نوروز: خبرنامه داخلي جبهه مشاركت در تحليلي به بررسي سفر اخير محمود احمدينژاد به كشور ايتاليا پرداخته است و آن را با سفرهاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور پيشين به اين كشور مقايسه نموده است.
نشست سران كشورهاي عضو سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد (فائو) در رم و دعوت مديركل اين سازمان از محمود احمدينژاد، فرصتي براي او بود تا نخستين سفر اروپايي خود را تجربه كند.
رئيسجمهور اصولگرا پيش از اين نيز هرگاه دعوتنامهيي براي شركت در اجلاس منطقهيي و فرامنطقهيي دريافت داشته كوشيده برنامههاي خود را به گونهيي تنظيم كند كه بتواند در چنين نشستهايي حضور يابد. در پارهيي موارد شركت در اجلاسهايي از اين دست با اعلامهاي پر سر و صداي قبلي و اينكه همراه با ارائه پيشنهاد و راهكار از سوي دولت همراه بوده است علاقه وافر به شركت در نشستهاي مختلف جهاني در سطح رئيسجمهور، اعم از اينكه اجلاس شانگهاي در شرق دنيا يا مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك يا حتي شوراي همكاري كشورهاي خليج فارس با داعيههاي ارضي نسبت به ايران باشد در سه سال گذشته به گونهيي دنبال و ابراز شده كه كمتر فرصتي از اين دست را رئيسجمهول اصولگرا فرو گذاشته است.
حتي هنگامي كه حضور آقاي احمدينژاد در مراسم افتتاحيه المپيك پيشرو به خاطر اعلام امتناع پارهيي از سران جهان و در اعتراض به آنچه نقض حقوق بشر در منطقه «تبت» عنوان شده تقريباً منتفي به نظر ميرسد اما باز او اعلام كرده است كه در آيين گشايش مسابقات پارالمپيك (بازيهاي معلولان) شركت ميكند تا به جاي آن يك، دست كم در اين يكي حضور داشته باشد. به نظر ميرسد آقاي احمدينژاد با اين سياست چند هدف مشخص را دنبال ميكند: اول اينكه در كنار سفرهاي متعدد استاني در داخل كشور، سفرهاي خارجي را نيز تجربه ميكند.
ظاهراً تنها سفر خارجي او پيش از احراز مقام رياستجمهوري، شركت در نشست شهرداران جهان در مسكو بوده كه در تبليغات انتخاباتي نيز به دفعات مورد اشاره قرار ميگرفت. آن سفر نيز به واقع بيش از آنكه صرفاً به دعوت شهردار مسكو و براي توسعه مناسبات فيمابين صورت پذيرفته باشد به منظور شركت در نشستي بود كه طبعاً ايران و به عبارت درستتر «تهران» نيز در آن عضويت دارد. پس هدف اول نفس سفر ميتواند باشد. ظاهراً آقاي احمدي نژاد، مسافرت را بر جلسات خستهكننده پياپي ترجيح ميدهد و با انحلال شوراهاي عالي اداري مجال فراخي براي سفر- چه در داخل و چه در خارج از ايران- به دست آورده است.
دومين هدف او از پذيرش دعوتهاي مجامع، جبران كاستيهاي دستگاه ديپلماسي و كاهش سطح روابط با پارهيي كشورها است زيرا در اذهان عمومي اين تلقي يا تصور ايجاد ميشود كه سفر به كشور ميزبان آن نشست به دعوت مقامات آن كشور و نه يك سازمان جهاني مثل ملل متحد، فائو يا شوراي همكاري خليج فارس صورت پذيرفته است و به حساب فعاليت گسترده ديپلماتيك گذاشته ميشود.
