حزب است.

 

نوید :

"مرهبا به مدیری چون شما.امیدوارم در انتخابات ریاست جمهوری آینده،نام شما را در برگ رای بنویسیم"
همچنین بنده

 

مجید :

مصاحبه بسیار شیوایی بود . مرحوم بازرگان همیشه می گفت: " آزادی گرفتنی است" حال روزی با تحصن ، روزی با تحریم انتخابات غیردموکراتیک.

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد