دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


20 تیر 87

دكتر داوود سليماني معاون وقت دانشجويي دانشگاه تهران: 18 تير تنها برخورد با يك دانشگاه نبود بلكه تسويه حسابي بود با آزادي رسانه‌ها و دانشگاه‌ها و دانشجويان سراسر كشور

مجيدكلثومي: شاخه دانشجويان جبهه مشاركت روز سه شنبه 18 تيرماه به مناسبت واقعه حمله به كوي دانشگاه و به منظور بررسي و كالبد شكافي پيرامون اين حادثه اقدام به برگزار نشستي در سالن اجتماعات جبهه مشاركت كرد.

در ابتداي جلسه دكتر داود سليماني عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت و معاون دانشجويي دانشگاه تهران در دوره اصلاحات به عنوان اولين سخنران اين نشست سخنان خود را چنين آغاز كردند:

به نظر من تحليل 18 تير را مي‌توان از زواياي گوناگون مورد بررسي قرار داد. يكي از‌ آن‌ها بررسي شرايط روز مي‌باشد و اينكه اين حادثه در چه شرايطي به وقوع پيوسته است. يا مي‌توان عواملي را كه در اين واقعه تاثير داشته باشند را مورد بررسي قرار داد و اينكه چه كساني و با چه انگيزه‌اي به دنبال اين واقعه بودند. نوع ديگري از تحليل اين حادثه اين است كه نقش اصلاحات و اصلاح‌طلبان را در اين حادثه بررسي كنيم كه البته اين تحليل را بيشتر محافظه كاران علاقه‌مند به دنبال كردن آن هستند. از طرفي ديگر مي‌توان عواقب حادثه را مورد تحليل قرار داد و تأثير آن را بر جنبش دانشجويي مورد واكاوي قرار داد و اينكه بعد از 18 تير ساحت سياسي كشور دچار چه دگرگوني‌هايي گرديد.

ورود به همه اين سوالات درس‌آموز مي‌باشد و من قبل از ورود به بحث اصلاحات و قرائتي كه ما از اصلاحات و تحركاتي كه مقابل اصلاحات از ابتدا داشتيم كه مي‌خواهم بيشتر بحث خودم را در اين نقطه متمركز كنم بهتر دانستم به زمينه‌هاي شكل‌گيري اين واقعه بيشتر توجه كنيم. ضمن اينكه با تبليغات وسيعي كه كميته تحقيق در شوراي امنيت كرد واقعا به اين موضوع دست نيافت كه دانشجويان و سازمان دهندگان اين حركت در نقطه شروع يعني زماني كه دانشجويي به نام«شفيعي» آن اعلاميه را در اعتراض به بستن روزنامه سلام مي‌زند اينكه يك قصد قبلي و يا يك ستاد و اينكه يك برنامه‌ريزي از قبل صورت گرفته باشد را نرسيدند. حتي در انجمن اسلامي نيز اين حركت برنامه‌ريزي نشده بود و يك دانشجو(شفيعي) به صورت خودجوش اين اعلاميه را نصب مي‌كند. اين حركت در يك ظرف زماني اتفاق مي‌افتد كه مشخصه آن بر مي‌گردد به دو سال قبل از 18 تير و روي كار آمدن دولت اصلاحات. يعني در دوم خرداد 76 اصلاحات به عنوان يك نگرش نوين در مقابل نگرش‌هاي سنتي خودش را به شكل بارزي توسط آراء مردم نشان مي‌دهد و بعد از آن ما شاهد كليد خوردن حركاتي در مقابل اصلاحات و اراده مردم هستيم. محافل لباس شخصي يا همان گروه‌هاي خودسر كه حتي در زمان وزارت آقاي خاتمي اقدام به پخش شبنامه مي‌كردند در اين دوره شروع به فعاليت جديدي مي‌كنند. آنچه كه ما از زمان راي‌گيري مي‌بينيم و اينكه اين تفكر و جناح مجبور به عقب‌نشيني مي‌شود فشار افكار عمومي و زياد شدن ....... در يك درصد بسيار بالايي كه امكان همه چيز را از رقيب مي‌گيرد مي‌باشد. و يك دولت اصلاحات به اين تفكر تحميل مي‌شود.
