سيد شهاب طباطبایی
نقل از روزنامه كارگزاران
کمتر از یکسال دیگر انتخابات 88 در راه است. دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به دلایل فراوان، اهمیتی بیش از انتخابات مشابه خود دارد. در این نوشتار کوتاه قصد دارم به وضعیت پیش آمده و آنچه به نظرم براساس این وضعیت ضروری است که انجام شود، مختصر بپردازم.
در طول سه سال گذشته دولت نهم به کار تولید انبوه وعده و شعار مشغول بوده و همه ارکان آن نیز برای آنکه از دیگری در این عرصه عقب نیفتد، درگیر این تولید فراگیر بوده و همین مشغله کافی بوده تا کمتر کسی به فکر انجام تعهدات و تحقق شعارها باشد. حجم عظیم مطالبات مردمی که تشنه عدالت و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض بودهاند، بیآنکه پاسخی درخور یابد هر روز و هر روز حجیمتر شده و البته مردم عادت کردهاند که هرچندروز یکبار مقام عالیرتبه دولت دست به افشاگری بزند و این موضوع نه تنها تشنگان را سیراب نمیکند که بر آتشی میدمد که روزی دامن همه را خواهد گرفت. ظهور پدیدههایی از جنس پالیزدار در مختصاتی که رئیس دولت نهم ترسیم کرده، امری کاملا بدیهی و طبیعی است. نکته نگرانکننده اینجاست که جامعه پس از مدتی چنان در برابر افشاگریها واکسینه شده میشود که اگر موضوعی واقعیت هم داشته باشد چندان حساسیتی برنمیانگیزد و پیگیری نمیشود. بیتفاوتی و منفعلشدن مردم در برابر آنچه ممکن است حتی روزی تمامیت ارضی ایران را به خطر اندازد، موضوعی است که گویا هرچه بر شدتاش افزوده میشود، از سوی آنان که باید، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. آنکه قرار است پس از پیروزی در انتخابات 88 در ساختمان پاستور مستقر شود علاوه بر آنکه باید از حالا چارهای برای این ویروس خطرناک بیندیشد، شایسته است که در ابتدا حداقلی از اعتماد و اطمینان از دست رفته را به اتکای وجاهت و محبوبیتاش بازآفرینی کند.
اگر زمانی از طریق معدود رسانههای محدود، مردم کارشکنیها و بحرانآفرینیهای ستاد ضد اصلاحات در کار دولت خاتمی را میشنیدند و باور میکردند و حداقل میدانستند که کسی اراده کرده برایشان کاری بکند و عدهای نمیگذارند، سه سال است از هر رسانه و منبر و جایگاهی هرروز میشنوند که زندگی و معیشت و کار و امنیتشان در گرو اراده نیروهای مادی و معنوی است که دست دولت را بسته و هرچه بیشتر میشنوند کمتر باور میکنند. گویا کسانی به کار خالی کردن جامعه از اعتماد و اطمینان مشغولاند. کسی باید بیاید که نه به اتکای جایگاه ریاست جمهوری که به پشتوانه جایگاه خودش در میان مردم و از کیسه اعتبار قبلیاش به ترمیم و تولید سرمایههای اجتماعی اقدام کند. آنکه این روزها از او میخواهند که بیاید بهتر از هر کسی میداند که ریسک این سرمایهگذاری – خرج کردن از کیسه اعتبار و محبوبیت برای بازآفرینی و تولید سرمایه اجتماعی- چقدر بالا رفته، مهمتر آنکه هنوز ضمانتکننده معتبری که بازگشت این سرمایهگذاری را تضمین کند، خودی نشان نداده است. همچنین ضمانت در اختیار گذاشتن تسهیلات و امکانات مورد نیاز در این حوزه نیز باید به حد کافی و مطمئن از همین حالا داده شود.
در عرصهای دیگر که اهمیتی کمی کمتر از موضوع اول دارد، انبوهی از مطالبات مادی در کنار بیانضباطیهای گسترده مالی و بیتوجهی به برنامهریزیهای گذشته بازار آشفته دیگری بنا کرده، چنان آشفته که آمارسازیها و صحنهآراییهای مختلف و متنوع هم نمیتواند دم بزرگ خروس وضعیت بد اقتصادی را پنهان کند. حاصل عملکرد دولتی که شعار اصلیاش بهبود وضعیت معیشت و بالا کشیدن دهکهای پایین بوده آنچنان ملموس است که نیاز به توضیح و تفسیر اضافه ندارد. البته منطقی است که برای درمان قطعی و نه موضعی، بعضی وقتها تنها عمل جراحی کارساز است و این عمل درد و خونریزی و جای زخم و عواقب بعدی هم دارد، اما باید قبول کرد که اگر بیمار نیازمند به عمل جراحی که در اتاق عمل انتظار جراح حاذق و با تجربه را میکشد قصابی ببیند که به جای تیغ نازک جراحی با چاقویی بزرگ بر بالیناش آمده قالب تهی میکند. ممکن است حتی نیت قصاب هم خیر باشد و تصورش این باشد که کار به این روش سریعتر به سرانجام میرسد.