انگيزه سوم ميتواند اين باشد كه عنوان شود بيش از اسلاف خود به اين نشستها اهميت داده است. كما اينكه سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور اصلاحطلب پيشين اصراري نداشت به هر دعوتي از اين دست پاسخ دهد و شخصاً هم در اجلاس اوپك شركت كند و هم به شانگهاي چين برود و هم هر سال روانه نيويورك شود تا در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كند. آقاي خاتمي پس از سال 2000 ديگر به نيويورك نرفت مگر آنكه به عنوان مبتكر ايده گفتوگوي تمدنها به اجلاسي در اين خصوص دعوت شد.
آقاي احمدينژاد يك هدف ويژه ديگر نيز دارد: اينكه ابتكارات و ديدگاههاي او مجال طرح در رسانههاي جهاني را پيدا كند. از اين روست كه در كنفرانس خبري خود در تهران، پيشاپيش وعده داد در اجلاس فائو پيشنهادهاي خود را براي رفع مشكلات مربوط به فقر و امنيت غذايي در دنيا ارائه ميكند. اين بخشي از سياستي است كه از يك سو «ديپلماسي تهاجمي» خوانده ميشود و از جانب ديگر رئيسجمهور اصولگراي جمهوري اسلامي را در مقام يك «اندرز» و «انذار» دهنده جهاني مينشاند. طبعاً هدف پنجم هم اين است كه در حاشيه اين نشستها ديدارهايي صورت پذيرد؛ اولاً با مقامات كشور ميزبان و ثانياً با سران شركتكننده ديگر.
هرچند اين نوع ملاقاتهاي حاشيهيي بدون عقد قرارداد و صرفاً تشريفاتي است و شتاب و تعدد آنها نيز مانع از آن است كه چندان جدي تلقي شوند اما گاه ميتواند تحولآفرين باشد. كما اينكه نخستين ديدار رئيسان جمهوري ايران و مصر در حاشيه يكي از سفرهاي آقاي خاتمي به نشستي بينالمللي و با حسنيمبارك صورت پذيرفت و از آنجا بود كه قرار شد روابط دو كشور از سر گرفته شود. دست آخر ميتوان به انگيزه پاياني اشاره كرد كه گفتوگو با خبرنگاران خارجي و مواجهه نزديك با آنهاست. در كنار اين موارد، در پارهيي از سفرها امكان گفتوگو با ايرانيان مقيم آن كشور نيز فراهم ميآيد.
با اين احوال محمود احمدينژاد به ايتاليا رفت تا در روزهايي كه ايران به مناسبت نوزدهمين سالگرد درگذشت رهبر فقيد انقلاب اسلامي در تعطيلات چند روزه به سر ميبرد به گونهيي ديگر خبرساز باشد. پيش از اين رئيس دولت در نقلقولهاي خود از مقامات مختلف و خاطرهگويي از سفرهاي دوران رياست جمهوري و هنگامي كه ميگفت به قارههاي مختلف دنيا رفتهام ناگزير بود اين توضيح يا جمله معترضه را هم بياورد كه البته «به غير از اروپا» ولي از اين پس ديگر ناگزير نيست اين استثنا را ذكر كند و ميتواند آسودهخاطرتر خاطره بگويد و نقل قول كند و همين ميتواند دستاوردي تلقي شود.
درست است كه تنها در مواردي معدود اين سفرها دوجانبه بوده و در غالب مواقع براي شركت در نشستي منطقهيي يا بينالمللي صورت پذيرفته اما آقاي احمدينژاد همه آنها را در قالب سفرهاي جهاني خود احصا ميكند و با اين وصف اجلاس فائو نيز بيش از آنكه شركت در نشست سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد باشد اولين مسافرت اروپايي وي به حساب ميآيد تا طلسم اين قاره نيز با تدبيري شكسته شده باشد.
