علیرضا علویتبار
موج سوم: اعلام حضور سيدمحمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري دهم، همانطور كه انتظار ميرفت موجي بزرگ از كنشها و واكنشها را چه در سطح تحليل و ارزيابي و چه در سطح عواطف، برانگيخت. با استقبال از اين موج ميكوشم تا به سهم خويش نقشي كوچك در روشن شدن ابعاد اين واقعه داشته باشم و پيشنهادهايي براي سنجيدهتر گفتن و عمل كردن، براي خودم و ديگران ارائه كنم.
1. تحليلگران و ناظران آگاه و منصف تأييد ميكنند كه چهار سال اخير را بايد يكي از بدترين دورههاي پس از انقلاب اسلامي دانست. نظامي و امنيتي شدن سياست، اقتصاد و فرهنگ، عدم توازنهاي شديد اقتصادي، تقويت و گسترش باندهاي اقتصادي، سياسي (گروههايي كه مواضع و رهبران خود را مخفي ميكنند!)، گسترش خطمشيهاي عمومي غيرقانوني، ناديده گرفته شدن حقوق عمومي به بهاي خاصه بخشي و امتيازدهي به جريانهاي خاص و... برخي از پيامدهاي حاكميت يكدست در چهار سال اخير هستند. روشن است كه مسئوليت جريانهاي اخير بر عهدة همة بخشهاي حكومت است و همهی بخشهاي حكومت هستند كه بايد از نظر اخلاقي و حقوقي پاسخگويي اين وضعيت باشند، اما نميتوان نقش ويژه دولت نهم (قوه مجريه و رياست آن را) در پيدايش اين وضعيت ناديده گرفت و انكار كرد. خطاهاي مصوب شده در درون حاكميت يكدست به بدترين شيوه توسط دولت نهم اجرا شد! تصميمهاي نادرست در عمل به دليل عملكرد نادرست با پيامدهاي منفي بيشتر و گستردهتر توأم گرديد. همين تصميمها را ميشد با هزينه كمتر و عواقب سوء كمتر به اجرا درآورد! تخصص دولت نهم اين بود كه از ميان بد و بدتر حتماً «بدترين» را انتخاب كند!
2. تغيير قوه مجريه همه مشكلات را حل نخواهد كرد. خطاهاي سيستماتيك (خطاهاي غيراتفاقي ناشي از ساختارهاي و فرآيندهاي نادرست) تنها به قوه مجريه برنميگردند. اما قوه مجريه ميتواند از يكسو با تصحيح عملكرد خويش هزينه اجراي تصميمها را براي جامعه كاهش و از سوي ديگر با تغيير دادن رفتار يك جزء از سيستم، كل سيستم و عملكردش را تحت تأثير قرار داده و زمينه را براي تصحيح ساختار و در نهايت عملكرد كل سيستم فراهم آورد. تغيير قوه مجريه هنگامي رخ ميدهد كه سكاندار آن فرد يا جرياني باشد كه از سنخ و جنس حاكميت يكدست چهار سال اخير نباشد. تغيير رياست قوه مجريه و جايگزين شدن او توسط يكي ديگر از عناصر اين حاكميت يكدست، ممكن است به كارآيي بيشتر اين قوه بينجامد، اما زمينهساز تحولي در كل سيستم مديريتي كشور و رفتارهاي آن نخواهد بود. بازگرداندن توازن، قانون، رعايت حقوق عمومي، عقلانيت و مدنيت به عرصهی تصميمگيري در كشور تنها با پيروزي يك رييسجمهور اصلاحطلب ممكن است. هيچ يك از افراد و جريانهاي موجود در درون جناحهاي حاكم، مايل و قادر به ايجاد چنين تحولي نيست.
3. اعلام حضور خاتمي در انتخابات رياست جمهوري يعني پيدايش اميد به بهبود روشها و عملكردها، آمدن خاتمي اميدبخش است و ميتواند زمينهساز تحول گردد به شرط آنكه موافقان و مخالفان او انصاف را در تحليل و ارزيابي او رعايت كنند. نوشتههاي گوناگوني ديدم كه همگي در يك محور مشترك بودند و آن ناديده گرفتن ضرورت و فايدههايي است كه آمدن خاتمي را ناگزير ميسازد. گمان ميكنم يادآوري برخي از ويژگيهاي خاتمي بتواند ما را در درك بهتر جايگاه او و رعايت بيشتر انصاف در حق او ياري نمايد.
