ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« امام خمینی (ره)در گفتمان سید محمد خاتمی | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | نظرسنجی‌های معنادار »


رای من "نه" نیست، رای من یک "آری" بزرگ است

ريحانه طباطبايي

گفته اند و می گویند که بازهم انتخاب بین بد وبدتر است، گفته اند و میگویند که این بار رای ما از سر ناچاری است و "نه" بزرگی به وضعیت موجود و به محمود احمدی نژاد، گفته اند و می گویند که هنوز مطمئن به شرکت در انتخابات نیستیم و اصلاح طبان در دوران 8 ساله حکومتشان چه کردند؟؟ فرسنگ ها فاصله داریم از حقوق بشر، مطبوعات آزاد، جامعه مدنی، برابری حقوق زنان و مردان و اگر این بار تحریم را می شکنیم، می خواهیم با رایمان نه بزرگی تقدیم دولت کنیم که از اصلاح طلبان هم ابی گرم نمی شود.
اما من می گویم که رای من "نه" نیست، رای من یک "آری" بزرگ است، یک "آری" به مردی که در اندیشه ها و برنامه هایش آینده خود و سرزمینم را میبینم، رای من یک "آری" بزرگ به مردی است که آزادی را باور دارد، به انسانیت انسان ها احترام میگذارد، هنرمندان را دوست دارد، آزادی مطبوعات را عین منافع ملی میداند، به زنان احترام میگذارد و جوانی را یک فرصت می داند نه یک تهدید.
سال 76، زمانیکه که هنوز نمیدانستیم گفت و گوی تمدن ها چیست و کرامت انسانی را چگونه مینویسند، شهامت سوال از دولت و شگقتی شنیدن جواب را تجربه نکرده بودیم، وقتیکه نمیدانستیم مردمانی کشته میشوند به جرم دگر اندیشی و میشود قاتلانشان را رسوا کرد، عزت و احترام در دنیا چگونه است و اصلاح طلبی چیست، مردی آمد با صدای تازه و با گفتمانی جدید و با خود هزاران شور و شعور آورد.
سال 76 نمیدانستیم او دقیقاً چه میگوید و ما چه میخواهیم بکنیم، اما انقدر میدانستیم که قرار است کسانی بر سر قدرت آیند که مارا بر نمی تابند، جوانیمان را و شادیمان را و میخواهند حداقل ازادی های داشته را هم از ما بگیرند. پس هزاران هزار جوان شدیم و شد حادثه دوم خرداد سال 76. رای آن روز ما یک "نه" بزرگ بود به کسانیکه میخواستند رای و اندیشه ما را ندیده بگیرند، آن روز به واقع ما یک "نه" گفتیم به آنچه که نمیخواستیم و به راستی هم نمیدانستیم که چه میخواهیم.
12 سال از آن روزها گذشت و باز باید انتخاب کرد بین دوراه، اما به گمانم این بار به راستی میدانیم که چه میخواهیم. این بار باید انتخاب کنیم که آیا میخواهیم چهار سال دیگر با گشت های ارشاد زندگی کنیم که مارا سیاه دوست داردند و دکتر جوانی را در زندان میمیرانند و به هیچ کس پاسخگو نمیدهند، دوباره و صد و باره شاهد دربند شدن دانشجویان و فعالان مدنی باشیم و نظاره گر مرگشان در زندان در روزهای نخستین سال نو، 4سال دیگر به دروغ فریبمان بدهند و از ارزونی، پیشرفت و فتح قله های علمی برایمان داستان سرایی کنند، صدقه مان دهند از سیب زمینی هایی که حاصل دسترنج خودمان است و در جامعه بین الملل فرصت هایمان تبدیل شود به تهدید و روزنامه نگار و استادمان شود بانویی که نه حرمت قلم میداند چیست و نه کرامت انسانی را میشناسد.
این بار میدانیم که میخواهیم در سرزمینی زندگی کنیم که در امنیت است و آرامش، در سرزمینی که در آن صدقه نمی دهند و میلیاردها دلار از بودجه آن گم نمیشود بدون جواب و حاکمانش خود را عین حقیقت و راستی نمیدانند و منقدان خود را بزغاله و نفهم و نادان خطاب نمی کنند. می خواهیم در سرزمینی زندگی کنیم که در آن به مردمانش ارج می نهند و آنان را صاحبان واقعی کشور میدانند، استادان را در از دانشگاه اخراج یا بازنشسته!!نمی کنند و دانشجویانش ستاره دار نیستند، در سرزمینی که روزنامه نگارانش مینویسنند و جوانانش جوانی میکنند.
رای ما یک "آری" بزرگ است به فهم و درک و شعور و البته شاید درست گفته اند یک "نه" بزرگ است به آنان که غرور نخوتشان عالم گیر شده است و جمهوریت نظام را بر نمی تابند و "نه" بزرگی به کسانیکه دروغ را در قالب حقیقت تبلیغ میکنند.