با اين حال آنچه در اين سفر خبرساز شد اتفاقاً پيشنهادهاي هشتگانه او براي «رفع فقر و حل مشكلات جهان» نبود. اين بود كه رئيسجمهور اصولگراي جمهوري اسلامي هيچ ملاقاتي با مقامات دولت ايتاليا انجام نداد و ديدار با پاپ بنديكت شانزدهم در واتيكان نيز ميسر نشد. از سوي ديگر از ميان 40 تن از سران شركتكننده در اجلاس و در ديدارهاي معمول حاشيهيي به جز دبيركل سازمان ملل و مديركل فائو كه به نوعي ميزبان به حساب ميآمدند ظاهراً تنها با نخستوزير ژاپن و معاون رئيسجمهوري كوبا و احتمالاً رئيسجمهور زيمبابوه ديدارهايي صورت پذيرفته است.
دفتر رياستجمهوري اما درباره انجام نشدن تشريفات رسمي از سوي دولت ايتاليا توضيح داده است كه «دعوتكننده دولت ايتاليا نبوده و از اينرو تشريفات مترتب بر دعوت همچون استقبال رسمي را نيز طبعاً انجام نداده است.» اين دفتر درباره انجام نشدن ملاقات با مقامات ارشد دولت ايتاليا خصوصاً برلوسكوني نخستوزير اين كشور و پاپ در واتيكان نيز يادآور شده است: «نه پيش از سفر و نه حين برگزاري اين اجلاس هيچ برنامهريزي براي ملاقات با مقامات ايتاليايي يا پاپ انجام نشده بود.»
انتظار ملاقات با سيلويو برلوسكوني نخستوزير ايتاليا و پاپ بنديكت شانزدهم اولاً به سبب پيشينه اين نوع ديدارها با اسلاف آنان در دوران رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي و در جريان دو سفر رسمي و يك سفر غيررسمي او در 10 سال گذشته است و ثانياً به اين سبب كه از يك هفته قبل از اين سفر روزنامههاي ايتاليايي به تحليل اين موضوع پرداختند كه آيا مقامات ايتاليا از جمله نخستوزير سرشناس اين كشور و نيز پاپ به درخواست ملاقات محمود احمدينژاد با آنها بايد پاسخ مثبت بدهند يا نه. گفته ميشود آقاي ابوالفضل زهرهوند سفير جمهوري اسلامي ايران در ايتاليا در اين باره پيش از اين درخواستهايي ارائه يا تلاشهايي انجام داده بود.
دفتر رئيسجمهور نيز در توضيح خود «درخواست» را انكار نكرده بلكه به نفي «برنامهريزي» پرداخت كه روشن است وقتي درخواستهاي ملاقات به نتيجه نميرسد طبعاً برنامهريزي بعدي نيز منتفي ميشود. به جز اين موارد رسانههاي غربي خصوصاً روزنامههاي ايتاليايي از دعوت نشدن محمود احمدينژاد به ضيافت شام نخستوزير ايتاليا و دبيركل سازمان ملل متحد به افتخار سران حاضر در نشست رم خبر دادند.
هرچند انتظار ميرفت دفتر آقاي احمدينژاد اينگونه توضيح دهد كه به لحاظ ملاحظات شرعي (ناشي از احتمال سرو مشروبات الكلي) رئيسجمهور شركت نكرده و چون سفر به دعوت دولت ايتاليا نبوده كه بتوان انتظار داشت اين پذيرايي را حذف كنند يا حتي از موضعي انقلابي خاطرنشان كنند آقاي احمدينژاد در اقدامي نمادين در ضيافت شام شركت نكرده تا پيام اجلاس كه همدردي با گرسنگان و برنامهريزي براي رفع فقر و تامين امنيت غذايي است بيشتر شنيده شود اما توضيح دفتر رئيسجمهور هيچ يك از اين موارد نيست. اين است كه «از رئيس محترم جمهوري اسلامي ايران براي حضور در ضيافت شام نخستوزير ايتاليا و دبيركل سازمان ملل دعوت شده بود اما ايشان به دليل همزماني آن با برنامه ملاقات با جمعي از ايرانيان مقيم ايتاليا ترجيح دادند در برنامه ضيافت شركت نكنند.» هر چند به نظر ميرسد اگر رئيسجمهور به جاي 25 ساعت، يك نيم روز ديگر نيز در رم اقامت ميكرد باز امكان ديدار با ايرانيان مقيم ايتاليا فراهم بود و مشكل تداخل زماني با ضيافت نيز حل ميشد.
