کارگزاران: مجید انصاری دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز و سرلیست ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم است. عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، چهار دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی، معاون حقوقی و امور مجلس در دولت سیدمحمد خاتمی، رئیس پژوهشكده امام خمینی و انقلاب اسلامی، بخشی از سوابق اجرایی است كه اینك او را مردی آشنا و آگاه با فراز و فرودهای عرصه سیاست كرده است. خودش معتقد است زندگی سیاسی سختترین زندگیهاست و قصد دارد در اولین فرصت طی گفتوگویی سختیهای زندگی سیاستمداران را تشریح كند. با این حال دفاع از منافع ملی و جلوگیری از روند تخریبی كه نامش از سیاستهای غلط دولت است را دلیل حضور در عرصه رقابت میداند و آنگونه كه تشریح كرده كنترل تورم و گرانی و ایجاد رونق اقتصادی مهمترین برنامه اصلاحطلبان است. لیدر فراكسیون تاثیرگذار اقلیت مجلس پنجم به طرفداران منتقد اصلاحطلبان میگوید: نشستیم محاسبه كردیم بین خود و خدا، بین خود و میثاقی كه با مردم بستهایم و منافع ملی را گذاشتیم وسط. دیدیم كنار كشیدن از صحنه انتخابات جز زیان قطعی نیست و رفتن به مجلس حداقل منفعت احتمالی را در بر دارد.
آقای انصاری اصلاحطلبان در طول چند هفته گذشته مدام تكرار كردهاند كه انتخابات رقابتی نیست و مشخصا خود شما عملكرد هیاتهای اجرایی و نظارت را تنگ نظری خواندهاید. چه ضرورتی برای شركت در انتخابات غیررقابتی احساس كردهاید؟
اینكه گفته میشود رقابتی نیست یعنی در 290 كرسی مجلس ما امكان رقابت كامل نداریم. از اول هم گفتهایم در جاهایی كه امكان رقابت وجود داشته باشد اصلاحطلبان در انتخابات شركت میكنند. آخرین وضعیتی كه دوستان ما در ستاد بررسی كردند نشان میدهد در نصف كرسیها امكان رقابت برای ما وجود دارد. البته معنی این حرف هم این نیست كه در این نصف كرسیها، گزینههای اصلی را داشته باشیم، بلكه در برخی حوزهها نامزد اول و دوم رد شده و نفر سوم تایید شده است. به هر صورت در عرصه سیاست نمیشود قائل به صفر و صد بود. منافع نسبی است، رقابت هم نسبی است. ما دوست داشتیم كه رقبای ما صحنه را به گونهای مدیریت میكردند كه امكان رقابت صددرصدی را برای اصلاحطلبان به وجود میآورند و در یك فضای عادلانه هر جریان سیاسی وزن خودش را میسنجید. اینكه با ایجاد انواع محدودیتها برای رقیب، جریان اكثریت را برای خود كسب كنند و بعد ادعا كنند ما محبوبیت مردمی داریم و شما ندارید، حداقل یك بد اخلاقی انتخاباتی است. البته آنچه كه در عرصه بررسی صلاحیتها اتفاق افتاد فراتر از بداخلاقی انتخاباتی بود، یك حقكشی آشكار بود. در عین حال ما فكر میكنیم برای دفاع از منافع مردم و منافع ملی هر تعداد از اصلاحطلبان كه در مجلس باشند میتواند موثر باشد.
تجربه ادوار گذشته مجلس به خصوص مجلس پنجم كه ما در اقلیت بودیم این درس را به ما داده است كه یك اقلیت فعال میتواند در خیلی از موارد به اكثریت مجلس تاثیرگذار باشد. بهخصوص در حوزههایی كه خیلی جنبه سیاسی ندارد، هر گروهی كه دارای طرح و برنامه باشد امكان همراهسازی نمایندگان مستقل حتی اصولگرا را دارد.
