محمدرضا یزدانپناه
هرکسی اندک آشنایی با سوابق و نوع عملکرد روزنامه «کیهان» و شخص مدیرمسئول آن داشته باشد، به خوبی می داند از هنگامی که نام این روزنامه با نام «حسین شریعتمداری» عجین گشت، سرشار شد از تهمتها، افتراها، اهانتها، خبرسازیها و در یک کلام برملا ساختن «نیمه پنهان» هایی که اگرچه هیچگاه راستی و درستی هیچ یک از آنها بر کسی آشکار نگشت اما در بسیاری از موارد به پروندههایی تبدیل شدهاند که دامان تهمتخوردگان را برای مدتهایی مدید رها نکردند و هنوز هم نمیکنند.
البته کیهانیان برای توجیه حملات خود علیه روشنفکران، نیروهای سیاسی آزادیخواه، فعالین اجتماعی و فرهنگی و دگراندیشان به دلیلی استناد میکنند که حداقل برای خوشان قابل قبول است و از این منظر نقدی بر آنها وارد نیست.
«کیهان» و «کیهانیان» به سبب آنکه زیر چتر حمایتی فوقالعاده نهادهای قدرت قرار دارند، از اینکه تنها گفتمان مورد پسند خود را گفتمان حاکم بر جمهوری اسلامی بدانند و به عبارتی دیگر «متکلم وحده» نظام باشند، هیچ ابایی ندارند. از این رو، هر شخصی که قرائتش از موضوعاتی مانند حکومتداری، مردمسالاری، ایدئولوژی و از این قبیل با «کیهان» متفاوت باشد، از دید این روزنامه و مسئولانش لاجرم با اصل نظام در عناد است. این حقی که «کیهان» برای خود قائل است، آنگاه که با «مصونیت آهنین» این روزنامه درمیآمیزد، به جایی میرسد که امروز شاهد آن هستیم.
جایی که در آن هیچ منتقدی نمی تواند بدون وحشت و هراس از آنکه پس از بیان نظراتش، از جانب «کیهان» جاسوس، عامل بیگانه، خائن و مانند اینها لقب نگیرد و تنها چند صباحی پس از آن همین اتهامات به پروندهای پروار علیه او بدل نشود، به بیان آزادانه اندیشه و نظرش بپردازد.
با این حال در روز یکشنبهای که گذشت، شاهد یادداشتی در روزنامه فوقالذکر به قلم مدیرمسئولش بودیم که برای اولین بار در انتقاد از «آنچه گفته شده بود» نبود بلکه این بار حرف و سخنی از جانب شریعتمداری محکوم میشد و گویندهاش مورد انتقاد او قرار می گرفت که اساسا «بیان نشده بود».
ماجرا از این قرار است که برادر «حسین شریعتمداری» در یادداشتی با عنوان «انگار نه انگار» و آنگونه که خود «کد» داده است، قلم به تخطئه یک «روحانی خوش سابقه كه قبل از پیروزی انقلاب در مبارزه با رژیم ستمشاهی فعال بوده و بعد از آن نیز مسئولیت های نسبتاً مهمی در سطوح بالای نظام داشته و اكنون نیز دارد»، روان کرده اما جالب آنجاست که انتقاد مدیرمسئول «کیهان» از وی نه به جرم ارتباط او با بیگانگان است و نه به علت سخنی احتمالی که به مذاق کیهانیان خوش نیامده باشد؛ تیغ تیز «کیهان» این بار به این گناه به سوی «فرد هدف» نشانه رفته که «در سخنرانی که وی در سه شب احیا در یکی از مساجد بزرگ و معروف تهران داشت، درباره اصلیترين خبر اين روزها يعنی حضور حماسی رئيس جمهور كشورمان در نيويورك حتی يک كلمه نيز بر زبان نياورد» زیرا بازهم به قول خود برادر حسین «انگار نه انگار كه مواضع اسلامی و انقلابی احمدینژاد در جلسه پرسش و پاسخ با اساتيد و دانشجويان دانشگاه كلمبيا و سخنرانی ايشان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بسياری از محاسبات موهوم قدرتهای استكباری را به نفع ايران اسلامی برهم زده است»!
کاری به این نکته که آنگونه که از زیر و بم یادداشت «کیهان» برمیآید، روحانی که در ادامه یادداشت مورد حملات شدید شریعتمداری قرار میگیرد احتمالا از روحانیون سرشناس جناح راست (و نه اصلاحطلبان) است، نداریم اما بد نیست مدیرمسئول محترم روزنامه «کیهان» تکلیف همه را روشن کنند و به این ابهام به صورت شفاف پاسخ گویند که آیا از نظر ایشان و روزنامه متبوعشان، این تنها «سخنان گفته شده» هستند که عرصه را برای حمله به متکلم آن برایشان باز میسازد یا اینکه «حتی نزدن حرفهایی که بیانشان میتوانست موجبات خوشایند کیهانیان را فراهم سازد اما به هر دلیلی این امر میسر نشده است هم، جرم و مستوجب عقاب کیهان و کیهانیان است؟».