به هر رو از سه روز نشست محمود احمدينژاد يك شبانهروز به اضافه يك ساعت در ايتاليا بود و بدون هيچ ملاقاتي با نخستوزير اين كشور يا «پاپ بنديكت شانزدهم» يا هيچ ديدار حاشيهيي با هيچ يك از شخصيتهاي غربي حاضر و پس از نطقي حاوي پيشنهادهاي هشتگانه براي رفع فقر و حل مشكلات جهان در حالي به تهران بازگشت كه اكبر هاشميرفسنجاني در پايان همايش جهاني اسلام در عربستان سعودي با فراغ بال بيرون از دنياي سياست لباس احرام پوشيده بود. استقبال رسمي ملك عبدالله پادشاه عربستان سعودي از هاشميرفسنجاني و ورود شانه به شانه اين دو به محل اجلاس مكه بدون آنكه به لحاظ عرف ديپلماتيك هاشمي اكنون مقامي همطراز پادشاه سعودي باشد دو تصوير متفاوت از دو سفر را ترسيم كرد.
هر چند دفتر رياستجمهوري در اين باره نيز ميتواند توضيح دهد كه جنس دو سفر متفاوت است و نوع مواجهه در يك كشور غربي و تحتتاثير رسانههاي صهيونيستي را نبايد با كشوري اسلامي و در همايشي كه به نام اسلام برپا شده است مقايسه كرد. جالب اينكه شبكه خبر سيماي جمهوري اسلامي ايران، همزمان با سفر آقاي هاشميرفسنجاني به عربستان و استقبال از وي در عاليترين سطح ممكن تفسيري پخش كرد كه در آن ادعا ميشد هيچ عالم شيعهيي به همايش دعوت نشده است! تناقض دروني اين تفسير در آن بود كه آقاي هاشميرفسنجاني يا در قامت يك سياستمدار برجسته جمهوري اسلامي دعوت شده بود يا يك روحاني ارشد شيعي. اگر بر پايه صبغه سياسي بوده باشد ناخودآگاه مقايسه دو سفر را در ذهن متبادر ميسازد و اگر در جايگاه يك فقيه سرشناس عالم تشيع ادعاي آن متن را باطل ميساخت. هر چند روشن است كه حكومت عربستان با اين دعوت هر دو هدف را توامان تعقيب ميكرده است و هر قدر هم هاشمي صبغه سياسي داشته باشد با لباس روحانيت تشيع و در هيات يك روحاني شيعه در اجلاس ظاهر شده بود.
آن تفسير هنگامي مشكوكتر به نظر ميآيد كه بدانيم همزمان در يك برنامه راديويي و به بهانه يادآوري تاريخي موضوع كشتار حجاج ايراني در تابستان سال 66 و بخشهايي از سخنان نماينده وقت امام در حج پخش شد كه هيچ مناسبتي نداشت و در طول سالهاي گذشته و حتي در سالروز آن اتفاق در ميانه تابستان نيز سابقه نداشته است. سواي مقايسه ناخواستهيي كه به سبب همزماني سفر احمدينژاد به ايتاليا به منظور شركت در اجلاس فائو و سفر هاشميرفسنجاني به عربستان سعودي براي شركت در همايش جهاني اسلام پديد آمد، خاطره سه سفر پر سر و صداي سيدمحمد خاتمي به ايتاليا در سالهاي 77، 84 و 86- دو بار به عنوان رئيسجمهوري و يك مرتبه بدون عنوان رسمي و حكومتي- نيز در يادها تازه شده است. خاصه اينكه سفر آقاي خاتمي به ايتاليا هم اولين سفر اروپايي او به حساب ميآمد هر چند شخصاً پيش از اين نهتنها سفر به اروپا كه در اين قاره اقامت چند ساله نيز داشته است.