آنچه در بررسی صلاحیتها اتفاق افتاد تحقق نگرانیهایی بود كه از پیش حدس زده میشد. در طول یك ماهه اخیر و بهخصوص وقتی اصلاحطلبان تصمیم خود مبنی بر شركت در انتخابات را اعلام كردند، برخی گمانهها و تحلیلها مطرح شد مبنی بر اینكه اصلاحطلبان به خاطر عدمحذف از عرصه سیاست رسمی نه بهصورت جدی كه بهگونهای تشریفاتی در انتخابات حاضر شدهاند. همان چیزی كه به عنوان فرجام نهضت آزادی تعبیر شد. آیا واقعا حضور شما حضور جدی است؟ آیا شما برای مجلس هشتم برنامه اساسی دارید؟
این تعبیر حضور تشریفاتی كه اصلا تعبیر درستی نیست. ما نه برای زینتالمجلس بودن به صحنه آمدهایم و نه برای حفظ خودمان در قدرت به هر قیمتی. چون قدرتی كه نتوان از آن در جهت منافع مردم استفاده كرد، هیچ ارزشی كه ندارد، موجب دردسر هم خواهد بود. ما بر اساس اصل عقلایی نسبیت در زندگی و كسب منفعت و مصلحت به میدان آمدهایم. این اصل نسبیت در زندگی فردی هم هست بالاخره هر كسی در زندگی یك ایدهآلهایی دارد كه ممكن است در عمل به دلیل موانع مختلف نتواند به آن ایدهآلها به صورت صددرصد برسد. هرگز كسی كه ناتوان از دستیابی به ایدههای بلند است مایوس نمیشود و از زندگی دست نمیشوید، بلكه تلاش میكند به هر اندازهای كه توانست به اهدافش نزدیك شود. خلاصه حرف اصلاحطلبان این است كه رهاكردن صحنه انتخابات و واگذار كردن داوطلبانه مجلس در حوزههایی كه امكان رقابت وجود دارد، همراهی با جریان تمامیتخواهی است كه مایل است از بخشی از صدای مردم در كشور شنیده نشود، بخشی از اندیشه مردم انعكاس نداشته باشد. آیا اگر ما به صحنه نمیآمدیم، جامعه حق نداشت كه از ما بپرسد چرا شما با نیامدن خود بخشی از حقوق جامعه را تضییع كردید و كمك كردید به یك ناهنجاری سیاسی؟
به هر حال اگر تمامیتخواهی و انحصارطلبی و حذفها یك اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی است نباید با نیامدن خود به این جریان كمك میكردیم. آمدن ما آمدن جدی است. برای مجلس هشتم برنامه داریم. برنامه ما از ماههای قبل تدوین شده و در سایت ائتلاف اصلاحطلبان منتشر شده است.
برنامه مذكور هم كلیگویی نیست چون كسانی كه آن را تنظیم كردهاند جمعی از مدیران سابقهدار اجرایی، وزرا، نمایندگان سابق مجلس و كسانی كه در تدوین چند برنامه توسعه قبلی دخیل و سهیم بودهاند، هستند.
من به جد معتقد هستم جریان اصلاحطلبان حتی اگر در اقلیت هم باشد، قادر خواهد بود با منطق درست جریان اكثریت را در امور مهم حداقل در مسائل غیرسیاسی در جهت منافع مردم همراه كند و یك كار مشتركی را در جهت تحقق سند چشمانداز 20 ساله بردارد یا لااقل جلوی حركت تخریبی كنونی كه هم در اقتصاد و هم در مدیریت و هم در عرصه روابط بینالملل ما را با چالشهای بزرگی مواجه كرده، بگیرد.
آیا اصلاحطلبان در برابر آنچه تنگنظری خواندند واكنش مناسب و كافی نشان دادند. آیا شما و البته بزرگان اصلاحات از همه خلاقیت و پتانسیلهای خود استفاده كردند. آیا به جز چانهزنی هیچ راه دیگری نبود؟
در حدی كه احتمال تاثیر میدادیم، پیگیری كردیم. چه رایزنیهای شخصیتهای برجستهای مثل آقای خاتمی، كروبی و هاشمی و چه اقدامات جمعی و چه اعتراضاتی كه در سخنرانیها و بیانیهها اعلام كردیم. حتی با برخی چهرههای شاخص اصولگرا كه به انصاف و مصلحتگرایی معروف هستند صحبتهایی داشتیم و اعتراض به این نحوه ردصلاحیتها انحصار به جریان اصلاحطلبی نداشت. تعدادی از كاندیداها كه برگشتند (تایید شدند) نتیجه همین اقدامات بود.
