محمد نعيمي پور
روزنامه اعتماد
در آذر ماه 1377، اندکي بيش از صد نفر از فعالان سياسي بيانيه يي صادر کردند و تشکيل حزبي با نام حزب جبهه مشارکت ايران اسلامي را اعلام کردند. موسسان اين حزب (امضاکنندگان بيانيه) پس از چندين نشست در اردوگاه منظريه بر چند اصل کليدي توافق کردند و پايه گذار حزبي شدند که آذر 87 ، 10 سال از عمر پرفراز و نشيب آن خواهد گذشت؛ اول اينکه بر ضرورت فعاليت تشکيلاتي- سياسي صحه گذاشته و ادامه فعاليت سياسي جريان موسوم به خط امام (يا به تعبير ديگر چپ) را در چارچوب حزب و تشکيلات ميسر مي دانستند. دوم تشکيلات سياسي آهنين که سال ها مرسوم بود را مفيد نمي دانستند و معتقد بودند با يک مرامنامه حداقلي ولي اساسنامه يي منسجم و مدون مي توان جبهه يي از نيروهاي خط امامي را گرد آورد، در جريان فعاليت سياسي بر انسجام هرچه بيشتر اين جبهه افزود و آن را به سمت يک حزب باانضباط پيش برد. سوم بر سر نام مشارکت و جبهه توافق شد و ايران اسلامي ، حوزه فعاليت آن.
(البته در زمان ثبت اين تشکيلات کميسيون ماده 10 وزارت کشور، استفاده از کلمه حزب را الزامي دانست و لذا در نهايت آنچه ثبت شد «حزب جبهه مشارکت ايران اسلامي» بود.)
موسسين همگي از فعالان سياسي قبل و بعد از انقلاب اسلامي بودند که بعضاً زنداني سياسي در رژيم پهلوي بودند و عمده آنها در زمان پهلوي دانشجويان فعالي بودند که در داخل و خارج کشور عليه رژيم پهلوي فعاليت مي کردند. پس از دوم خرداد سه مجموعه شامل تعدادي از ياران و همکاران قديم آقاي خاتمي در کيهان و وزارت ارشاد اسلامي و اعضاي فعال ستادهاي انتخاباتي آقاي خاتمي در تهران و استان ها و جمع ديگري که درصدد راه اندازي حزب سياسي بودند و الحاق و ادغام تحت لواي جبهه مشارکت را مطلوب تر و موثرتر دانستند، دور هم جمع شدند و پس از چندين جلسه فشرده نهايتاً بيانيه تاسيس را امضا کردند. بنده عضوي از مجموعه يي بودم که درصدد راه اندازي يک حزب سياسي بوديم . بيان خاطراتي از آن دوره پس از يک دهه فعاليت حزب جبهه مشارکت ايران اسلامي خالي از لطف نيست. اندکي پس از پيروزي جناب آقاي خاتمي در انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري، پس از رايزني با برخي صاحب نظران سياسي، راه اندازي تشکيلاتي سياسي ضروري تشخيص داده شد. اولين جلسه براي بررسي راهکارهاي عملي برقراري چنين تشکيلاتي در روز يکشنبه 23/6/1376 برگزار شد. در اين نشست آقايان ميردامادي، حجاريان ، عبدي، مزروعي ، نعيمي پور، وفاتابش، عباس سروش، بهروز صحابه و مرحوم رحمان دادمان حضور داشتند و آقايان هادي خانيکي، رضا خاتمي، حميد امامي و رحيم باطني براي جلسه بعد اضافه شدند. در هر جلسه با اجماع تعدادي ديگر به مجموعه اضافه شدند به طوري که از دهمين جلسه به بعد حدود 40 نفر گردهم آمدند. جلسات اوليه هر بار در منزل يکي از اعضاي مجموعه تشکيل شد اما پس از مدتي منزل يکي از دوستان به طور ثابت محل تجمع قرار گرفت و بعد که نفرات نزديک به 40 نفر شدند، آپارتماني براي فعاليت تهيه شد که صاحب آن موافقت کرد براي مدت شش ماه بدون دريافت اجاره آن را در اختيار ما قرار دهد. در اين جلسات ابتدا در خصوص اهداف ، شکل ، اعضاي هسته اوليه و ضرورت حضور شخصيت هاي محوري در تشکيلات گفت وگو شد. اما بعد از مدتي پاره يي مباحث تئوريک نيز در جلسات مطرح مي شد و تبادل نظر صورت مي گرفت. برخي مطالب مطروحه در اين جلسات که از صورتجلسات آن نقل مي شود جهت گيري و تفکر اين جمع در سال 76 را مشخص مي کند.