سليماني در ادامه افزود: تفكر ضد اصلاحات پس از دوم خرداد بيكار ننشست و در اين دوره بحث قتل‌هاي زنجيره‌اي و هسته‌هاي انصار حز‌ب‌الله و برخورد با متفكران و به قول آقاي خاتمي هر 9 روز يك بحران را داريم كه نشان از نارضايتي از اصلاحات و خواست مردم مي‌باشد.
تفكر ضد اصلاحات در پي اين مسأله بود كه در همان دور اول رياست جمهوري آقاي خاتمي ايشان بني‌صدريزاسيون شود و عدم كفايت ايشان اعلام كنند. اگر بخواهيم 18 تير را تحليل كنيم بايد درهمين بستر و فضا تحليل كنيم چرا كه اينكه عده‌اي دانشجو نسبت به مسأله‌اي اعتراض و اقدام به تظاهرات در داخل دانشگاه و داخل كوي كنند امري كاملاً طبيعي مي‌باشد. سوال اين است كه چه چيزي باعث مي‌شود كه يك امر طبيعي منجر به فاجعه 18 تير مي‌شود؟
سليماني در ادامه تصريح كرد: بر طبق اطلاعات راهپيمايي تمام شده و بچه‌ها به داخل كوي بازگشته‌اند. در ابتداي ماجرا زماني كه دكتر كوهي با بنده تماس گرفتند كه حدود ساعت يك بامداد اين اتفاقات افتاده بود و سعي كرده بودند ابتدا مدير كوي را مورد ضرب و شتم قرار دهند تا دانشجويان معترض شوند و اين نطفه اين قائله بود. زماني كه من به محل رسيدم تنها لباس شخصي‌ها را ديدم حتي سردار ميراحمدي نيز با لباسي سفيد در محل حضور داشت و عده‌اي نيز با چوب و ميله در محل حضور داشتند. اين مشخص است كه جرياني براي برخورد با دانشجويان در آن مقطع زماني برنامه‌ريزي كرده بود. در دادگاهي كه به نام اقدام عليه امنيت تشكيل شده بود چند نكته وجود داشت: اول اينكه سلاح از نيروهاي لباس شخصي گرفته شده بود. دوم وسايل غيرمتعارف كه هيچگاه پليس از آن‌ها استفاده نمي‌كند و يا برخوردهاي غيرمتعارف و يا اين‌كه عده‌اي با لباس شخصي داراي بيسيم بودند و اينكه عده‌اي قبل از درگيري به كوي آمده بودند و درگزارش كميته تحقيق اسامي لباس شخصي‌ها بدون هيچ دليلي حذف شده بود و تنها در حاشيه يك روزنامه نوشته مي‌شود كه دادگاه برگزار و لباس شخصي‌ها تبرئه شدند و تنهايك نفر به جرم دزدي ريش‌تراش مجرم شناخته شد و در نتيجه هويت لباس شخصي‌ها باز هم فاش نشد و در نماز جمعه علناً‌ اعلام شد كه نواب‌ صفوي‌ها نمرده‌اند و اين ريشه در ايدئولوژي‌ آنها دارد. شناسايي اين بستر به ما مي‌فهماند كه 18 تير تنها برخورد با يك دانشگاه نبود بلكه تسويه حسابي بود با آزاد و رسانه‌ها و دانشگاه‌ها و دانشجويان سراسر كشور است. پيامد فاجعه 18 تير امنيتي شدن فضا و سپس توقيف فله‌اي مطبوعات و صدور احكام سنگين براي دانشجويان و آزادانه فعاليت كردن عامل حمله به كوي دانشگاه بود.