گرچه كافی نیست و انتظار داشتیم هم تعداد بیشتر و هم چهرههای موجه و شناخته شده تایید شوند؛ بهطور نسبی موفق بودیم نه بهطور كامل.
در برابر این سوال كه ممكن است در ذهن هموطنان باشد كه ما چرا آمدیم و در انتخابات شركت كردیم باید بگویم آیا با نیامدن ما مشكلی حل میشد؟ تمام قرائن و شواهد نشان میدهد كه یك رقابت درون جریانی را سامان دادهاند و امكان اینكه لیستهای متعددی را در جریان اصولگرایی یا جریانات میانهراه بیندازند و ظاهر یك انتخابات رقابتی را به صورت نمایشی فراهم كنند، وجود داشت. ما خودمان را داوطلبانه از عرصهای كه میتوانست منافع نسبی برای مردم و كشور داشته باشد محروم میكردیم. ضمن اینكه من شخصا نگاهم به انتخابات یك نگاه تكلیف دینی و ملی هم هست. بالاخره من وصیتنامه امام را به عنوان یك منشور سعادت راهنمای زندگی خودم قرار دادم. حضرت امام كلید حل مشكلات را، پایه اقتدار و ماندگاری نظام را بر حضور مردم در صحنه میدانستند و انتخابات مجلس را نماد این حضور میخواندند. حضرت امام هرگاه یك نمانده برتر را ذكر میكنند از مرحوم مدرس یاد میكنند. تكیه كلام امام هم این بود كه «او یك تنه در مجلس ایستاد.» بالاخره ممكن است در مقطعی كسی یكتنه هم در مجلس بایستد و موثر باشد. البته شرایط مجلس را با آن دوران مقایسه نمیكنم. بیشتر این تنگ نظریها ناشی از نوعی كوتهبینی است.
تصور اینكه یك جریان اگر همه چیز را در دست داشته باشند بهتر میتوانند خدمت كنند یا دشمن پنداری جریان رقیب، و اگر نه همین الان میبینید كه صدای اعتراض در جریان اصولگرایی نسبت به سیاستهای نادرست بلند شده است.
شما در حالی معتقدید كشور با مشكلات عدیده دست و پنجه نرم میكند كه اصولگرایان حاكم مدعیاند كشور در بهترین شرایط قرار دارد و مسیر پیشرفت خود را طی میكند. اتفاقا شما را هم متهم میكنند كه چشم دیدن این پیشرفتها را ندارید. این مشكلاتی كه شما اشاره میكنید چیست؟ در چه حوزههایی است؟
این مشكلات آنقدر آشكار و ملموس شده است كه دیگر انكارش غیرممكن است. اگر برگردید به یكی، دو سال پیش وقتی كه ماها از طرق مختلف نسبت به مشكلات اقتصادی كه در راه بود هشدار میدادیم همین انكارها وجود داشت و متهم میشدیم به كارشكنی یا به قول شما متهم میشدیم به اینكه چشم دیدن پیشرفتها را نداریم. ما صادقانه و دلسوزانه هشدار دادیم، چه در قالب نامه اقتصاددانان چه به صورت فردی. نیت ما هم كمك به دولت بود. امروز هم ما آرزو نداریم كه دولت ناموفق باشد چون عدمموفقیت دولت در درجه اول موجب زیان جامعه و مردم میشود.
