روزنامه اعتماد ملي: كارشناسان معتقدند كه با توجه به رشد 18 درصدي سالانه فقر در كشورخط فقر شديد استان تهران، براي يك خانوار 5 نفره تنها در سال گذشته، 650 هزار تومان بوده است. آنچنان كه حسين راغفر در گفتوگو با ايسنا تدوينگر نقشه جغرافيايي فقر كشور، كه خط فقر مطلق (شديد) سال 86 كشوري را برحسب توزيع درآمد و مصرف خانوار، 400 هزار تومان اعلام كرد با برآورد اوليه نتايج اين بررسيها گفت: خط فقر مطلق (شديد) كشوري در سال 83 را 238 هزار تومان، 84، 276 هزار تومان، 85، 325 هزار تومان و در سال 86 نيز 400 هزار تومان برشمرد و با اعلام اينكه خط فقر مطلق شهر تهران هم، در سال 86، حداقل 770 تا 780 هزار تومان بوده است، گفت: خط فقر مطلق استان تهران نيز در سال 83، 400 هزار تومان، 84، 480 هزار تومان، 85، 560 هزار تومان و سال 86، 650 هزار تومان است و اين ارقام بيانگر رشد سالانه 18 درصدي خط فقر در كشور است.
او بر پايه بررسيهاي مستند خود، درحالي افزايش شديد قيمت زمين و مسكن را از مهمترين دلايل رشد فقر در جامعه برشمرد كه زمين و مسكن از سوي بانك مركزي در كالاي سبد مصرفي خانوارهاي ايراني در نرخ تورم محاسبه نميشود.
راغفر در ادامه با اشاره به ميزان افزايش درصد جمعيت زير خط فقر مطلق در سالهاي گذشته گفت: در سال 83، 4/29 درصد، سال 84، 9/31 درصد، سال 85، 6/33 درصد و سال 86، حداقل 35 درصد جمعيت كشور در زير خط فقر مطلق به سر ميبردند. در اندازهگيري خط فقر مطلق سال 83 كشور، حداقل كالري مورد نياز يك فرد بزرگسال 2 هزار و 400 كيلو كالري محاسبه شد، اما به دليل آنكه اين ميانگين در سطح دنيا دو هزار كيلوكالري است، رقم محاسبه شده كشوري نيز تقليل يافت و بدين ترتيب جمعيت كمتري در زير خط فقر قرار گرفتند.
تدوينكننده نقشه فقر در كشور با تاكيد بر اينكه نميتوان خط فقر ملي براي كشور تعريف كرد، دلايل خود در اين باره را اين گونه اظهار كرد: به دليل تفاوتهاي فاحش در توسعهيافتگي شهر و روستا و نبود توازن آن در نقاط مختلف كشور، زماني كه خط فقر سال 83 در تهران 400 هزار تومان بود، اين رقم در سيستان و بلوچستان 178 هزار تومان محاسبه شد. به همين دليل، تعيين خط فقر ملي نيز در ايران معنا ندارد و اين، نابرابري را مخفي ميكند و فقط در كشورهايي معنا مييابد كه تفاوت توسعهيافتگي شهر و روستا و مناطق مختلف در آنجا بسيار نازل و سطح زندگي نسبتا يكسان، در چنين كشورهايي برقرار است.
متخصص حوزه رفاه اجتماعي در ادامه گفتوگو با ايسنا به چگونگي تعيين رقم جمعيت زير خط فقر نسبي نيز اشاره كرد و با اينكه تعيين دقيق خط فقر نسبي در كشورهاي توسعهيافتهاي محاسبه ميشود كه فقر مطلق آنها برطرف شده است، گفت: تعيين خط فقر نسبي در كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران، معنا ندارد.
حالا همه اين اطلاعات و گزارشها كه كنار هم قرار گيرد، تفاوت واقعيت با اخبار مديران و مسوولان كاملا مشخص ميشود، به نظر ميرسد كه به دليل اينكه بيان اين آمارها همواره نگراني مردم را در پي دارد، آمار واقعي هرگز ارائه نميشود و اين رقم همواره تقريبي است. در حال حاضر با در نظر گرفتن درآمد روزانه دو دلار و تامين 200/2 تا 500/2 كالري در روز براي هر نفر به عنوان خط فقر، حدود 50 درصد از جمعيت كشور زيرخط فقر زندگي ميكنند. در عين حال با اضافه شدن شاخصهايي همچون رفاه، تفريح و بيمه به اين مجموعه آماري، اين رقم به 80 درصد ميرسد. از سوي ديگر، اگر براي دهكهاي اول تا هفتم نيز يك زندگي اوليه را در نظر بگيريم بر اساس درآمد مورد نياز جهت تامين نيازهاي اساسي، خوراكي و غيرخوراكي از قبيل پوشاك و مسكن زندگي اين دهكها نيز زيرخط فقر قرار ميگيرد. فقر نسبي، فقر مطلق و فقر خشن جزو انواع فقر است كه به دليل تنوع و تعريف آن در سطوح درآمدي مختلف تقسيم شده است. خط فقر در تمام كشورها تعريف شده و دولتها با اعلام آن حمايتهاي لازم را از افرادي كه زيرخط فقر هستند به عمل ميآورند. اما دولت در حال حاضر قصد ندارد، نشانهاي روشن از شرايط زندگي ايرانيان را مشخص كند، چون دولت با اعلام خط فقر نوعي آگاهي را به مردم جامعه ميدهد و مردم نيز بر اساس آن آگاهي انتظاراتشان را تعريف ميكنند و برنامهريزي ميكنند تا خرج و دخل خود را به تعادل برسانند. تورم، ركود و بيكاري از جمله عوامل تاثيرگذار بر شكلگيري خط فقر است چرا كه موجب كاهش قدرت خريد مردم ميشود