حمله به كوي دانشگاه و دانشجويان سه گرايش را در دانشگاه به وجود آورد: 1. گرايشي به غايت محافظه‌كارانه كه حاضر نبود در دانشگاه ديگر فعاليت سياسي انجام دهد و هزينه پرداخت كند. 2. گرايشي راديكال كه نه فقط عبور از خاتمي كه عبور از نظام و قانون اساسي را شعار خود قرار داد. 3. گرايش معقول و معتدل كه ضمن حفظ روحيه‌اي كه مي‌توان در مسائل سياسي وارد شد ولي به لحاظ حقوقي احساس مي‌كرد كه بايد سنجيده‌تر رفتار كند.
در ادامه برنامه مهندس مجيد فراهاني نايب رييس شاخه دانشجويان جبهه مشاركت و عضو سابق دفتر تحكيم وحدت با طرح اين سوال كه چرا واقعه 18 تير پس از گذشت 9 سال همچنان يك مساله چالش برانگيز است و چرا بحث 18 تير همچنان به عنوان يك آتش زير خاكستر مطرح است به بيان ديدگاه‌هاي خود در اين زمينه پرداخت.
عضو سابق دفتر تحكيم وحدت افزود: جريان حمله به كوي و حوادث روزهاي بعد از آن كاملاً براي همگان مشخص است. اخيرا نيز يكي از اعضاي سابق شوراي مركزي انصار حزب‌الله، (امير فرشاد ابراهيمي) جزئيات حادثه را به روشني توضيح داده است كه هدف نيروهاي لباس شخصي اين بوده است كه پس از جمع‌بندي بايستي يك ضربه شست محكمي به جريان دانشجويي نشان بدهيم و يكي از تجمعات را بايد با خشونت با آن برخورد كنيم. در آن شب اين تجمع دچار اين حادثه شد. حمله نيروهاي لباس شخصي با هماهنگي يك بخش از نيروي انتظامي حادثه‌اي را رقم زد كه نه تنها در سال‌هاي پس از انقلاب كه در طول تاريخ معاصر ما شايد يك فاجعه بي‌بديل تلقي شود. حوادثي همچون حمله به خوابگاه،‌ ضرب و شتم دانشجويان در هنگام خواب، پرتاپ دانشجو از طبقات بالا، تخريب و آتش‌سوزي اتاق‌ها و اموال دانشجو و ... مسائلي هستند كه شايد در هيچ كجاي دنيا اتفاق نيفتاده است.
فراهاني در ادامه افزود: مساله‌اي كه من روي آن تاكيد دارم نحوه برخورد حاكميت با چنين حادثه‌اي مي‌باشد. به نظر من دو نوع برخورد را دستگاه قضايي مي‌تواند با چنين مساله‌اي داشته باشد: برخورد اول اين بود كه حادثه را دستگاه قضايي و امنيتي تنها منتصب كنند به يك تعداد نيروي لباس شخصي و نيروهاي سرخود و سپس عذرخواهي كنند. به عنوان مثال نحوه برخورد مقام رهبر از چنين سنخي است كه حمله به كوي دانشگاه را همچون دشته‌اي بر قلب خود عنوان كردند و آن را محكوم كردند و خواستار برخورد با مهاجمان و عاملان اين فاجعه تاريخي شدند. چنين برخوردي ادامه پيدا نكرد و حاكميت و مجموعه دستگاه قضايي ن وع دوم برخورد را در پيش گرفت. به طوري كه در دادگاه ديديدم كه جاي شاكي و متشاكي عوض مي شود و فرمانده حمله كننده به كوي كه متهم رديف اول است نه فقط تبرئه مي‌شود بلكه ناگهان هوس نمايندگي مجلس به سرش مي‌زند و سر از كميسيون اصل 90 مجلس در مي‌اورد و خودش شاكي مي‌شود و از آقاي خاتمي نيز شكايت مي‌كند و مي‌خواهد ايشان را به دادگاه بكشاند و فقط يك سرباز جزء نيروي انتظامي به نام اروجعلي ببرزاده به جزم دزدي ريش‌تراش محاكمه مي‌شود و يك دانشجو تنها به جرم بالا بردن يك پيراهن خوني نزديك 9 سال بايد به زندان برود و برخوردهايي كه با جنبش دانشجويي شد كه حتي بحث انحلال دفتر تحكيم وحدت مطرح شد نشان دهنده اين مساله است كه اساساً اين واقعه به صورت آتش زير خاكستر باقي مي‌ماند. در حقيقت نحوه برخورد دستگاه قضايي و حمايت از نيروهاي لباس شخصي و بخشي از نيروي انتظامي باعث مي‌شود كه اين آتش زير خاكستر همچنان باقي بماند.