ما مایل بودیم و هستیم كه دولت موفق باشد اما احساسمان این است كه برخی اقدامات دولت در جهت موفقیت نیست. امروز میبینید كه در این حوزهها متحدین سابق دولت در مجلس به منتقدین پیوستهاند. مثلا بحثهای بودجه امسال را اگر دنبال كنید، گزارشهای مركز پژوهشهای مجلس و مصاحبهها و مناظرههایی كه خود من در این مدت با كسانی چون باهنر و خوشچهره داشتم، دیدم، انتقادات ما را یا تایید میكنند یا تندتر از ما بیان میكنند. فكر میكنم این روند در خود دولت هم رو به پیشرفت است. چند نامهای كه رئیس كل بانك مركزی نوشتهاند نشان از این دارد كه بالاخره نیروهای اقتصاددان در درون دولت هم برای همیشه نمیتوانند اظهار كنند كه وضع موجود هیچ اشكالی ندارد. در سایر عرصهها هم به تدریج واقعگرایی در دولت حاكم خواهد شد یعنی واقعیات با كمی تاخیر خودش را آشكار میكند. به همین سبب احساس میكنیم كه گفتمانها در حال تغییر است. یعنی گفتمان درون دولت هم به سمت واقعگرایی البته با كندی بسیار زیاد در حال پیشرفت است. درخواست ما از دولت و جناح رقیب این است كه احتمال بدهید در جریان رقیب شما كسانی هستند كه مشكلات و مسائل را میفهمند و دلسوز كشورند. چرا داوطلبانه خودشان را از اندیشه دیگران محروم میكنند. امام علی(ع) میفرمایند: كسی كه با دیگران مشورت میكند شریك عقل و خرد آنها میشود. خب و دولت باید استقبال كند از اینك حرف و استدلال رقیبان را بشنود و اگر حرف حسابی در آن هست شجاعانه بگوید ما اشتباه كردیم.
ولی سیر حوادث در یكی، دو سال گذشته متفاوت از آن چیزی است كه شما فرمودید اگر با تسامح بپذیریم كه در بدنه دولت نوعی واقعگرایی با سرعت بسیار كم رسوخ میكند اما در راس دولتهای سیاستهای قبلی كه مورد انتقاد اصلاحطلبان بوده است، تداوم دارد.مثلا آقای رئیسجمهور نهتنها وقعی به قطعنامه سوم شورای امنیت نمیگذارند بلكه مدعی هستند سه فایده بزرگ برای ملت ایران دارد.فكر نمیكنید یك مقدار خوشبینانه قضاوت میكنید و كار شما با این دولت بسیار سختتر از آن چیزی است كه فكر میكنید؟
كار ما سخت است. ولی در جریان اصولگرایی هم انتقادات جدی نسبت به دولت است. وقتی میبینید در مجمع تشخیص مصلحت نظام بودجه بررسی میشود مغایرتهای بزرگی كه این لایحه با سند چشمانداز و سیاستهای كلی تنظیمی رهبری انقلاب داشته است، اعلام میشود، تقریبا همه اعضای مجمع رای میدهند و این انحرافات را گوشزد میكنند. همین مسائل در حوزه سیاست خارجی هم هست. خیلی عجیب است كه رئیس جمهور ادعا كنند قطعنامه برای ما فایده داشته است. اگر اینطور است چرا به تصویب كنندگان میتازیم؟ باید از آنها تشكر كنیم! یعنی آمریكا و انگلیس و دیگران به نفع منافع ملی ما كار كردند؟ این حرف عجیبی است ضمن اینكه چه كسی میتواند آثار سنگین این نوع قطعنامهها را انكار كند. محدودیتهایی كه برای نظام بانكی ما، برای تعامل تجار و بازرگانان و صنعتگران ما ایجاد میشود، وجهه بینالمللی ما مخدوش میشود، فشارهایی كه به شهروندان ایرانی در كشورهای دیگر وارد میشود یا فشار بر شهروندان داخل برای سفر به خارج تحمیل میشود، عزتی كه ممكن است مخدوش شود. این سخن به معنی تسلیم شدن در برابر زیادهخواهیها نیست. ما باید راه درست خود را برویم. همه راههای عقلایی را پیش بگیریم. اگر دشمن خواست دشمنی بورزد در آن صورت همه مردم میپذیرند كه از كشور دفاع كنند و رفتار دولتمردان را تایید میكنند. مثل جنگ تحمیلی. پافشاری بر منافع ملی یك حرفی است مورد قبول همه. اما اتخاذ سیاستها و گفتمانی كه شما همواره پالس منفی به دنیا مخابره كنید و بهانه به دست دیگران بدهید تا برای نیات شوم خود علیه ملت سندسازی كنند؛ هیچ توجیهی ندارد. ما تجربه موفق سیاست خارجی دولت خاتمی را پیشرو داریم. ایشان با حفظ منافع ملی به گونهای رفتار كردند كه ایران در اوج اقتدار عزتمندانه دیپلماسی بود.