هنوز صدای فریاد و هیاهوی مدعیانی که شعار توسعه سیاسی را بیاعتنایی به وضعیت معیشت مردم و بیتوجهی به اقتصاد میدانستند در گوشمان است و حالا همه راضیاند که وضعیت اقتصاد به موقعیت قبل از تیر 84 برگردد، تحول و بهبود پیشکش.
سعی و خطا در جایگاه عالیترین مقام اجرایی کشور برای پیکر نیمه جان و خسته جامعه ایران دیگر جایز نیست، تکرار تجربههای ناموفق و گزیده شدن از سوراخی تکراری و توقع کنترل بحران به دست بحرانآفرینان هم خلاف ایمان و عقل و منطق است.
اگر به این نتیجه رسیدهایم به جای آنکه هر روز در باب ضرورت آمدن خاتمی بنویسیم و مثلا او را تشویق به آمدن کنیم، یا از شرایط حساس کشور بگوییم که او خود بهتر میداند که اوضاع از چه قرار است، همه آنها را که دلسوز و نگران آینده ایراناند بدون در نظرگرفتن جناح و علاقه و سلیقههای گروهی به میدان بیاوریم تا شرایط مناسب حضور موثر خاتمی در مقام رئیسجمهوری اسلامی ایران را فراهم کنند و تضمینهایی معتبر با ضمانت اجرایی مطمئن به او بدهند. تکرار میکنم پیشفرضام در این اقدام آن است که مجموعه نیروهای تاثیرگذار و البته عاقل کشور دلسوز و نگران آینده کشورند و این را از اظهاراتشان در مقاطع خاص و نشانههای دیگر میتوان دریافت. افراد موثر و استخواندار بازار که این روزها به حاشیه رانده شدهاند، نیروهای فعال سیاسی از جناحهای مختلف که انتقادات و نظراتشان نه تنها شنیده نمیشود که به سخره گرفته میشود، مدیران و کارشناسان توانمندی که به سادگی با تصمیمات خلقالساعه و بیمنطق برکنار میشوند یا به کناری میروند تا در نابودیها سهیم نباشند و... همه و همه میتوانند و باید به میدان بیایند و در این میان فقط از خاتمی نخواهند که بیاید، حوزههای اثرگذار قدرت را قانع کنند که اول حفظ جمهوری اسلامی و بعد اصلاح آن برای بقا در گرو حضور و آمدن خاتمی است؛ حضوری که کمترین جذابیتاش برای خاتمی است و بیشترین استفادهاش برای مجموعه نظام و کشور. حوزههای قدرت و تاثیرگذار در کشور باید پایبندی به اخلاق سیاسی و سلامت در رقابت انتخاباتی را تعهد کنند، سلامت انتخابات را مطابق استانداردهای جامعه جهانی و نه شاخصهای خودساخته تضمین کنند. تضمینهایی موثق بدهند که به جای حمایت از دولت کارشکنی نمیشود، ضمانت دهند که رسانه ملی بیطرفانه به انعکاس فعالیتها و خدمات دولت بپردازد و البته نقد منصفانه و نظارت دلسوزانه اجازه بروز و ظهور داشته باشد؛ نقد و نظارتی که در همه ارکان حکومت جاری و ساری شود.
باید به حوزههای قدرت یادآوری شود که خاتمی با حضور در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، به نظام مشروعیت ومقبولیت میدهد همچنانکه در مقام رئیسجمهور به جایگاه ریاست جمهوری اسلامی ایران منزلت میدهد و موقعیت ایران را در جامعه جهانی ارتقا میدهد. اینها چیزهایی است که قبلا هم از او دیدهایم، او هیچ گاه از کیسه ملت خرج نکرد تا شان و آبرو بگیرد و بعد به پشتوانه تکیه بر جایگاه نمایندگی ایرانیان در جامعه بینالملل نام ایران و ایرانی را بدنام و بدآوازه کند. قبلا هم دیدهایم که او برایمان در خارج اعتماد و آبرو خرید حتی اگر در داخل به او بیمهری شد موقعیتاش را متزلزل خواستند و ندانستند که بر شاخ نشستهاند و بن میبرند.
ایران را نمیتوان فدای جهالت و بیتدبیری کرد. عقلا میدانند امروز خاتمی نیازی به رئیسجمهور شدن ندارد، ایران محتاج آمدن خاتمی است.