شهاب الدين طباطبايي
اين يادداشت در روزنامه شرق شنبه پنجم خردادماه به چاپ رسيده است.
ده سال پيش در چنين روزهايي، عزم و اراده ملي مردمان ايران زمين فصلي تازه در حيات سياسي اجتماعي کشور رقم زد و پديده اي به نام دوم خرداد به عنوان نماد اراده ميليون ها ايراني براي رسيدن به فردايي بهتر در کتاب تاريخ اين سرزمين به ثبت رسيد. شکل گيري و البته تداوم اين جريان و مشي دوم خرداد اگرچه مرهون خواست و اراده ملت بود اما نمي توان حضور سرنوشت ساز و تاثيرگذار جوانان را در اين ميان ناديده گرفت.
جواناني که روزها و ماه هاي قبل از دوم خرداد با همه توش و توان خود به ميدان آمدند و براي آنچه صادقانه به آن اعتقاد داشتند، از همه چيز خود گذشتند و در گوشه گوشه عرصه هاي پس از دوم خرداد نيز حضور و بروز يافتند و هر جا که به وجودشان نياز بود بي هيچ چشم داشت و توقع دريغ نکردند و باز هم صحنه هايي از شور و نشاط جواني آفريدند تا فرياد استقلال، آزادي و پيشرفت و پيام عدالت، آزادي و معنويت همواره به پشتوانه آن پيام بران صادق جاري و ساري باشد.
حضوري که طي هشت سال منشاء تحرک و پويايي در عرصه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي و علمي کشور بود و البته کمتر اسمي از پديدآورندگان جوان آن برده شد.
منصفانه بايد گفت در دو دوره حضور اصلاح طلبان موقعيت و جايگاهي بي نظير براي بيان افکار و آرا و فعاليت در چارچوب آن افکار در نهادهاي مدني براي جوانان فراهم شد و ابراز عقيده و مشارکت نسل سوم در اداره امور رنگي ديگر به خود گرفت، اما در همان مختصات منصفانه نبايد ناديده گرفت آنچنان که بايد فرصت حضور در عرصه هاي تصميم گيري کلان و مشارکت عملي در اجراي سياست هاي دولت اصلاحات براي حاميان و ياوران جوان فراهم نيامد و جوانان کمتر فرصت خدمت در بدنه دولت و رده هاي تصميم سازي و پيگيري عملي خواسته هاي خود را که معمار جوان انديش دوم خرداد نيز بر آن پاي مي فشرد پيدا کردند.
پس از روي کار آمدن دولت نهم و گذشت نزديک به دو سال از عمر آن البته مشخص شد که شعار جوان گرايي اين دولت محدود و منحصر به گروهي خاص از جوانان است و نگاه به اين گروه انگشت شمار و معدود نيز به نگاهي از نوع ديگر تبديل شده که جاي نقد بسيار دارد که به موقع به آن خواهم پرداخت.
اينک پس از مرور آن هشت سال و گذشت اين دو سال و با توجه به ده سال تجربه حضور فعاليت جوانان در عرصه هاي مختلف چه آنجا که فضا براي همگان در عرصه هايي محدود فراهم بود چه اينجا که گستره اي وسيع از اختيارات و امکانات در اختيار گروهي خاص قرار دارد، به نظر مي رسد اين خود جوانان هستند که بايد طرحي نو دراندازند و در اندازه هاي توانمندي و اراده محکم شان در همه شئون جامعه ظاهر شوند.
اجازه حضور به جوانان نبايد به عنوان امتيازي خاص يا عنايتي تلقي شود، عرصه هاي مختلف جامعه امروز نيازمند حضور جواناني آگاه و پرشور و علاقه مند و دل نگران آينده اين کشور است، و بايد اين نياز پاسخي درخور بيابد حتي اگر کساني همچنان آن را درک نمي کنند.
نکته مهم اين است، موضوع حضور جوانان فارغ از دسته بندي ها و تعلق به جناح ها بايد مورد توجه قرار گيرد، همانگونه که اصلاح طلبي چنين است. امروز هرکس به فکر استقلال و آزادي و پيشرفت ميهن عزيزمان ايران است و آنان که دل نگران آينده اين مرز و بوم اند و در راستاي دغدغه هاي خودگام برمي دارند به نوعي به اصلاح طلبي اعتقاد دارند حتي اگر بر زبان نياورند. و جوانان در اين ميانه نقشي تعيين کننده دارند همچنان که تا به حال داشته اند و اين بار بايد به صحنه بيايند براي مشارکت همه جانبه و فراگير در اداره امور کشور؛ نقش جوانان بايد از ياوران اصلاحات و راي دهندگاني فعال و ناظراني هوشمند به مديراني توانا و نوانديش و دلسوز مبدل شود.
جوانان گر چه وفادار به آرمان ها و پايبند به اصولي هستند که نجات و آباداني کشور در گرو آنهاست و به اصلاحات به عنوان تنها گزينه پيش رو براي اداره کشور مي انديشند، در عين حال به اصلاح روش هاي حتي اصلاح طلبانه اي که متناسب و مناسب با ديدگاه ها و مطالبات نسل نوانديش جامعه نيست همت خواهند گمارد. همانگونه که روزي جوانان و عقايدشان بايد باور مي شد امروز انديشه و کرداري که به باور و اعتقاد جوانان رسيده باشد بايد ظهور و بروز يابد.
اينچنين است که مي توان به آينده اي اميدوارکننده براي ايران عزيز چشم دوخت و مطمئن بود که سرمايه هاي ارزشمند اين مرز و بوم بذر محبت و علاقه و حضور گرانقدرشان را از اين خاک دريغ نمي کنند.
آن روز مي توان استقلال، آزادي و پيشرفت ايران اسلامي را فرياد کرد. به اميد آن روز.