فخرالسادات محتشمي پور
می توان هرلحظه منتظر حادثه ای بود . می توان به استقبال حوادث رفت . می توان همه حوادث را به تقدیر نسبت داد . می توان از آدمها سلب مسئولیت کرد و پای عوامل ماورایی را میان کشید و می توان هزار بهانه و عذر موجه برای بدترین تلخ ترین و دهشتناک ترین حوادث تراشید و عرضه کرد و جواب خلق الله را داد بی خیال وجدان !
می گویند ایران کشور حادثه خیز است . پیش می آید . قسمت بوده بی تابی نکنید . صبوری کنید و می خواهند به حادثه عادت کنیم و پیشگیری را فراموش کنیم . و متاسفانه همین صبر و تحمل و صبوری باعث شده که عوامل و اسباب پیش آمدن رخدادهای پرهزینه قابل پیشگیری هرگز شناخته نشود و قصه ها تکرار شوند بدون نیاز به راوی!
این بار حادثه برای پگاه رخ داده و چه بد رخدادی . حادثه او را از پای انداخته زمین گیرش کرده و ناله اش را به آسمان رسانده . چهارماه استراحت مطلق برای کسی تجویز شده که در زندگی نه چندان بلندش هرگز قرار و آرام نداشته : پگاه آهنگرانی فرزند یک زوج هنری که خود نیز به عرصه هنر روی آورده و خوش درخشیده است . نماینده نسل جوان هنرمندان ایران . پرشور پرکار پرانرژی و امیدوارآن هم در شرایطی که امید برای نسلی که متعلق به آن است متاعی گم شده فراموش شده و نایاب است . شور و نشاطش را فقط دوستان و هم سالان شاهد نبودند هرکس که با او آشنایی کوچکی داشته بیقراری اش را فراموش نخواهد کرد
و من پگاه را بیش از هرزمان در ایام انتخابات دیده ام در تلاشی مداوم برای رسیدن به آنچه حق می دانست و می داند و نیز برای به تصویر کشیدن اتفاقاتی که خواه ناخواه بخشی از تاریخ کشور عزیزمان ایران است. پگاه نماینده نسل معترض نسل واقع گرا نسل پرسشگرامروز. نماینده نسل جدید زنان جسور و عدالتخواه ایرانی و فرزند مادری پرتلاش است که دلش برای ایران و ایرانی و فردای سبز ایران می تپد و دلش از همه بی عدالتی ها و تبعیض ها برای زنان ایران لبریز از غم می شود . مادرش منیژه حکمت نیز لحظه ای قرار و آرام ندارد . هنرمند روشنفکر و درد آشنایی که متاع هنر را هرگز به قدرت نمی فروشد و به شهرت نیز. و با شهامت مسیر حق طلبی را در می نوردد خستگی ناپذیر فروتنانه اندیشمندانه با نگاهی به افق های دور با دلی مالامال به عشق وطن و عشق به هم نوعان و هم جنسان .
حادثه تلخ است . به بستر افتادن فرزند مادر را هم می نشاند و چه جای نشستن که هنر ایرانی و سینمای ایران برای رسیدن به اوج نیاز به حرکت دارد با مرکبی راهوار اما . چه کسی باید این مرکب را مهیا کند ؟ چه کسی باید تاوان خسران و ضرر ایجاد شده را بپردازد و آیا اصلا می توان جبران مافات کرد ؟ پگاه را طناب پوسیده سنت به زمین افکند دعا می کنیم این دوران کوتاه باشد و هرچه زودتر شاهد برخاستنش و از سرگیری فعالیت هایش باشیم اما گناه غفلت و بی احتیاطی و سهل انگاری را کم نمی دانیم و منتظر می مانیم تا پاسخی منطقی بشنویم و شاهد برخوردی درست و شایسته ، تا دیگر هرگز شاهد بی مبالاتی هایی از این دست نباشیم و شاهد لطمه خوردن سرمایه هایی که آسان به چنگ نیامده است .