ستاد ائتلاف اصلاحطلبان برنامههای خود را در سه محور كنترل گرانی و ایجاد رونق اقتصادی، مقابله با تحجر و دفاع از اندیشههای امام(ره) و احیای منزلت و كرامت ایرانیان در عرصه بینالمللی، اعلام كرده است. بفرمایید در صورت ورود به مجلس برای كنترل گرانی و ایجاد رونق اقتصادی چه میخواهید بكنید؟ اساسا چه ابزار و پتانسیلی برای كنترل گرانی در دست دارید؟
اینها راههای علمی دارد كه سایر كشورها آن را رفتهاند. ما نمیخواهیم در همه حوزهها خط تولید علم را از صفر شروع كنیم. اقتصاد یك علم است و یك پدیده زنده پویا. مانند هر پدیده اجتماعی زنده دیگر كه اگر عوامل پویایی را در آن تقویت كردید به رشد و شكوفایی میرسد و اگر عوامل ركود را تزریق كردید بیمار میشود و ممكن است به مرگ منجر شود. ما خوشبختانه طی هفت، هشت سال گذشته تجربه عینی را پیشرو داریم كه با اتخاذ یك سلسله سیاستهای به هم پیوسته مدبرانه بر بحرانها و مشكلات اقتصاد ناشی از جنگ و تخریب زیرساختها مسلط شدیم در دوره آقای هاشمی اولویت رفت به سمت بازسازی و ایجاد زیرساختها. در دوره آقای خاتمی با استفاده از آن سند بستر فراهم شده به سمت توسعه زیرساختها، ایجاد امنیت و ثبات اقتصادی و تولید نرمافزارهای راهگشا حركت كردیم. نرمافزارها بیشتر در حوزه قانون بود مثل قانون جلب و حمایت سرمایهگذاری خارجی، قانون مالیاتها، برنامه توسعه چهارم و بسیاری تدابیر خردمندانه از جمله تاسیس حساب ذخیرهارزی به منظور هدایت كردن مازاد درآمد نفت به بخش تولید، كنترل حجم نقدینگی، كنترل حجم دولت، كاهش هزینههای دولت، میدان دادن به بخش غیردولتی اعم از خصوصی و تعاونی نتیجه مجموعه این سیاستها این شد كه سیل تورم رو به كاهش گذاشت و از حدود 20 درصد در پایان دولت آقای خاتمی به حدود 12 درصد رسید و طبق برنامه الان هم میبایست 5/8 درصد باشد. ولی وقتی این سیاستهای اقتصادی در دولت جدید وارونه شده به اذعان خود دولتیها تورم امروز حدود 2/17 یا بالاتر است.
آماری كه بانك مركزی برای بهمنماه داده بود نرخ تورم 2/20 درصد بود.
علت اختلافات آمار مربوط به نحوه محاسبه است ولی آنچه كه شكی در آن نیست تورم واقعی بیش از این حرفهاست. این هم احتیاج به استدلال ندارد. مردم با تمام وجود درك و لمس میكنند. اگر جدولی از شاخص خردهفروشی اقلام عمده مصرفی زندگی مردم و در راس آن مسكن و بعد مواد پرمصرف مثل مواد پروئینی و كالاهای اساسی ترسیم كنید، معلوم میشود قیمت گوشت چقدر بوده، حالا چقدر شده است، حبوبات چقدر بوده چقدر شده، مسكن 300 درصد رشد كرده است. اینها چیزی نیست كه كسی بتواند كتمان كند.
آنچه شما فرمودید توصیف مشكلاتی است كه به گفته خودتان همه میدانند. اینكه از راههای علمی مشكلات را حل میكنیم هم بیان یك ادعا یا شعار است. سوال این است اصلاحطلبان در صورت راهیافتن به مجلس با استفاده از چه ابزار و مكانیسمی میخواهند برنامه اقتصادی خود را پیاده كنند. حتما اطلاع دارید كه آقای رئیسجمهور اخیرا به تورمزا بودن بودجه سال آتی اذعان كرده و البته مسوولیت آن را متوجه مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس هفتم كردهاند. قاعدتا سال آینده بسیاری از كاسه كوزهها سر شما اصلاحطلبان شكسته خواهد شد. شما در مواجهه با چنین دولتی چگونه میخواهید تورم را كنترل كنید؟
تخریبی كه توسط دولت در بودجه صورت گرفته را میشود ظرف چند ماه در مجلس جبران كرد. ضربات سنگینی به اقتصاد وارد شده است. در بخش تعامل اقتصاد جهانی باید حتما یك سیاست تعامل مثبت را در پیش بگیریم. همانكاری كه در دولت آقای خاتمی شد. اگر برگردید به ابتدای دولت اصلاحات میبینید روابط خارجی به قدری تیره بود كه سفرای اروپایی همه از ایران رفته بودند برای فعالیتهای اقتصادی خطوط اعتباری وجود نداشت. ولی با متانت و اتخاذ یك سلسله سیاستهایی توانستیم بر این مشكل غلبه كنیم.
