دریافت خبرنامه نوروز


سياسي - بين‌الملل - اقتصادي - اجتماعي - حقوق بشر - زنان - دانشجويي - هنري - ورزشي - فناوري اطلاعات - انتخابات - مصاحبه - مراسم‌ها - بازتاب‌ها - جبهه مشاركت - بيانيه‌هاي جبهه مشاركت - دبيركل جبهه مشاركت

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ |نظر دهید |»


3 مهر 87

انتخاب میان خاتمی یا احمدی نژاد ؛ اولین فرصت در تاریخ معاصر برای انتخاب میان دو راه طی شده

زنگ آغاز رقابت هاي انتخاباتي دوره دهم رياست جمهوري، خيلي زودتر از آنچه در ادوار قبل انتخابات ديده مي شد، به صدا درآمده است. اين اتفاق از آنجا جالب توجه تر مي نمايد كه ديده مي شود اين ورود زودهنگام به فاز اصلي انتخابات، نه صرفا از سوي يك يا چند گرايش سياسي، بلكه از سوي همه طرفهاي فعال در صحنه رخ داده است. اگر آرايش واقعي و گونه گوني صف بندي نيروها در عرصه انتخابات رياست جمهوري را شامل همان گرايش هايي بدانيم كه در مرحله اول دوره نهم شكل گرفت، تاكنون همه آن طيف ها وارد صنه انتخابات شده اند و تقريبا با همان تنوع و تكثر آماده ورود به فاز نهايي رقابت هستند. البته شرايط سياسي و به ويژه تجربه چهار سال گذشته چه در سطح حاكميت و مجموعه نيروهاي حاكم و چه در طيف گسترده منتقدان حاكميت موجود، تفاوت هاي تاكتيكي و حتي راهبردي را شكل داده است، اما واقعيت آن است كه دست كم در مرحله طرح الگوها و نامزدهاي پيشنهادي، همان وضعيت تداوم يافته؛ نكته اي كه در مقالات آتي خبرنامه درباره آرايش نيروهاي فعال در صحنه انتخابات، به آن خواهيم پرداخت. در اين ميان، جبهه مشاركت ايران اسلامي پس از بررسي ها و تحليل فضاي سياسي و ارزيابي مجموعه واقعيت هاي موجود در فضاي كشور به همراه اكثريت قريب به اتفاق احزاب و جريان هاي اصلاح طلب، از آقاي خاتمي براي حضور در صحنه انتخابات و كانديداتوري دعوت كرده است. همچنين، طبق مصوبه دفتر سياسي اركان مختلف حزب موظف شده اند به سهم خويش، فضا را براي ورود آقاي خاتمي و انشاءالله پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات سال آينده فراهم سازند. خبرنامه نيز از همين زاويه و بعنوان يكي از اصلي ترين ابزارهاي اطلاع رساني و تحليلي حزب، مي كوشد از اين شماره به شكلي جدي تر و با سلسله مقالاتي، بستر بحث و گفت و گو درباره انتخابات را بگشايد و از جمله با انتشار مجموعه مقالاتي تحليلي، به پيشواز اين رخداد تعيين كننده سياسي كشور برود. مقاله اي كه در پي مي خوانيد، اولين شماره است از تحليل هايي از اين دست؛ اميدواريم اعضاي حزب و خوانندگان خبرنامه هم در اين راه بخوبي مشاركت كنند.
يكي از نخستين پرسش هايي كه مي تواند درباره دلايل دعوت از آقاي خاتمي براي بازگشت به جايگاه رياست جمهوري مطرح شود، اين است كه آيا شرايط كنوني كشور با مقطع زماني ورود آقاي خاتمي به عرصه انتخابات رياست جمهوري در سال 76 تغييري نكرده كه احزابي همچون مشاركت، نسخه اي مشابه را تجويز مي كنند؟ پاسخ ما به اين پرسش آن است كه شرايط كشور متفاوت با آن سالهاست، اما به دلايل مشروحه زير اين تفاوت، اتفاقا در جهتي است كه بازگشت آقاي خاتمي را موجه تر و زمينه آن را فراهم تر مي سازد. آن دلايل از اين قرار است:

1- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه رؤياي اقتدارگرايانه «حاكميت يكدست» كاملا نقش بر آب شده است. اقتدارگرايان كه تصور مي كردند و مدعي بودند با رفتن خاتمي و «برچيدن بساط اصلاحات» مشكلات كشور حل و نظام سياسي به حداكثر كارآمدي مي رسد، اينك و از پس گذشت بيش از سه سال از تحقق آن رؤيا، نه تنها كارنامه اي درخشان از كارآمدي حاكميت يكدست را ارائه نمي كنند، كه اين كارنامه را چنان مخدوش و غيرقابل دفاع مي بينند كه با هزينه كردن و به ميدان آوردن حاميان خود در بالاترين سطوح، مي كوشند هر نقدي را به نام «تخريب» و «خيانت» و «غرض ورزي» منكوب كنند. اين در حالي است كه دولت ايده آل آقايان كه از مشروطه تاكنون بي رقيبش مي دانند و مي خوانند، نه تنها سطح كارآمدي را بنابر استانداردهاي جهاني و حتي ملي افزايش نداده، كه حتي از حركت در جهت برآوردن شعارهاي تبليغاتي خود نيز بازمانده و فراتر از آن، پس از سالها قطع آب و برق و كمبود نفت و بنزين را به زندگي روزمره مردم بازگردانده است. غير از اين، پيامدهاي يكدست شدن حكومت كه در زمان كليدخوردن اين پروژه از سوي دلسوزان ملك و ميهن درباره آن هشدار داده مي شد، آشكار شده است. افزايش دين گريزي و حتي هتك مقدسات و مرجعيت (تا آنجا كه صداي امثال سيداحمد خاتمي را هم درآورده است)، سست شدن پايگاه اخلاقي جامعه و تشديد دروغ و ريا، پررنگ شدن خط گريز به خارج و سرعت گرفتن موج خروج نيروهاي مؤثر و توانا و حتي شهروندان عادي از كشور، از جمله تبعات اين يكدست سازي در سطح اجتماعي بوده است. اما در حوزه اي ديگر، كارنامه حاكميت يكدست درخشان تر است. اگر به ياد آوريم كه اصولا يكدست سازي حاكميت با ارائه تفسيري معوج از اصلاحات و تقليل آن از «تحولات تدريجي در ساختار سياسي» به «مقابله با فساد» آغاز شد، جا دارد بپرسيم مدعيان «مبارزه با فقر و فساد و تبعيض» و كساني كه قرار بود با دستهاي پاك، پيرايه ها و آلودگي هاي نشسته بر چهره نظام را بزدايند، چه كارنامه اي از خود به يادگار گذاشته اند؟ كارنامه اي كه در آن از شاهكار مدرك جعلي كردان تا افشاگري هاي پاليزدار و تا دوزنه بودن 65 عضو پارلمان را دربر مي گيرد و البته شرح آن را بايد گذاشت تا وقت دگر.

2- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه تهمت هايي كه در سال هاي حضور اصلاح طلبان در حكومت به آنان زده مي شد، رنگ باخته است. مهمترين اين تهمتها آن بود كه اصلاح طلبان مشتي روشنفكر بي تعهد و بي درد هستند كه به اقتصاد و معيشت مردم كاري ندارند. اينك سه سال پس از حذف كامل اصلاح طلبان از اركان حكومت، روشن شده كه اصلاح طلبان ظاهرا متهم به بي توجهي به اقتصاد، كارنامه روشني در اين بخش دارند و وضع معيشت مردم در دوران حكمراني آنها بهتر بوده يا زمانه حال و حاكم شدن مدعيان و اتهام زنان ديروز. اتهام دوم اصلاح طلبان آن بود كه به غرب و آمريكا گرايش و حتي وابستگي دارند؛ اتهامي كه اينك و با مذاكرات و مكاتبات رييس دولت نهم و نرديكانش با آمريكا نه تنها رنگ باخته، كه اينك يك شهروند آمريكا كه طبق سوگند شهروندي خود بايد از منافع آمريكا دفاع كند، به مقام مشاور رييس جمهور ايران منصوب شده است1. فراتر از اين، معاون رييس جمهور صريحا از دوستي با مردم اسرائيل سخن مي گويد و شخص رييس دولت هم عليرغم درخواست عالي ترين چهره هاي سياسي و مذهبي كشور و با وجود گلايه و اعتراض نزديك ترين حاميانش، نه تنها او را بركنار نمي كند، كه با نوعي لجبازي (اگر نگوييم «علامت مثبت به آمريكا و اسرائيل»)، او را در سفرهاي خارجي از تركيه تا چين به همراه مي برد و در سمت راست خويش مي نشاند.

3- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه احمدي نژاد در دوران سه ساله دولت خود، بسياري از تابوهاي پرهزينه مسير مدرن شدن جامعه و تحول در نوع نگاه حكومت به پيرامون خويش را شكسته و البته در برخي موارد، پا را از حريم احترام لازم براي سنت و ارزش هاي معمول، فراتر گذاشته و به پرده دري روي آورده است. اين تابوشكني ها از اقدامات مثبتي چون ديدار با همسر دكتر فاطمي، اعلام آزادي حضور زنان در استاديوم هاي ورزشي و تماس با آمريكا آغاز و تا پرده دري هاي بي منطقي چون صدور حكم مشاوره براي يك شهروند آمريكا، توهين به مراجع تقليد، انتشار سؤالات توهين آميز عليه پيامبر در آزمون آموزش و پرورش و تخريب همه دولت ها و اقدامات انجام شده پس از انقلاب را در برمي گيرد.

4- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه راديكاليزم راست و چپ عملا در كشور منزوي شده است. هم كفن پوشان خيابانها را ترك كرده اند و هم جريان هاي تحريم و عبور از خاتمي وزن و ميزان درستي راهبردها و راهكارهاي خويش را دريافته اند. اينك انصار حزب الله خانه نشين و جريان تحريم، لس آنجلس نشين شده اند؛ تا فضاي عمومي سياست در داخل كشور عملا از موج آفريني راديكالهاي چپ و راست نسبتا مصون باشد.

5- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه فشارهاي بين المللي عليه كشور بسيار بيشتر و جدي تر از سال 76 است و اگر آن زمان صرفا موشك هاي آمريكايي به سمت ايران نشانه رفته بود، اينك اجماع قدرت هاي عمده جهان و خطري مشترك به نام «حاكميت ماجراجويان داراي ابزار اتمي در ايران» هر روز تهديدي جدي تر را متوجه كشور مي سازد و جز با برآمدن چهره اي ميانه رو و اهل گفت و گو چو خاتمي، اين نگراني جهاني كاهش نخواهد يافت.

6- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه بسياري از سناريوهاي مخالفان اصلاحات براي خاتمي و حاميانش افشا و تكرار آن دشوار شده است. اينك اصلاح طلبان هم عصر عاشورا را از سر گذرانده اند و هم كنفرانس برلين را. هم با قتل هاي زنجيره اي مواجه شده اند و هم كوي دانشگاه. هم توقيف مطبوعات را ديده اند و هم ترور حجاريان را. هم بازداشت دسته جمعي ملي- مذهبي ها را تجربه كرده اند و هم ماجراي وبلاگ نويسان را. خاتمي و حاميانش اينك مي دانند كه با چه صحنه و چه رقيبي مواجه هستند و فراتر از شكافهاي فرعي و تصنعي، دريافته اند رقيب اصلي كيست و كجاست.

7- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه نگاه جامعه و حاميان خاتمي به او و توقع آنان از او، نه چون سال 76 صرفا سلبي و از سر «نه» گفتن به حاكميت است و نه چون سال 80 و به خاطر در دست داشتن مجلس، بلندپروازانه و راديكال. آشكار شدن پتانسيل خودويرانگري ساختار جمهوري اسلامي در دوران حاكيت يكدست، جامعه را به اينجا رسانده كه از خاتمي و اصلاح طلبان نه ساختن بهشتي بر زمين كه ممانعت از ادامه روند تخريب بنيان هاي جامعه و بازگرداندن قطار دولت به ريل عقلانيت و منطق را طلب مي كند؛ توقعي كه برآوردنش، ممكن و شدني مي نمايد.

8- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه اجماعي گسترده از نيروهاي اجتماعي و نخبگان سياسي و فرهنگي در نارضايتي از وضع موجود و حتي طرفداري از بازگشت به رويه دوران اصلاحات شكل گرفته كه در آن از لاييك ها تا مراجع ديني و مذهبي حضور دارند؛ اجماعي گسترده تر و مؤثرتر از آنچه در حمايت از آقاي هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري دور نهم شكل گرفت، خاتمي را انتظار مي كشد.

9- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه كناره گيري از سياست و بي تفاوتي نسبت به تحولات در ساختار سياسي، اثر منفي خويش را بر زندگي عادي و روزمره مردم نشان داده و اين جمله كه «مي خواستي رأي دهي» يا «اين نتيجه رأيتان به فلاني است»، در هر كوي و برزني و در محاورات عادي مردم شنيده مي شود.

10- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه بر خلاف سال هاي 82-80، الگوهاي دموكراسي وارداتي در كشور مشتري ندارد. شكست پروژه دموكراتيزاسيون آمريكايي در عراق و افغانستان و حتي انقلاب هاي رنگي در آسياي ميانه و كشورهاي سابق اقماري شوروي، اين نگاه را بشدت تصعيف كرده و حتي شاهديم جريان هاي اپوزيسيون در داخل و خارج از كشور، شوراي ملي صلح و كمپين هاي ضدجنگ عليه دخالت خارجي در سرنوشت كشور را شكل مي دهند و حتي با صلح طلبان غرب وارد گفت و گو و تعامل مي شوند. در مقابل، تجربه هاي مثبت و مؤثر از دموكراسي درون زا در كشورهاي منطقه به ثمر نشسته و در داخل كشور بعنوان الگو مطرح شده است. تجربه هايي كه تركيه در صدر آن است و امثال پاكستان و لبنان هم از آن بي بهره نمانده اند.

11- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه با وجود گذشت بيش از 11 سال از دوم خرداد، جناح اصلاح طلب از انسجام بهتري نسبت به رقيب برخوردار است. به گونه اي كه پيش بيني مي شود در صورت نامزدي آقاي خاتمي، اصلاح طلبان به شكل طبيعي به اجماع حداكثري برسند و در مقابل، جناح حاكم در بهترين حالت (كه آن هم معلوم نيست) به شكل قهري و با فرمان از بالا، حاضر به حمايت از احمدي نژاد شود.

12- انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه در صورت شكل گرقتن رقابت ميان آقاي خاتمي با احمدي نژاد، مردم براي اولين بار در تاريخ معاصر امكان انتخاب ميان دو راه طي شده را كه فاصله زماني زيادي هم از تجربه هر دوي آنها نمي گذرد، پيدا مي كنند. اين تحربه حتي در انتخابات دوره قبل هم وجود نداشت و اكثريت مردم بالاجبار ميان يك راه تجربه شده (هاشمي) با راه تازه (احمدي نژاد)، راه تازه و تجربه نشده را برگزيدند.

13-انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه خاتمي و دولتمردان او، تجربه يكبار اداره كشور را دارند و مجموعه اصلاح طبان بر سر برنامه اي جامع چون برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز توافق دارند و در اين مسير، از حمايت نهادهايي چون مجمع تشخيص مصلحت و حتي محافظه كاران ميانه رو حاضر در مجلس برخوردار هستند.

14-انتخابات دوره دهم رياست جمهوري در بهار 88 در شرايطي فرا مي رسد كه همچون سال 76، هنوز هم مهمترين شكاف فعال در جامعه، شكاف «دولت- ملت» است. آقاي خاتمي تنها نامزدي است كه شايد بتواند اين شكاف را پر كند؛ چون از اعتماد نسبي دو طرف (مردم و حكومت) برخورداراست. در حالي كه نامزدهاي راست تنها از اعتماد حكومت بهره دارند و نامزدهاي راديكال در بهترين حالت، تنها اعتماد بخشي از جامعه را.

پي نوشت:
1.منظور حميد مولانا مشاور احمدي نژاد است. در قسم نامه اخذ تابعيت آمريكا كه مولانا هم به آن متعهد است، آمده: «بدينوسيله سوگند مي خورم كلاً و تمامي وفاداري خود به هر پادشاه يا دولتمرد و دولت و حكومت و مملكتي كه تاكنون شهروند آن بوده ام را طرد كرده و در برابر كليه دشمنان داخلي و خارجي به دفاع و حمايت از قانون اساسي و قوانين ايالات متحده آمريكا پرداخته و به آن ايمان و وفاداري واقعي بورزم و هنگامي كه قانوناً لازم باشد براي دفاع از ايالات متحده تفنگ بدست خواهم گرفت ... من اين تعهد را آزادانه و بدون هيچگونه تحفظ و يا نيت طفره روي مي پذيرم. خداوندآ به من كمك كن».


فرم ارسال نظرات


+ قابل توجه نظردهندگان محترم

« | صفحه اول | نسخه قابل چاپ | نظر دهید | بازگشت به بالای صفحه |»

اخبار و تحليل‌هاي ارائه شده در پايگاه اطلاع رساني نوروز مواضع جبهه مشاركت ايران اسلامي نيست و مواضع اين حزب از طريق بيانيه‌ها، اطلاعيه‌ها و مصاحبه‌هاي دبيركل انتشار مي‌يابد