- با دو فرضيه 1- شروع با جمع محدودتر و سپس گسترش 2- شروع در يک جمع بزرگ تر و سپس با طي مراحل به جمعي متناسب و منسجم رسيدن مي توان تشکيلات را ايجاد کرد. پس از بحث فرض اول پذيرفته شد. (جلسه 23/6/76)
- به شکل هاي مختلف تشکيلاتي و آموزه هاي گوناگون در کشورهاي مختلف اشاره شد مثلاً شبه حزب ( مثل حزب رفاه ترکيه ) ، جبهه ، محفل سياسي و... (جلسه 23/6/76)
- بايد اول بحث کرد که در چه نقطه يي قرار داريم. نيروهاي چپ تا سال 68 سه دوره را طي کرده اند و از 68 تا انتخابات و پس از آن دوره جديد که در آن هستيم. در همه مراحل قبل نيروهاي چپ انفعالي عمل کرده اند و دليل آن نداشتن نظريه بوده ، لذا اکنون جناح چپ نياز دارد نظريه پردازي کند. چون در مورد مسائل مختلفي که جامعه با آن درگير است نظريه يي نداريم منفعل هستيم. اگر بخواهيم انفعالي عمل نکنيم ، بايد جمعي عمل کنيم. (جلسه 25/6/76)
- شهروند ايراني هستيم، هويت انقلابي و اسلامي داريم و به جناح چپ متعلق هستيم، پس بايد اثر و عمل داشته باشيم. (جلسه 25/6/76)
- مشکل ساختاري قدرت، مهم ترين معضلي است که اکنون در کشور وجود دارد. در واقع قدرت بدون نظارت نهادهاي مدني مشکل آفرين است. (جلسه 25/6/76)
- روش هايي مد نظر بود که کنگره يي سراسري ايجاد شود و در آنجا افرادي مسوول پيگيري تشکيلات سياسي بشوند. اين نظريه رد شد.
- روش موتور کوچک (خودمحفلي) مطرح شد که طي آن افرادي جريان را راه اندازي مي کنند و سپس به يک جمع بزرگ تر ارائه خواهند داد، آن جمع بزرگ که کار را شروع کرد، جمع کوچک تر کنار مي رود و در واقع جمع کوچک به عنوان يک موتور کوچک کار را راه اندازي مي کند تا موتور بزرگ تر روشن شود.
- اکثر افراد نظر داشتند که کار نبايد تحريک آميز باشد و بايد سنجيده و پخته مطرح شود، در عين حال با يک زمانبندي کارهاي تشکيلاتي پيش برود تا زماني که علني خواهد شد. (جلسه 25/6/76)
- ضمناً تاکيد شد هرگونه رابطه مريد و مرادي و رابطه بر مبناي تبعيت محکوم به شکست است و اين جمع هيچ گونه تمايلي به اين کار ندارد. (جلسه 1/7/76)
- دموکراسي از نوع ليبرالي مورد نظر جمع نيست، در واقع دموکراسي همراه با عدالت اجتماعي مورد نظر است.
- هدف اصلي ما آرمان هاي انقلاب اسلامي است، مردمسالاري، عدالتخواهي، قانون اساسي و...
- اصلاح طلبي نيز مي تواند هدف خوبي باشد، خصوصاً پس از تجاربي که به وجود آمده است. (جلسه 11/7/76)
- در پاسخ به اينکه اساساً کار حزبي بشود يا نه، گفته شد ؛ مجموعه يي از افراد انقلابي از زمان انقلاب تا حيات حضرت امام با رفتار نسبتاً مشابه عمل کردند و بعد از رحلت امام دچار رخوت شده اند که مجدداً بعد از انتخابات دوم خرداد جان بيشتري گرفته اند و الان ضروري است به هر نحو با هم جمع شوند. قبل از اينکه اهدافي مثل قانون اساسي و آرمان هاي انقلاب را تعقيب کنيم بايد جمع شويم و اجازه ندهيم شرايطي به وجود آورند تا اين جمع و اين تفکر حذف شود. البته بعد از اينکه اين اراده محقق شد بايد نسبت به روابط و شکل تشکيلاتي تعريف هاي لازم بشود.
- براي تعيين مرزهاي هويت بايد اهداف مشخص شود.
- شعارهاي کلي مرزهاي هويتي را نمي توانند مشخص کنند ، لذا بايد راجع به جزئيات بيشتري صحبت کرد. (جلسه 11/7/76)
- تصويب شد در مسير کاري که انجام مي دهيم، بحث هاي نظري نيز انجام شود . همچنين تصويب شد آقايان مزروعي، عبدي و حجاريان روي بحث آزادي کار کنند و به جلسه ارائه کنند. (جلسه19/4/76)
1- حزب ايدئولوژيک است يا کارکردي است؟
- کارکردها منافاتي با شرع نخواهد داشت. ما حزب دينداران درست مي کنيم. عرف متشرعه مصدر تشريع حزب است.
- حزب دستگاه ايدئولوژيک و کنترلر ايدئولوژيک نخواهد داشت.
2- آيا حزب فقط کارکرد سياسي دارد يا کارکردهاي ديگري هم دارد؟
- سياسي حرفه يي است اما نهادسازي مي کند و هر کار ديگر به عنوان پشتيباني خواهد بود و نه کار صف.
3- گروه ذي نفوذ است يا حزب رسمي؟
- حزب رسمي است.
4- حزب سراسري است يا مرکزي است؟
- سراسري است و به تناسب توان تشکيلات توسعه مي يابد.
5- آيا حزب نهادهاي مدني را مي بلعد يا به آنها کمک مي کند و خودش نهادسازي مي کند؟
- نهادسازي مي کند.
6- تشکيلات راي جمع کن است يا مستمر است؟
- مستمر است.
7- تشکيلات مخفي است يا علني است؟
- علني است.
8- متمرکز است يا غير متمرکز؟
- دموکراتيک است.
9- آيا فراکسيونيسم را مي پذيرد يا وحدت گراست؟
- براي تداوم کار بايد ابتدا وحدت گرا باشد ضمن اينکه در شکل گيري طبيعي فراکسيونيسم مانع نيست اما آن را ترغيب و تشويق نمي کند.