ارتباط با ما مصاحبه‌هاي دبيركل آرشيو بيانيه‌ها آرشيو اخبار صفحه اول
 
 

« تحديد مسئوليت‌هاي دولت | بايگاني يادداشت‌ها و مقالات پايگاه اطلاع رساني نوروز | كارآموزان حكومتي »


دانشگاه آلترناتیو

سعيد حجاريان

نقل از روزنامه كارگزاران

این روزها صحبت از انقلاب فرهنگی دوم می‌شود و قرار است با یك جهش بزرگ به پیش در مدت كوتاهی كل عرصه فرهنگ متحول شود. به نظر می‌رسد كه ساختار فعلی دانشگاه‌های ما كه برخاسته از فرهنگ تجدد است با اندیشه‌های دست‌اندركاران رسمی فرهنگ كشور هماهنگی نداشته باشد. لذا در جهت تمایلات آنها پیشنهادات زیر عرضه می‌شود: 1- اولا كلمه «دانشگاه» و «دانشكده» و «دانشسرا» كلماتی فرنگستانی هستند كه برساخته دستگاه پهلوی اول بوده‌اند و باید به جای آنها اسامی مناسب‌تری انتخاب كرد. كما اینكه سابقا ما دارای نظامیه و مستنصریه بوده‌ایم، می‌توان به جای كلمه دانشگاه از كلماتی نظیر «مدینه‌العلم» كه دارای «بوابه‌ها» و «دربونه‌ها» و «شقه‌ها» و «فروع» هستند استفاده كرد. به جای واژه دانشجو هم از متعلم استفاده شود.
2- وانگهی به لحاظ محتوایی می‌توان به جای دانشكده پزشكی آن را به چند فرع تقسیم كرد. مثلا «طب البیطری»، كه همان دامپزشكی باشد و «طب الكحاله» كه همان چشم پزشكی باشد و «طب الادویه» كه داروسازی باشد و هكذاسایر شقوق طب.
همچنین می‌توان به احیای آلترناتیو مدیسن، یعنی طب بدلیل پرداخت. یعنی انواع طب سوزنی، طب علفی، انرژی‌تراپی و سایر فروع فراموش شده طب را اضافه كرد.
و كتب درسی در این زمینه الی ماشاءالله در سنت باستانی خودمان و شرق و غرب عالم وجود دارد كه قابل استفاده است. مانند كتاب قانون ابن‌سینا و نظایر آن.
اما در خصوص مهندسی؛ «علم‌الحیل» كه همان رشته مكانیك فعلی باشد سابقه طولانی در فرهنگ سنتی خودمان دارد و می‌توان آن را احیا كرد. همچنین «مساحی»، «نجوم»، «هیئت»، «علم‌كیمیا»، «سیمیا»، «لیمیا» و «حیمیا» از فروع مهندسی به حساب می‌آیند.
فرع «احجاركریمه» می‌تواند جای علم معدن را بگیرد و «كهربا» و «مغناطیس» بخشی از میدان‌های الكترونیكی به حساب می‌آیند. علم «حقوق» به كلی باید منسوخ شود و «فقه» جای آن را بگیرد. همچنین است علم اقتصاد كه قابل استخراج از «تدبیر منزل» است. به جای «سیاست»، همان بحث‌های مربوط به «سیاست مدن» كافی است. «روان‌شناسی» می‌تواند جای خود را به «علم‌النفس» بدهد و «جامعه‌شناسی» نیز علم بی‌ربطی است كه هیچ ثمره‌ای بر آن مترتب نیست و به جای آن می‌توان از «علوم غریبه» مانند «رمل» و «جفر» و «اسطلّاب» و «طالع‌بینی» و «آیینه‌بینی» و «سركتاب بازكردن» و «تسخیر اجنه و ارواح» استفاده كرد كه تفصیل آن در كتاب مستطاب شمس‌المعارف كبری آمده است.
در «هنر» كه بحمدالله «نزد ایرانیان است و بس» ما به اندازه كافی در علم «عمارت» و ساختن مناره‌ها و سرداب‌ها و یخچال‌ها و آب‌انبارها تبحر داریم و نیازی به علوم جدیده نداریم. به خصوص كه با متون معرق و مقرنس و آیینه‌كاری و گچ‌بری و سایر تزئینات نیز آشناییم. ریشه موسیقی از آنجایی كه حرمت ذاتی دارد به كلی باید امحا شود و تنها در حد «ضرب علی‌الطست عند زف‌العرائس» كفایت می‌كند و حداكثر می‌توان نی چوپانان را نیز به آن اضافه كرد. در فقره نقاشی، عكاسی، فیلم و نظیر آنها اگر مربوط به غیرصورت انسان باشد ظاهرا اشكال نباشد، اما در هنر مجسمه‌سازی كه بازمانده از بت‌تراشان سلف است به كلی باید اجتناب شود. درباره سیگور یا همان علم بیمه ظاهرا هنوز مشكلات و مسائل حل نشده‌ای باقی مانده است كه تا رفع نشود نمی‌توان جواز به تعلیم آن داد. اما در تعلیم و تربیت و اخلاق، راه فراخ است و زمینه باز.