سفرهاي خاتمي به ايتاليا
هم نخستين و هم واپسين سفر سيدمحمد خاتمي در جايگاه رئيسجمهوري ايران به ايتاليا انجام شد. اولين مسافرت او در اسفندماه 1377 و در حالي صورت پذيرفت كه دو سال قبل از آن دولت ايتاليا حتي سفير خود را از تهران فراخوانده بود. رئيسجمهوري اصلاحطلب در حالي چمدانهاي خود را براي انجام يك سفر رسمي و به دعوت دولت ايتاليا ميبست كه توانسته بود انتخابات شوراها را براي اولين بار برگزار كند. (انتخابات شوراها در سال 58 نيز به صورت محدود برگزار شده بود اما احياي اصل شوراها در قانون اساسي را بايد به خاتمي و دولت اصلاحات نسبت داد.)
پيروزي اصلاحطلبان در اين انتخابات دو مشخصه داشت؛ اول اينكه در تهران عبدالله نوري كه 9 ماه قبلتر و توسط مجلس محافظهكار پنجم از وزارت كنار گذاشته شده بود به عنوان نفر اول انتخاب شد. ديگر اينكه از پيروزي آنان در انتخابات مجلس بعدي خبر ميداد و اين هر دو موقعيت خاتمي را در ايران و جهان تثبيت ميكرد. با اين حال شيريني اين موفقيت در كام خاتمي با يك اتفاق به تلخي گراييد زيرا قبل از آنكه به ايتاليا برود همكار او در دانشگاه تربيت مدرس- محسن كديور- با حكم دادگاه ويژه روحانيت روانه زندان شد. خاتمي و كديور هر دو در دانشگاه تربيت مدرس تدريس ميكردند. محسن كديور از سوي ديگر برادر جميله كديور بود كه با حكم خاتمي به عضويت هيات امناي يك خبرگزاري درآمده و در انتخابات شوراها نيز انتخاب شده بود (همسر عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در دولت خاتمي). سفر رئيسجمهور اصلاحطلب به ايتاليا در سال 1999 اوج تحرك ديپلماسي ايران به حساب آمد و به انزواي ايران پايان داد و روابط با اتحاديه اروپا در پي اين مسافرت از سر گرفته شد. با اين حال و هنگامي كه در پايان سال 1377 خاتمي به ايران بازگشت نشريهيي تصويري چاپ كرد كه القاكننده يك جام شراب در ميز مقابل رئيسجمهوري ايران بود. حال آنكه محتواي آن جام به جز آبميوه نبوده است!
اين تصوير در محل نماز جمعه تهران پخش شد تا خاتمي بداند در سفرهاي خارجي خود با چه مشكلات و مخاطراتي روبهرو است. سيدمحمد خاتمي در اين سفر علاوه بر ديدار با مقامات ايتاليايي با پاپ ژان پل دوم رهبر فقيد كاتوليكهاي جهان در واتيكان نيز ملاقات كرد. ديدارهاي مقامات سياسي با پاپ معمولاً كوتاه و يك طرفه است و آنان بيش از اينكه گوينده باشند شنوندهاند. اگر هم سخني بگويند در مقام تمجيد و طلب دعا و رهنمود است اما خاتمي هم سخن گفت و هم به مثابه نماد يا نماينده يك انديشه ديني با پاپ مواجه شد. اين ملاقات در زمره طولانيترين ديدارهايي است كه پاپ فقيد در دوران رهبري واتيكان داشته است. كافي است به ياد آوريم كه پاپ ژان پل دوم جايگاهي متفاوت و ممتاز حتي نسبت به اسلاف خود داشت. البته او به اسلام احترام ميگذاشت و براي اولين بار در تاريخ واتيكان و مذهب كاتوليك در يك مسجد در سوريه حاضر شده و اداي احترام كرده بود.
از اين رو دوست ميداشت درباره اسلام و تشيع از زبان يك انديشمند اسلامي بشنود.