به نظر من فاجعه‌اي كه از نحوه برخورد با اين حادثه اتفاق افتاد از خود حادثه فجيعانه‌تر و بدتر و بيشتر قابل پيگيري مي‌باشد. طبيعتاً‌ پرونده اين فاجعه همچنان باز است و تا زماني كه ابعاد آن بررسي نشده است و با عاملان و جنايتكاران آن برخورد ن شده است همچنان باز خواهد ماند و مسئوليت آن بر عهده كساني است كه نحوه برخورد نوع دوم را همچنان ادامه داده و مي‌دهند.
18 تير و سه سعيد
سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و معاون سياسي وزير كشور در دوران اصلاحات به عنوان آخرين سخنران مراسم سالگرد واقعة 18 تير سخنان خود را با يادآوري فاجعه‌اي كه همزمان با كوي دانشگاه تهران در دانشگاه تبريز و برخي ديگر از دانشگاه‌هاي كشور رخ داد آغاز نمود و تاكيد كرد منظور از نام بردن از سركوب دانشجويان در كوي دانشگاه تهران ظلمي است كه در آن چند روز به دانشجويان ايران در دانشگاه‌هاي سراسر كشور صورت گرفت. وي در ادامه افزود: اينكه امروز ما مجبوريم در جايي غير از دانشگاه جلسه خود را برگزار كنيم مايه تأسف است چرا كه حادثه تلخي در دانشگاه‌هاي ما اتفاق افتاده است و اقتدارگراها فكر مي‌كنند با تعطيل كردن دانشگاه‌ها و پاك كردن صورت مسأله مي‌توانند 18 تير را پايان يافته تلقي كنند. اينان چند روز مانده به 18 تير تمامي دانشگاه‌ها را تعطيل مي‌كنند تا دانشجويان در دانشگاه‌ها و حتي در داخل كوي دانشگاه حضور نداشته باشند و نتوانند درباره اين فاجعه مراسم برگزار كنند. وي افزود: مطبوعات نيز روز به روز محدودتر مي‌شوند به طوري كه امروز شنيدم وزارت فرهنگ و ارشاد ابلاغ كرده است مطبوعات كشور حق ندارند اخبار انجمن صنفي مطبوعات را منتشر كنند، يعني دامنة سانسور به اخبار صنفي آن هم درباره نهاد مطبوعات رسيده است. طبيعي است در چنين شرايطي مطبوعات داخلي نتوانند فاجعه 18 تير را از ابعاد گوناگون تحليل كنند.
وي گفت: اقتدارگرايان دانشگاه‌ها را در اين روزها تعطيل مي‌كنند. من مي‌پرسم فرض كنيد كه توانستيد در اين روزها همه كشور را يك هفته تعطيل كنيد، آيا مي‌توانيد واقعه 18 تير را از ذهن ملت ايران پاك كنيد؟ آيا واقعاً‌ ننگ با رنگ پاك مي‌شود؟
تاج‌زاده افزود: رفتار اقتدارگرايان درباره 18 تير نشان مي‌دهد آنها بيشتر از ما به پيامدهاي اين فاجعه توجه دارند. به همين علت تمام دانشگاه‌ها را تعطيل و برنامه درسي تمام دانشگاه‌ها را تغيير مي‌دهند تا دانشجويان نتوانند درباره 18 تير در خود دانشگاه‌ها صحبت كنند. آن وقت آقاي احمدي‌نژاد از آقاي بوش دعوت مي‌كند كه به ايران بيايد و در دانشگاه‌هاي ميهن آزادانه سخنراني كند. اين تناقض‌ها مايه تأسف است. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه گفت: اصولگراها مي‌گويند 18 تير كودتا بود. ما هم مي‌گوييم 18 تير كودتا بود، اما كودتاي اقتدارگراها عليه آزادي و آرمان‌هاي ملت ايران.
