هدي سعدايي
متن سخنراني فرزند مرحوم سعدايي در مراسم يادبود آن فقيد سعيد در جبهه مشاركت
به نام خدا
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود
آدم آورد در این دیر خراب آبادم
سی روز را ناباورانه در فراق پدر عزیزم گذراندیم و لحظات تلخ جدایی را با یاد خاطرات پر بارش سپری نمودیم..آنچه تحمل زندگی را بدون او میسر می سازد اطمینان از آرامش او در جوار حق و تداوم راه اوست.
نوشتن درباره زندگی مردان بزرگی چون سعید سعدایی نه به این مناسبت که ایشان پدرم هستند بلکه به خاطر انسان وار زیستنشان کار آسانی نیست هر چند در این 30 روز نوشته ها و گفته ها ی زیادی را درباره ایشان خواندیم و شنیدیم.
همیشه گفتننی ها از خوبی ،صداقت، اخلاص، خشوع ، تلاش ها و خدمات اینگونه افراد زیاد اند ، هزاران نفر چون سعدایی و بور قانی بزرگوار زندگی کردند ،در زمانه پر تلاطم و سرشار از آشوب فکری مسیری مستقیم را در نوردیدند و در عرصه های متفاوت استوار و ثابت قدم در مسیر حق گام بر داشتند تا نه زیبایی های دنیوی و نه منصب های شغلی و نه منزلت اجتماعی باعث شود که از مردم فاصله ای گیرند آنها چنان به قناعت خو کرده بودند که علی رغم زیبایی پسندیشان هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت اندیشی و عافیت طلبی ننمودند.
و قلب توان مندشان با تمام وجود این رسالت را ماهرانه و به کرات در عرصه تاریخ مستند نمود و چه زیبا بر صحنه روز گار به تصویر کشید تا این که از تلاطم ایستاد...و حالا ما مانده ایم و بار امانت سنگینی که با رفتن آنها بر عهده ماست
مسئله ای که ذهن مرا در این مدت مشغول خود کرده، این است که وقتی عزیزی را از دست می دهیم در غم فقدانش اشک ها می ریزیم،شعر ها می سراییم،و متنها می نویسیم...حرف من این است، تا کی باید خوبی ها و ویژگی های پسندیده رفتگانمان را توصیف کنیم، آنها را تمجید کنیم بی انکه در زندگی روز مره خود تغییری قائل شویم ؟
اگر از این باب سخن می گویم قصدم جسارت به محضر شما بزرگواران گرامی نیست ..اینها دغدغه های من هستند که پس از رفتن پدر ذهن مرا به خود مشغول کرده است.
همه ما در این مکان گرد هم آمدیم تا خدمات ، تلاش ها ، و خوبی های سعید سعدایی را قدر بدانیم ،به او بگوییم که چقدر دوستش داشته و داریم ،و به خودمان نیز اعلام کنیم که در تمام لحظات شادی و ناراحتی در کنار هم هستیم و خواهیم ماند.و برای تسلی خود و آرامش بیشتر روح پدرم مجلسی بر پا کرده ایم.
با همه این تفاسیر به گمان بنده روح ایشان و دوست عزیزش مرحوم بورقانی که یقینا هم اکنون در این مجلس هم حضور دارند زمانی بیشتر آرام و شادمان می گردد که بخواهیم و بتوانیم راه و منش آن دو بزرگوار را سر مشق زندگی خود قرار دهیم راهی که سراسر عشق است و مهربانی ...تلاش است و ایستادگی !! و چه دلیلی محکم تر این که چگونه رفتنشان نماد چگونه زیستنشان بود ...
چه خوب است اگر به وقت مشکلات با لبخندی به جنگ یاس و نا امیدی برویم
چه خوب است همیشه گذشت را سر لوحه کار هایمان قرار دهیم ...اگر با شخصی، دوست یا دشمن، دچار مشکل می شویم با ناراحتی و خودخواهی به بزرگتر شدن مشکل نپردازیم بلکه با خود داری ،تفکر ،تامل، و گذشت به حل هر چه زود تر مسئله بشتابیم.
صداقت و اخلاص را محور کوچکترین کارهای روز مره خود کنیم ..یادمان باشد که در هر حوزه ای از فعالیت ،طرف حساب ما کسی نیست جز خویشتن خود و خدای ما ..و وقتی طرف معامله خدای قادر مطلق است پس چه جای نگرانی؟؟؟
آگاه باشیم ..بخواهیم که بدانیم ..هر مسئله ای اعم از اجتماعی ..سیاسی اقتصادی فرهنگی را مهم بدانیم و برای بهبود هر چه بیشتر اوضاع تلاش کنیم
چه خوب است اگر بتوانیم دریا دل باشیم تا آسان ببخشیم......تا زندگی هم بر ما سخت نگیرد ..تا سبکبالی روح خود را احساس کنیم ...تا حضور خداوند را بیشتر و بیشتر در کنار خود لمس کنیم..و آرامش یابیم
مگر انسان بودن جز این است؟این که انسان دشواری وظیفه است یعنی همه همین ها که خوب می دانیم اما خوب عمل نمی کنیم
در این که همه ما چگونه خوب زیستن را می دانیم شکی نیست اما چه بهتر می شود اگر گهگاه همه اینها را با خود مرور کنیم ..به یاد خود بیاوریم ...تک تک این عبارات را زندگی کنیم و به خاطر این همه عظمت انسان حضور هستی خود را جشن بگیریم
همانگونه که سعید عزیز زیبا به دنیا آمد ...خوب زندگی کرد و بسیار زیبا تر دنیای فانی را به ما واگذار نمود ..چه آنکه او به این باور رسیده بود که:
بگذارید و بگذرید .. ببینید و دل مبندید... .چشم بیاندازید و دل مبازید که دیر یا زود... باید گذاشت و گذشت.
پدر عزیزم می دانم که شما هم اینجا در کنار ما هستید و از تمام اتفاقات این مدت آگاه.... دوستان مهربان شما در نبودتان برای ما سنگ تمام گذاشتند ..در تمام این روز ها ما را همراهی کردند ..ما را از لطف و بزرگواری خود شرمنده کردند ..
بزرگواران صمیمی ! ما خانواده سعدایی از تمامی کمک ها ..از حضور گرمتان ، از مهربانی خالصانه تان کمال تشکر را داریم ..قدر دان زحمات تک تک شما عزیزان هستیم ..از خداوند بزرگ برایتان بهترین و شاد ترین لحظه ها را آرزو مندیم و تقاضا داریم حضور ما را نیز در هر گونه شرایط سخت در کنار خود پذیرا باشید.
و از پروردگار مهربان حکیم بابت صبر و درک جلیلی که به مادر صبورم و خانواده ما عطا کرده بی نهایت سپاس گزارم ...امیدوارم شایستگی این همه لطف و مهر او را داشته باشیم.
امید وارم روح بزرگ پدر و احمد بورقانی عزیزدر پناه الطاف بی کران الهی غریق رحمت بی منتهای او گردد
برای شادی روح عزیزانمان فاتحه ای بخوانیم.