خاصه اينكه پيش از اين سفير وقت جمهوري اسلامي ايران- سيدهادي خسروشاهي- را در همين لباس و با انديشههاي نو ملاقات كرده و با ذهنيت او آشنا بود. ديدار خاتمي و پاپ از ملاقاتهاي معمول سران دو كشور ايران و واتيكان فراتر رفت و سبب شد از نطق سال 2000 محمدخاتمي در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك استقبال شاياني به عمل آيد و نخستين سال هزاره سوم (2001) به عنوان سال گفتوگوي تمدنها نامگذاري شود. از اين همه اما آنچه به چشم اصولگرايان افراطي منتقد دولت اصلاحات و رئيسجمهور اصلاحطلب آمد تصوير ساختگي آن جام شراب بود كه مدتي سوژه نشريات آنها بود و بعد كه كذب بودن آن جاي بحث بيشتر باقي نگذاشت فروكش كرد تا خاتمي دريابد در هر سفر برونمرزي بايد در انتظار اتفاقات پيشبيني نشده در داخل و شايعاتي پس از بازگشت باشد.
سفر دوم: تشييع جنازه پاپ
دومين سفر رئيسجمهوري سابق به ايتاليا در حالي صورت پذيرفت كه پاپ ژان پل دوم چشم از جهان فرو بسته بود. او كه در مقام رئيسجمهوري سفرهاي اروپايي خود را با ايتاليا و واتيكان آغاز كرده بود با اين دو نيز پايان داد. هجدهم فروردينماه سال 1384 و در حالي كه در ايران كانديداهاي رياستجمهوري رقابت انتخاباتي خود را آغاز كرده بودند محمد خاتمي در آيين تشييع جنازه پاپ شركت كرد. خاتمي ميپنداشت بخت با او يار است كه جايگاه جرج بوش رئيسجمهوري امريكا دور از او درنظر گرفته شده و ميتواند در واپسين ماههاي رياستجمهوري سفر دوم را بدون حاشيه به پايان رساند. اما دو صندلي آن طرفتر براي «موشه كاتساو» يا «موسي قصاب» رئيس حكومت اسرائيل در نظر گرفته شده بود. يك ايرانيتبار زاده يزد كه طبعاً فارسي ميداند. منتها چون در بين مقامات اسرائيل نخستوزيران اين رژيم شناخته شدهاند معمولاً چندان خبري از رئيسجمهور نيست كه مقامي تشريفاتي به حساب ميآيد و قطعاً چهره او براي رئيسجمهور ايران نيز آشنا نبوده است. هر چند خاتمي به سرعت دريافت آنكه با دو صندلي فاصله نشسته كسي جز رئيسجمهور رژيم صهيونيستي نيست اما عكاسان شكارچي سوژه اين فرصت را يافتند كه تصاويري را مخابره كنند كه هر دو را در يك قاب تصويرنشان دهد. تبار ايراني و زاده يزد بودن «موشه كاتساو» نيز اين امكان را به برخي داد كه ادعا كنند دو رئيسجمهور با گويش يزدي خوش و بش كردهاند. خبري كه صحت آن بيش از جام شراب در سفر 7 سال قبل نبود! اين اشاره هم جالب و قابل تامل است كه در حالي كه رسانههاي مختلف غربي در دنيا مراسم تشييع جنازه پاپ را به صورت مستقيم پوشش ميدادند و قالي نفيس ايراني كه زير تابوت قرار داشت و سيماي محمد خاتمي بيش از مولفههاي ديگر جلب توجه ميكرد، تلويزيون جمهوري اسلامي چندان به اين خبر نپرداخت. رئيسجمهوري وقت ايران آخرين سفر اروپايي خود را نيز در حالي به پايان برد كه تا مدتي درباره حضور رئيسجمهور اسرائيل حاشيهپردازي ميشد.