تاج‌زاده تاكيد كرد علت تلاش اقتدارگراها براي جلوگيري از بحث درباره فاجعه 18 تير اين است كه آن حادثه شوم اين پتانسيل را دارد كه دانشجويان كشور را به خود بياورد و توجه آنها را به عرصه تعيين سرنوشت جلب كند. وي ادامه داد: اگر اقتدارگراها مي‌‌خواهند مراسم 18 تير در اين كشور بدون تنش برگزار شود يعني لزومي نداشته باشد كه دانشگاه‌ها را تعطيل و مطبوعات را تحت فشار قرار دهند، آن است ‌كه يك دادگاه عادلانه تشكيل دهند تا عاملان و آمران اين فاجعه شناسايي و محكوم شوند. البته ملت ايران آن قدر بزرگوار است كه در صورت طلب بخشش و عذرخواهي مجرمان، آنها را ببخشد. وي گفت: البته يك دادگاه فرمايشي تشكيل دادند و يك نفر را هم به جرم دزديدن ريش تراش محكوم كردند كه به نظر بنده محكوميت ريش‌تراش حالتي سمبليك داشته است چرا كه با اين كار مي‌خواستند به ريش ملت ايران بخندند. اما امروز بعد از 9 سال همه مي‌توانند قضاوت كنند كه مردم به ريش چه كسي مي‌خندند. تاج‌زاده تاكيد كرد: پيش از اين هم گفته‌ام مادام كه قاتل عزت ابراهيم‌نژاد مشخص نشود و مادام كه مسببان حوادث شوم روزهاي بعد از كوي دانشگاه مشخص نشوند، اقتدارگراها متهم رديف اول اين فجايع هستند.
تاج‌زاده در ادامه گفت: از جمله اقدامات بسيار مثبت در دوران اصلاحات كه در زمان وزارت آقاي دكتر معين به وقوع پيوست اين بود كه رييس دانشگاه توسط اعضاي هيات علمي همان دانشگاه انتخاب ‌شود اما با يكدست شدن حاكميت و روي كار آمدن دولت آ‌قاي احمدي‌نژاد روساي دانشگاه باز هم به صورت انتصابي برگزيده مي‌شوند در نتيجه پاسخگوي سه ركن دانشگاه يعني استادان، دانشجويان و كاركنان دانشگاه نيستند. وي با اشاره به اينكه امروز روساي دانشگاه‌ها انتصابي هستند،‌ تشكل‌هاي منتقد هم منحل شده‌اند و ميلياردها تومان خرج مي‌كنند تا تفكر خاصي در دانشگاه گسترش پيدا كند، مي‌پرسم آيا با سركوب دانشجويان‌، آقاي مصباح يزدي در دانشگاه جاي آقاي خاتمي را گرفت؟ بعد از 9 سال در دانشگاه چه نتيجه‌اي گرفتيد؟ دانشگاهي كه نقش آن روز به روز در حال پر رنگ تر شدن در آينده كشور است. هر چند امروز به دليل انفعال حاكم بر دانشگاه‌ها،‌ اين نقش كمتر احساس مي‌شود اما هر كس بخواهد 5 تا 10 سال آينده ايران را مشاهده كند بايد وضعيت امروز دانشگاه را ببيند. تاجزاده افزود: از سوي ديگر بايد ديد كه امروز اقتدارگرايان در مورد دانشگاه‌هاي ما چه نظري دارند؟ آقاي مصباح يزدي مي‌گويد دانشجويان ايراني وقتي از دانشگاه خارج مي‌شوند يا با اسلام مشكل دارند و يا با جمهوري اسلامي. به نظر من اين تهمت بزرگي است به ميليون‌ها دانشجوي كشور همچون ساير تهمت‌هايي كه اقتدارگراها به ملت ايران مي‌زنند. مانند تهمت فرمانده نيروي انتظامي كه ادعا كرد اگر طرح امنيت اجتماعي اجرا نمي‌شد زنان ايراني در آستانه بي‌حجابي كامل بودند. يعني زنان ايران فقط از ترس پليس پوشش اسلامي را رعايت مي‌كنند.