به نظر من در مجلس میتوانیم از بخشی از اینگونه راهكارها كه در اختیار مجلس است استفاده كنیم و البته چون راهكار دیگری برای برونرفت از مشكلات نیست به نظرم بخشی از اصولگرایان با ما همیاری خواهند كرد.
یعنی معتقدید امكان نزدیكی اصلاحطلبان با برخی اصولگرایان در مجلس آتی وجود دارد؟
روی اصلاح ساختارهای اقتصادی خیلی امیدوار به همیاری آنها هستم.
صحبتها و رایزنیهایی هم شده یا فقط امیدوارید؟
نه، صحبت نشده است. تجربهای كه در بحث بودجه داریم ما را به این امر نزدیك میكند.
لایحه بودجهای كه دولت به مجلس داده بود خیلی مشكلات اساسی داشت. برخلاف چندین اصل از اصول قانون اساسی، خلاف قوانین موضوعه مختلف بود و اصلا قابلیت اجرا نداشت. رایزنیها و تعاملی كه مجموعه دوستان داشتند با هم بهطور نسبی اصلاحاتی در لایحه صورت گرفت. این نكته را داخل پرانتزی میكنم كه آقای رئیسجمهوری اتفاقا باید از اقدامات مجلس تشكر میكرد. مجمع تشخیص مصلحت هم 6-5 نظری كه داد همه در راستای كنترل افزایش گرانی و تورم بود. با این حال من یك گام خوشبینانهتر دیگر برمیدارم و معتقدم كه چون آثار سوء سیاستهای عجولانه اقتصادی و سیاسی به تدریج خود را نشان میدهد- و حتما دولت هم مایل نیست ناموفق باشد، تردید ندارم كه آقای رئیسجمهور و دولت هم مایل به خدمت به مردم هستند منتها برنامهای كه در پیش گرفتهاند شاید به خلاف نسبتشان منجر شود- لذا معتقدم برنامه اصلاحطلبان در مجلس هشتم از ناحیه كارشناسان واقعگرای دولت هم مورد اقبال واقع خواهد شد چون اگر اقبال نكنند به معنی رسیدن آنها به بنبست خواهد بود. از این حیث من تاثیرگذاری اصلاحطلبان در مجلس را حتی در صورت اقلیت بودن، تاثیرگذاری تمامكنندهای میدانم.
محور دیگر برنامههای اصلاحطلبان مقابله با تحجر و دفاع از اندیشههای امام است. نمود این تحجر چیست؟ این مسئله اینقدر اهمیت داشته است كه شما مجزا به آن به عنوان یك محور اشاره كردهاید؟
نمودهای تحجر در حوزههای مختلف متفاوت است. در نگاه دینی تحجر عبارت از این است كه ما بدون توجه به فلسفه احكام و جوهره دین كه بارور كردن خرد آدمی و كرامت انسانی است، رفتار كنیم.
اگر با این دید به دین نگاه كنیم كه خداوند به عنوان شارع، حكیم است و علیم لذا هیچ حكمی را در دین بدون داشتن یك حكمت اساسی و بنیادین وضع نكرده است، میرسیم به فقه امام. فقه منعطف برای سازماندهی یك زندگی پرنشاط و عزتمند دنیوی و اخروی برای بشر. لذا عنصر زمان و مكان در اجتهاد نقشی پیدا میكند. مثلا امام موسیقی سابقا حرام را حلال میكنند. ما با این نگاه میتوانیم قوانین را طبق فتاوای جدید اصلاح كنیم.