سفر سوم: پاپ بنديكت شانزدهم
سيدمحمد خاتمي در مردادماه 1384 رياستجمهوري را به محمود احمدينژاد تحويل داد. اصولگرايي كه در جريان شكايت از روزنامه سلام صراحتاً گفته بود در انتخابات دوم خرداد 76 به رقيب خاتمي راي داده است و اين انتقال ناباورانهترين حالت براي دوران پس از اصلاحات بود. با اين حال او بدون عنوان رئيسجمهوري و در جايگاه رئيس موسسه بينالمللي گفتوگوي تمدنها نيز همچنان دعوت ميشد. 27 ارديبهشت سال گذشته خاتمي براي سومين مرتبه اما غيررسمي به ايتاليا رفت. با اينكه رئيسجمهور نبود اما اين سفر نيز مورد توجه رسانههاي غربي قرار گرفت زيرا با پاپ جديد كه برخلاف پاپ فقيد نسبت به اسلام و مسلمانان موضع انتقادي دارد ملاقات كرد. خاتمي به عنوان يك روحاني شيعه اتهامات پاپ به مسلمانان را رد كرد و بنديكت شانزدهم را نيز تحتتاثير قرار داد. با اين تفاوت كه پاپ فقيد نسبت به اسلام موضع مثبت داشت ولي «ژوزف آلوس راتزينگر» آلماني كه اكنون با عنوان «پاپ بنديكت شانزدهم» در كاخ واتيكان مستقر است شرط گفتوگو با دين اسلام را بازنگري در انديشههاي آن ذكر كرده بود. در حالي كه پاپ فقيد بر صلحطلبي اسلام تاكيد ميورزيد پاپ تازه موضعي مخالف گرفت و در فضاي آشفته دنياي اسلام كه بيشتر دلمشغول اختلافات خود هستند، خاتمي توانست با او از در مصاحبه درآيد و ديداري متفاوت را رقم زند. خاصه اينكه آقاي راتزينگر به خاطر داشت كه پاپ ژان پل دوم در روزگاري كه او مشاور ارشد پاپ بود چه برخوردي با اين روحاني شيعه داشت. خاتمي كه خود چند سالي در آلمان زندگي ميكرد و با اين زبان آشناست با پاپ آلماني وارد گفتوگو شد. پيرمرد 80 ساله آلماني بهتر ميداند كه در روزگار كنوني سياستمداران كمتر اهل اين عوالم هستند و از اين حيث نيز ديدار دوم خاتمي با پاپ حائز اهميت شد. بدون آنكه نه او همچنان رئيسجمهور باشد و نه اين پاپ همان پاپ سابق. اما از تقدير گريزي نيست. اين سفر نيز خبرساز و البته دردسرساز شد. باز در بازگشت تصاويري منتشر شد كه در صدد القاي اين نكته بود كه خاتمي در يكي از ديدارها و در پاسخ به ابراز احساسات حاضران و بدرقهكنندگان با بانويي دست داده است و براي يك روحاني و آيتاللهزاده درباره احكام «مصافحه» را گفتند.
تشديد حملات و اين بار شخص او با اين هدف صورت پذيرفت كه رئيسجمهور سابق ايران را از ادامه سفرهاي خارجي منصرف كنند. هر چند قدري موفق شدند و تا مدتي او به سفري خارج از ايران نرفت در حالي كه به گفته صادق خرازي حجم دعوتها چنان بود كه اگر ميخواست پاسخ گويد و اجابت كند تمام سال نيز كفايت نميكرد، اما «از قضا سركنگبين صفرا فزود» و استقبال گسترده در جريان چند سفر داخلي خاتمي به شهرستانهاي كاشان، شيراز و مشهد منتقدان را در خلوت با خبطشان آشنا ساخت كه سفرهاي داخلي اتفاقاً او را بيشتر در كانون توجه قرار ميدهد. هر چند از ماجراي «دست دادن» دست برنداشتند و حتي طولانيتر بودن سفر خاتمي به ايتاليا به نسبت مسافرتهاي داخلي و منبع تامين هزينه آن را زير سوال بردند، در حالي كه راز پيچيدهيي نداشت. اين سفر طولانيتر شد زيرا بدون عنوان و مسووليت رياستجمهوري فراغ بال بيشتري داشت و مهمتر از آن ميزبان او دختر و دامادش بودند كه به خاطر تحصيلات تكميلي چند سالي است در ايتاليا زندگي ميكنند و معلوم نشد چرا در خانه دختر اقامت گزيدن تا اين اندازه براي خانم فاطمه رجبي گران و عجيب افتاده است. هر چند احتمالاً او نميدانسته ليلا خاتمي پس از پايان تحصيلات با رتبه ممتاز از دانشگاه شريف و ازدواج با دانشآموخته ديگري از همين دانشگاه براي تحصيل در مقطع دكترا به ايتاليا رفتهاند كه سرزمين هنر و معماري است.