تاج‌زاده افزود: در پاسخ به اين تهمت بايد گفت دانشجويان ايراني نه با اسلام مشكل دارند و نه با جمهوري اسلامي. دانشجويان ايراني با استبداد ديني مشكل دارند و با ديكتاتوري نعلين. دانشجويان ايراني طرفدار انتخابات آزاد، مطبوعات آزاد،‌ احزاب آزاد، سبك زندگي آزاد، خواهان امنيت و رفاه و اشتغال و توسعه علمي، فني و اقتصادي و عزت كشور هستند. حال آنكه نسبت اقتدارگرايان با انتخابات آزاد مانند نسبت جن و بسم‌الله است چرا كه مي‌دانند نتيجه انتخابات آزاد در ايران پيروزي تفكر طالباني و خوارجي و قشري‌گرايي نيست.
تاج‌زاده در مورد حادثه 18 تير تأكيد ‌كرد: اقتدارگراها پس از گذشت يك دهه هنوز نتوانسته‌اند يك سند، مدرك يا اعترافي پيدا كنند كه يك حزب، گروه و يا جريان بيرون از دانشگاه اعتراض دانشجويان كوي دانشگاه تهران توقيف روزنامه سلام را برنامه‌ريزي و طراحي كرده باشد. از طرف ديگر مي‌دانيم چنين جنايتي در طول تاريخ دانشگاه در ايران بي‌سابقه بوده است. علت ا ين فاجعه منحصر به فرد آن است كه 18 تير كودتايي عليه آزادي بود و برمبناي اين تحليل صورت گرفت كه اصلاحات دو بال دارد: يكي مطبوعات و ديگري دانشگاه. پس بايد با يك تير دو نشان بزنند. اگر بين فاجعه كوي دانشگاه تهران و تبريز و توقيف فله‌اي مطبوعات فاصله افتاد، به دليل تحليل غلطي بود كه اصولگراها از جامعه داشتند. آنها كار را تمام شده مي‌دانستند اما انتخابات مجلس ششم تحليل‌ آنها را به هم زد. به همين دليل پس از انتخابات مجلس ششم برادر عزيزمان سعيد حجاريان ترور شد. سپس به دستور آقاي لاريجاني فيلم مونتاژ شده‌اي از كنفرانس برلين در صدا و سيما پخش شد كه به نظر من مقدمه توقيف فله‌اي مطبوعات بود. البته مطبوعات را نيز با استناد به قانون مقابله با اراذل و اوباش بستند كه اين هم توهين ديگري به اصحاب قلم بود و لكه سياه ديگري بر كارنامه اقتدارگراها.
تاج‌زاده افزود: جالب آنكه بعد از توقيف فله‌اي مطبوعات آقاي صفار هرندي كه در آن زمان معاون آقاي شريعتمداري در كيهان بود سرمقاله‌اي با عنوان «بستيم و هيچ اتفاقي نيفتاد» نوشت. يعني از نگاه وزير فرهنگ و ارشاد دولت آقاي احمدي‌نژاد اينكه به دستور دادستان تهران مطبوعات كشور فله‌اي توقيف شدند و 18 تير ديگري رخ نداد، دليل آن است كه مطبوعات اصلاح‌طلب فاقد پايگاه مردمي بودند.