در حوزه اعتقادات به ماوراء طبیعت هم، بالاخره امام زمان(عج) یك حقیقت درخشان در عالم وجود است ولی فرق است بین تفكری كه میگوید امام زمان در دوره بلوغ دانش و عقل بشر ظهور میكند و دولت او دولت علم بنیاد و خردبنیاد است، با كسی كه نگاهش یك نگاه خرافی و خوابنما بوده و ارتباطات پشت صحنه با امام داشتن است.
امام خمینی(ره) با همه قداست و عرفانی كه داشتند هیچكجا ادعا نكردند كه خدمت امام زمان میرسم و تصمیماتم با الهام ایشان است. نهتنها ادعا نداشتند بلكه اگر ادعایی هم میشد بسیار برآشفته میشدند. آیتالله توسلی در مجمع تشخیص مصلحت به گوشهای از این چیزها اشاره كردند. ولی حالا میبینیم كه بازار ادعاها به قدری فراخ شده كه هر رمالی ادعای ارتباط با امام زمان را دارد.
یكی دیگر از موضوعات و دغدغههای اصلاحطلبان سلامت انتخابات و صیانت از آراست. شما در ستاد ائتلاف اصلاحطلبان آیا همچنان از این بابت نگرانی دارید؟ چه تدابیری برای آن اندیشیدهاید؟
ما اصل نگرانی را داریم. متاسفانه قانون و نظام انتخاباتی ما یك نظام فرسوده، سنتی و آسیبپذیر است. بهخصوص در شهری مثل تهران كه داوطلبان زیادند و هم رایدهندگان.
ما در درجه اول امیدمان به امانتداری مسوولان است. نظرمان به این است كه مسوولان اجرایی و نظارتی توجه دارند كه آرا امانت سنگینی از طرف مردم دست آنهاست و حفظ امانت یكی از نشانههای ایمان است.
تدبیری هم كه خود ما اندیشیدهایم تشكیل كمیته صیانت از آراست كه مسوول آن هم خود من هستم و افرادی از آقایان و خانمها را شناسایی كردهایم و جلسات آموزش برایشان گذاشته شده تا نسبت به قانون توجیه شوند و در روز رایگیری كنار صندوقها باشند. اگر مشكلی برای نمایندگان كاندیداها در سر صندوقها پیش نیاورند میشود گفت نظارت نسبی اعمال خواهد شد.
اگر شما با تخلفات گسترده روبهرو شوید و مطمئن باشید كه تخلفات در نتیجه تاثیر داشته است، چه میكنید؟ شما هم متخلفان را به خدا واگذار میكنید؟
روی فرضی كه هنوز انجام نشده است نمیتوان اتخاذ تصمیم كرد. ما حتما متناسب با پیشرفت مراحل انتخابات اقداماتی خواهیم داشت. اما قانون، قانون ناقصی است. تجربه انتخابات خبرگان نشان داد اگر نماینده كاندیداها در سرصندوقها حضور جدی داشته باشند خیلی موثر است. ما فعلا همه تلاشمان این است كه نیروهای خوبی را معرف كنیم برای حضور در سر صندوقها. همینجا هم از آقایان و خانمهایی كه علاقهمند به حفظ رای مردم هستند دعوت میكنیم با دو قطعه عكس و كپی شناسنامه به ستاد ائتلاف تشریف بیاورند تا برایشان كارت صادر شود.
ولی اگر خدای ناكرده اتفاق دیگری افتاد متناسب با آن تصمیمگیری میكنیم.
نكته دیگر اینكه من اگر به مجلس راه یابم طرح جامعی برای قانون انتخابات كشور دارم كه آن را با همفكری سایر دوستان ارائه میكنم تا كشور را از این دردسری كه در آستانه هر انتخاباتی گریبانگیر همه میشود نجات بدهیم. ما میتوانیم انتخابات را به گونهای علمی مدیریت كنیم و انجام دهیم كه به طور طبیعی امكان دست بردن در آرا یا خطای انسانی در آن نباشد یا به حداقل برسد. این مبتنی بر روشهایی است كه در دنیا پیاده شده و الگوهای موفقی وجود دارد كه ما میتوانیم از آنها استفاده كنیم.
آقای انصاری اصلاحطلبان در دوره گذشته دولت و مجلس ششم را در اختیار داشتند عدمتحقق برخی از برنامههای خود را متوجه موانع ساختاری و كارشكنی برخی نهادها نمودند. در مجلس ششم بسیاری از مصوبات شما پشت سر شورای نگهبان بلوكه میشد. در آخر هم كه محترمانه بسیاری از شماها را از مجلس بیرون كردند. حالا.
خیلی هم محترمانه نبود.
خب، بدتر! مگر الان چه اتفاقی افتاده، آیا موانع گذشته برطرف شده كه شما دوباره عزم ورود به قدرت كردهاید؟
باید انتظار را از مجلس تعریف كرد. اگر كسی فكر میكند نمایندگان چه اصلاحطلب و چه اصولگرا میتوانند معجزه كنند، انتظاری غیرواقعی است. مجلس به عنوان یكی از سه قوه با ساختارهایی كه ما داریم تاثیرگذار است، البته تاثیرات بسیاری هم دارد؛ قوه اول است و باید در راس امور باشد. من بارها گفتهام مجلس ششم به جز برخی از اقدامات سیاسی كه از دید من بعضا عجولانه بود یا شاید نسنجیده بود، بیتردید به زبان آمار و ارقام و كارشناسی در بعد قانونگذاری چه در بعد كمی و كیفی و چه در بعد نظارت، از مجالس موفق بعد از انقلاب بوده است. بدون اغراقگویی مصوبات اقتصادی مجلس ششم از اقدامات ماندگار و راهگشای كشور بوده است. امروز هم اگر دولت آقای احمدینژاد در حوزههایی دارد كار میكند بخش عمدهاش ناشی از قوانین خوبی است كه در مجلس ششم تصویب شد. از جمله برنامه توسعه چهارم.
آقای انصاری فكر میكنید این مصاحبهای كه ما انجام دادیم و توضیحات شما پاسخهای قانعكنندهای برای سوالات طرفداران اصلاحطلب بود؟
نمیدانم سخنان من چقدر اقناعكننده بوده اما به همه طرفداران اصلاحات عرض میكنم كه مطمئن باشند اگر راهی عقلی و شرعی در توجیه به میدان نیامدن وجود داشت من و امثال بنده بهشدت از آن استقبال میكردیم. چون حضور ما در این عرصه حقیقتا جز زحمت شخصی و جنگ اعصاب چیزی برای زندگی شخصی ما ندارد.
از طرفی هم گفتهاند «اگر هوس است یكبار بس است.» ما كه چهار بار تجربه كردهایم. به بذل پروردگار نه نگاهی به مطامع نمایندگی داشتیم و نه اساسا چیزی در نمایندگی است. زندگی سیاسی، خیلی زندگی سختی است. من اگر یك زمان مصاحبه دیگری باشد درباره زندگی سیاستمداران و سختیهای آن خواهم گفت كه «آواز دهل شنیدن از دور خوش است.»
خب، ما الان قرار میگذاریم بعد از انتخابات در اینباره گفتوگو كنیم.
موضوع مهمی است واقعا جای صحبت دارد. اما آنچه كه نشستیم، محاسبه كردیم، بین خود و خدا، بین خود و میثاقی كه با مردم و امام بستهایم و منافع ملی كشور را گذاشتیم وسط، دیدیم كه كنار كشیدن از صحنه جز زیان قطعی نیست و رفتن به مجلس منفعت احتمالی را در بر دارد. در یك محاسبه عقلانی و دو دوتایی شخصی ما از مسیری میخواهیم برویم كه یك راهش به آسیب میرسد و در یك راه دیگر احتمال سلامت است. خوب عقل میگوید از راه سلامت برو.
لذا ما فكر میكنیم جامعه باید ببیند با نیامدن به پای صندوقها منفعتش تامین میشود؟ این را كه آزمایش كردهایم. هربار در هر انتخاباتی كه طرفداران اصلاحطلبان قهر كردند ضرر كردند و قدرت رقیب را بیشتر كردند. ما نباید بگذاریم تجربه شكستخورده قهر از صندوقها یك بار دیگر پیروزی قاطع بیرقیب را در كام رقبا شیرین كند.
منبع:کارگزاران