الف) خاتمي نتيجه طبيعي تكامل انقلاب اسلامي ايران در شعار و عمل است. انقلاب ايران مانند هر پديده انساني ديگر كامل و بيعيب و نقص نيست و از اين رو ظرفيت تكامل يافتن دارد. با توجه به ويژگيهاي بنيادي كه براي انقلاب ميشناسيم در مسير تكاملي انقلاب خاتمي منزلگاه پيشبينيشدني است. خاتمي را با سايرگزينهها مقايسه كنيدَ! «توقف» انقلاب در يكي از منزلگاههاي قبلي نيست. «انحراف» انقلاب از آرمانها و جهتگيريهايش نيست. «استحاله» انقلاب و تغيير ماهيت آن را نيز نمايندگي نميكند. به طور ساده تكامل شعارها و الگوهاي عملي است كه با پيدايش انقلاب پديد آمدند و شكل گرفتند. ميتوان او را نقد كرد، اما بايد مشخص كرد كه از كدام موضع نقد ميكنيم. مخالفان انقلاب او را به دليل وابستگي و دلبستگي به انقلاب نقد ميكنند، سختسرها و فسيلشدهها به دليل پويايي و جلو بردن شيوههاي برآمده از انقلاب و پيشروها به دليل نرسيدن به منزلگاههاي ممكن آينده. يك انقلاب اصيل در مسير تكامل خويش از منزلگاههاي گوناگون ميگذرد و هر منزلگاه نشاندهنده مرحلهاي از تكامل آن است. اگر خاتمي را به عنوان منزلگاهي در مسير تكامل طبيعي انقلاب اسلامي ببينيم، توقعات و انتظارات معقولتري خواهيم داشت.
ب) خاتمي «گفتمانساز» و «بسيجكننده» است و به همين دليل به طور بالفعل از همه اصلاحطلبان محبوبتر است. چند نفر را در طيف وسيع اصلاحات ميشناسيد كه تا اين اندازه بتوانند گفتمان بسازند و مردم را حول محور اين گفتمان به تحرك وادارند؟ مفهومسازي، برقرار كردن ارتباط با ذهنيت اقشار و افراد مختلف و در نظر گرفتن پرسشها و نيازها و خواستهها در طرح مباحث ويژگي خاص خاتمي است. خاتمي توانسته تحولات عيني- ذهني سالهاي اخير را در گفتمان سياسي خود لحاظ كند، كاري كه ساير عزيزان نشان دادهاند كه قادر به انجامش نيستند.
پ) خاتمي در عرصه سياست، ثباتبخش و پيشبينيپذير است. بر خلاف بسياري از ما كه حضورمان موج و نوسان ميآفريند و در طرف مقابل وحشت از آينده نامعلوم ايجاد ميكند، خاتمي قادر است كه فضاي پرتنش را آرام كند و در طرف مقابل خود احساس برخورد با رقيبي قابل پيشبيني را پديد آورد. پيشبينيپذير دانستن رقيب از رشد گرايشهاي تندروانهاي كه با هدف برهم زدن بازي صورت ميگيرد، جلوگيري ميكند. كودتا و ترور گاه ناشي از وحشتي است كه از رفتارهاي غيرقابل پيشبيني طرف مقابل پديد آمده است! در فضاي كنوني ايران كدام الگوي رفتاري را بيشتر به صلاح كشور ميدانيم؟ كساني كه به شركت بلندمدت در رقابتهاي سياسي فكر ميكنند كمتر وسوسه ميشوند كه بازي را بر هم زده و تعطيل كنند. خاتمي ميتواند به قاعدهمند شدن رفتار رقبا ياري كند با ارائه الگويي از خود به عنوان شخصيتي ثباتبخش و پيشبينيپذير.
ت) همه ما از وجود «رازهاي گشوده» در عرصه سياسي كشور خبر داريم. همه ما ميدانيم كه ريشه بسياري از تصميمها را در كجا بايد جستجو كرد. اما گاه به دليل ترس و گاه به دليل مصالح از بيان صريح رازهايي كه همگان به آن آگاهند!! خودداري ميكنيم. چه شده است كه تنها از خاتمي انتظار داريم كه اين «رازهاي گشوده» را به تصريح بيان كند؟ چرا دائماً از خاتمي ميخواهيم كه تكليف خود را با بعضي از موارد مشخص سازد؟ اگر لازم است چرا از همگان انتظار چنين تعيين تكليفي را نداريم؟ به علاوه مگر خود ما با همه اين «رازهاي آشكار» تعيين تكليف كردهايم؟ كافي است تا از برخي از گزينههاي ديگر، تعيين تكليف با اين «رازهاي آشكار» را بخواهيم تا با سرعتي باور نكردني ما را از كنار خود برانند!
ث) چرا به دنبال نشانههاي عجيب و غريب براي تأييد اهميت حضور خاتمي و تأثيرگذار بودن آن ميگرديد؟ آيا نگراني تمامي طيف اقتدارگرايان (راديكال، محافظهكار، عملگرا) براي نشان دادن اهميت و تأثيرگذاري اين حضور كافي نيست؟ حجم وسيع توهين و تهديد حكايت از وحشت ناشي از آمدن او نميكند؟
گمان ميكنم بايد با آغوش باز به استقبال خاتمي رفت. انقلاب اسلامي در مسير تكامل خود به «تثبيت جمهوريت» و «ميزان رأي ملت است» تبديل ميشود و چه كسي بهتر از خاتمي ميتواند منزلگاهي از اين مسير تكامل را نشان دهد؟ منزلگاهي كه با شرايط زمان و مكان ما قابل دسترسي است و ميتوان آن را گامي بلند به پيش دانست.