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه گفت: ما در اين سال‌ها با سه سعيد روبرو بوده‌ايم كه فهم سازوكار پيدايش و مناسبات آنها مي‌تواند ما را با عملكرد اقتدارگراها و تحولات كشور آشنا كند. يكي سعيد امامي، دومي سعيد مرتضوي و سومي هم سعيد عسگر است. وي افزود: با پيروزي آقاي خاتمي و آغاز دوران اصلاحات سعيد امامي در درون وزارت اطلاعات به بن‌بست رسيد اما دو سعيد ديگر فعال شدند. روشن است تا زماني كه سعيد امامي در درون نهاد امنيتي كشور فعال باشد احتياج به احكام قضايي نيست چرا كه براي مثال مطبوعات آزاد در كشور وجود نخواهد داشت كه احتياج به حكم توقيف قضايي آنها باشد. درست مانند شرايط امروز كه دولت نهم چنان عمل مي‌كند كه مطبوعات در مقابل وزارت ارشاد به قوه قضاييه پناه مي‌برند. اگر وزير ارشاد اختيار داشته باشد حتي روزنامه تهران امروز هم تحمل نمي‌شود.
سعيد سوم (سعيد عسگر) نيز پس از به بن‌بست رسيدن سعيد امامي ظهور كرد. البته ريشه اين تفكر به سال 62 بازمي‌گردد كه عده‌اي از جوانان متعصب آن زمان در اعتراض به وضعيت فرهنگي كشور در خيابان‌ها تظاهرات و براي مردم مزاحمت ايجاد كردند. امام بلافاصله آقاي ناطق نوري وزير وقت كشور را فراخواندند و گفتند كه اينها را بگيريد و مجازات كنيد. پيرو اين حكم،‌ چنين تحركاتي براي چند سال تا پس از پايان جنگ و درگذشت امام به محاق رفت. در حقيقت لباس شخصي‌ها بعد از جنگ كوشيدند خود را متشكل كنند. يعني در دوره آقاي هاشمي همان پديده چند سال قبل ظهور كرد كه البته طرفدارانش بيشتر دغدغه ناهنجاري‌هاي فرهنگي داشتند. به همين علت بيشترين اعتراض و تعرض انصار حزب‌الله به فيلم‌ها و سينماها، كتابفروشي‌ها و مجلات فرهنگي بود، اما اين گروه بعد از دوم خرداد سياسي و به تدريج بخشي از آن نظامي شدند. از آن جا كه سعيد امامي ديگر كاركرد نداشت و شكست خورده بود، دو جريان ديگر فعال شدند. تاج‌زاده در خاتمه گفت: راه مقابله با روش‌هاي غيرقانوني اين سه سعيد نه انفعال است و نه انقلاب و نه نگاه به خارج و اقدام‌هاي قدرت‌هاي بزرگ، بلكه حضور فعالانه همه ايرانيان در عرصه سياست كشور و تلاش براي به رسميت شناختن زندگي مسالمت‌آميز و رعايت حقوق تمام شهروندان راه نجات ميهن است.


نظرات

یک تازه وارد کوچولو :

من هم یکی از هزاران جوانی هستم که پس از حادثه کوی دانشگاه وارد دانشگاه شدم.قبل از ورودم به دانشگاه فضا را طوری دیگر تصور می کردم.ولی پس از ورود جو سهمگین فضای دانشگاه من را از آنچه که قبلا می پنداشتم منحرف کرد.من مانند بیشتر هم دوره ای هایم حتی جرات نام بردن از احزاب سیاسی را نداشتیم چه رسد به شرکت در این نوع برنامه ها.کم کم مسایل را فراموش کردیم و حس مشارکت در وجودمان خشکید .سرمان به درس مشغول شدو ترس جرات پرسش برایمان نگذاشت.اکنون پس از سالها فیلمان یاد هندوستان کرده است که چه بود آنجه که نیاز ما را ارضا نکرد.
بیشک وجود همین فضا های اینترنتی به جای روزنامه ها و رسانه ملی مرا در دریافت آنچه میخواهم به دست آورم راهنمایی می کند.
ممنون از سایت تحلیلی خوبتان که نهر باریک آبی است در کویر تفتیده

 

فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد