محمد عطریانفر
درباره اینكه چرا اصلاحطلبان در برابر تهدید به مرگ عبدالله نوری توسط اصولگرایان افراطی، واكنشی نشان ندادند و سكوت كردند؟ میتوان گفت این واكنشهای تند و افراطی كه بر پایه منطق خشونت در جامعه دینی ایران در گذشته رواج داشته و در دوران اخیر هم كم و بیش شاهد آن هستیم به طور روشن و آشكار یك اقدام مجرمانه است كه میتواند تحت پیگرد قانونی هم قرار بگیرد و عقوبتهای سنگینی را بر اساس نوعی داوری و قضاوت در دستگاه قضایی به دنبال داشته باشد. اما مناسب است قبل از آنكه در مورد ضرورت یا عدمواكنش نسبت به چنین اقداماتی اظهار نظر و موضعگیری كنیم، آنها را ریشهیابی نماییم. من گمان میكنم این واكنشها بیش از آنكه یك تهدید فردی قلمداد شود یك تهدید سیاسی است كه مخاطب آن، جریان ریشهدار و پایدار اصلاحات در ایران است. از آنجا كه به طور مستقیم، امكان تهدید یك جریان سیاسی مانند اصلاحات وجود ندارد، تهدیدكنندگان و خشونتطلبان، شخصیتهای ممتاز و محوری جریان اصلاحطلب را مورد حمله قرار میدهند و طبیعی است كه شخصیتی مانند آقای عبدالله نوری كه مقبول و محبوب ملت ایران است و استواری شخصیت و كفایت ذاتی ایشان در حوزه مدیریت سیاسی از منظر اداره كلان كشور برای ریاستجمهوری برای بسیاری محرز است و اخیرا هم از ایشان تحت عنوان یكی از چهرههای مطرح و نامی برای انتخابات آینده نام برده میشود، مورد هجمه و تهدید سیاسی قرار بگیرد و حتی تلویحا به ترور و حذف فیزیكی تهدید شود؛ كما اینكه در یك شكل دیگر از طریق رسانههای مروج منطق خشونت، تهدید میشوند. نمونه اخیر آن را طی یكی دو هفته گذشته در متن یادداشتهای سیاسی در پوشش مسائل انتخاباتی در روزنامه كیهان شاهد بودیم. این هدفگیری كاملا سیاسی است كه عمدتا در مقاطع تحولات سیاسیـ انتخاباتی ملت ایران بروز و ظهور پیدا میكند. بهرغم انگیزه جریان مهاجم، این برخوردها پیامدهایی به غایت مثبت دارد و بیانگر این نكته است كه گفتمان اصلاحی غالب بوده است. به عبارت دیگر از آنجا كه منطق مخالفان اصلاحات، منطقی تاثیرگذار و پیشرو و مقبول نبوده عمدتا زبان زور و تهدید، ابزار و سلاح مخالفان اصلاحات شده است؛ اما تلقی حامیان اصلاحات این است كه این شیوههای خشونتآمیز مانعی برای پیشرفت فكر و فضیلت اندیشه اصلاحطلبی نخواهد بود. علاوه بر این من بر این باورم كه تهدیدكنندگان و خشونتطلبان برای تاثیرگذاری «منطق تهدید و خشونت» خود، رسم جوانمردی را چندان رعایت نكرده و مطالباتشان را رو در رو و شفاف بیان نمیكنند و بیشتر در لفافه و پوششهای غلطانداز با جامعه سخن میگویند تا مخاطب بیشتری را جذب خود كنند. علاوه بر این به طور كاملا غیرشرافتمندانه از ظرفیتها و فرصتها و مقاطع خاص مذهبی و عاطفی مردم، سوءاستفاده كرده و منطق خشونت را در پوشش دیدگاههای دینی و با پیرایهای مذهبی در عمق اخلاص و معنویت مردم، بهخصوص در شبهای مبارك ماه رمضان یا محافل مقدسی از این دست بروز میدهند. احساس ما این است كه این اقدامات به هیچ عنوان نباید به عنوان یك امر ناخواسته یا برخاسته از رفتار فردی یك مداح تلقی شود؛ بلكه باید ذهن خود را به مراكز اصلی طراحی این خشونتها، یعنی كانونهای قدرت كه به شكلی، حامل خشونتطلبی در عرصه سیاسی هستند، و به آن نقاط كانونی معطوف كنیم و در مقام حل منطقی آنها باشیم. از اینرو این سكوت میتواند مبتنی بر دلایلی چند باشد. نخست آنكه آنها میاندیشند پیام تند و زبان تهدیدی كه به كار گرفته شده واجد پشتیبانی و حمایتهای سیاسی است و اگر جهتگیری انتقاد، مخالفت و اعتراض خودشان را به سمت فرد گوینده ببرند، به طور طبیعی نوعی انحراف از اصل ماجرا خواهد بود. دوم آنكه اصلاحطلبان به طور جدی بر این باورند كه به دلیل افزایش سطح و عمق توسعه سیاسیـ اجتماعی در میان مردم، منطق خشونت روز به روز از اثرگذاری اجتماعی بیبهره خواهد شد. از این حیث شاید اصلاحطلبان میاندیشند كه به جای پرداختن به موضوعات خاص، اصل حركت خود را تعقیب كنند و با زبان سیاست و اقناع مخاطبان و حتی مخالفان حلقه خشونت، ابزار تهدید را كند كنند. علاوه بر این، اصلاحطلبان میدانند كه شخصی مانند آقای نوری كه از چهرههای بسیار شاخص و موثر در سطح ملی و حتی جهانی هستند هیچگاه از چنین ارعاب و تهدیدهایی به خود هراس راه نمیدهند. ایشان مراحل سختی را در گذشته به شكل بسیار شرافتمندانه و جوانمردانه پشت سرگذاردهاند و سالها تحمل زندان و مشقات آن و هزینههای سنگینی كه در مسیر تثبیت جریان اصلاحی و اندیشه توسعه سیاسیـ اجتماعی پرداخت كردهاند، از ایشان چهرهای مقاوم به عنوان سمبل مقاومت ملی و مردمی بر جاگذارده است؛ بر همین اساس این تهدیدات، نهتنها ذرهای به عقبنشینی رفتار سیاسی شخصیتی مانند آقای نوری منجر نخواهد شد بلكه تاكیدی بر حقانیت راهی دارد كه ایشان در پیش گرفته است.
منبع: اینترنت