روشن است كه سخنان ضداسرائيلي محمود احمدينژاد در موضعگيري رسانههاي غربي عليه او در سفر به رم موثر بوده است و مقايسه دو رئيسجمهور در دو ظرف زماني متفاوت به تمامي همه جوانب را نمينماياند خصوصاً اينكه خاتمي سواي اينكه رئيسجمهور و رئيس دولت بود روحاني و انديشمند نيز به حساب ميآمد و از اين نظر نوع مواجهه متفاوت است اما به هر دليل كه صورت پذيرفته باشد نحوه استقبال و غيبت در ضيافت شام، غايب ويلاي تاريخي و بسيار زيباي «ماداما» را در رسانههاي غرب خبرساز كرد. در حالي كه نخستوزيران ايتاليا، فرانسه، اسپانيا و روساي جمهور كشورهاي عمده توليدكننده مواد غذايي همچون برزيل و آرژانتين و نيز رابرت موگابه رئيسجمهوري زيمبابوه و بان كيمون دبيركل سازمان ملل در اجلاس فائو شركت داشتند ديداري ميان محمود احمدينژاد و اين شركتكنندگان صورت نپذيرفت. از واكنشهاي سازمان خواربار و كشاورزي ملل متحد و شركتكنندگان در اجلاس فائو نسبت به پيشنهادهاي هشتگانه رئيسجمهور اصولگراي جمهوري اسلامي نيز خبري در دست نيست.
پيشنهادهاي هشتگانه براي ساماندهي امور جهان
محمود احمدينژاد در اجلاس فائو هشت راهكار پيش پاي بشريت قرار داد تا به ياري آن 850 ميليون گرسنه در جهان از اين معضل شرمآور در قرن بيست و يكم رهايي يابند. اين هشت محور عبارتند از: تشكيل نهاد مستقل براي تنظيم بازار موادغذايي، اختصاص سهمي از هزينه نظامي به توليد غذا، مسووليتپذيري كشورهاي برخوردار، بازتعريف نظام تعرفه و يارانه، الحاق قدرتهاي بزرگ به كنوانسيونهاي بينالمللي مربوطه و واداشتن آنان به اصلاح وضع كشاورزي به جاي هزينههاي نظامي، كنترل و ممنوعيت سوداگري و تقلب در موضوع انرژي و دست آخر تلاش همگاني براي انتشار ارزشهاي اخلاقي و انساني و مديران پاك و يكتاپرست.
سرانجام اينكه در بازگشت از نشست فائو با محمود احمدينژاد در سطوح رسمي مانند هنگامي كه از سفر پرماجراي دانشگاه كلمبياي امريكا بازگشت برخورد نشد. شايد اگر او در ضيافت شام ويلاي «ماداما» حضور مييافت و ميزبان با تندي و خلاف عرف موضع ميگرفت اين اتفاق نيز همچون دانشگاه كلمبيا تاريخي و قهرمانانه توصيف ميشد و در تهران استقبال بيسابقهيي از وي به عمل ميآمد.
