اصل ۲۳ - تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچکس‏ را نمی توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏ ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد.
اصل ٢٢- حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
در زندان/ باران که می‌بارد/ هیچ‌کس با هیچ‌کس نیست / و هر زندانی/ شیارهای پیشانی‌اش را ناودان می‌کند/ سنگ‌ها را می‌شمارد/ و با سیگاری و خاطره‌ای/ محفل انفرادی‌اش را تنها قدم می‌زند...
امید بذر هویت ماست. اگر دل از امیدها بشوییم ناامیدانه خواهیم نشست و نظاره گر آوار فرو ریخته خواهیم ماند. کسی برای بلند کردن ستون های ترک خورده برنخواهد خواست. جامعه و هویتمان خواهد مرد. ناامید که باشیم، هر راه گشوده شونده ای را دشمن می پنداریم و یا از تحول ها گریزان می گردیم... اما اگر واقعیت را نبینیم هم، آن واقعیات تلخ به هم خواهند پیوست و امیدهایمان را اندک اندک خواهند کشت و صحرای سر سبز وجود زنده جامعه را کویر خواهند کرد....
تو و رهنورد اسیر صحنه‌آرایی خطرناک نشدید، فریاد سکوت ما شدید تا بیست و پنج بهمن ۸۹ که بر در خانه‌تان قفلی زدند و پنجره‌ها را با میله‌های آهنین محصورتان کردند. چند ماه که از آن روز گذشت، در آن روزها که ما سکوت بودیم، خبر آمد که شما دو نفر ماه‌ها دور از هم هر یک در اتاقی جداگانه محبوس بودید و سال‌های بعد شاید روزی برسد که بفهمیم در سکوت ما بر شما چه گذشت....
صریح عرض می‌کنم در دنیای کنونی دیگر حتی راهبرد حکومت اکثریت – رعایت حقوق اقلیت پاسخگو نیست چه رسد به حکومت اقلیت – سرکوب حقوق اکثریت. تنها روش خردمندانه، جلب مشارکت همگان، اکثریت و اقلیت است. اما نه فقط در رأی دادن بلکه هم چنین در اداره میهن. تا دیر نشده پرچم راهبرد برد – برد را شما به اهتزاز درآورید و پیشتاز برجام ملی شوید تا همه برای حل مشکلات ایران و بهبود اوضاع ایرانیان پشت سرتان بسیج شوند. کار نیک و صالح زمانه همین و نیک‌نامی نیز در همین اقدام صالح به هنگام است.
در زمانی که دموکراسی گفتمان غالب جهانی شده است و حتی مارکسیست ها اکثرا به قواعد دموکراتیک تن داده اند و در عصری که طالبان و القاعده و داعش و … به نام اسلام، دموکراسی را شرک می نامند، دفاع یک روحانی شیعی از قرائتی از مارکسیسم که ضد دموکراسی و معتقد به دیکتاتوری حزبی است، چه وجهی دارد و چه بازتاب و پیامدی؟...به نظر می رسد حضرات هنوز متوجه نشده اند که دوره جباریت چه دینی چه غیر آن سپری شده است و جوامع مسلمان انتخابی جز دموکراسی یا هرج و مرج و همزیستی مسالمت آمیز یا جنگ همه علیه همه ندارند و استال
این که قصه‌ای که دیگران می‌بینند را تو زندگی کرده‌ای، این که تو یه پاییز زرد و زمستون سرد و یه زندون تنگ، دنبال رفیقت گشتی و نبود، این که غریبی حصر هنوزم تموم نشده، هنوزم وقتی تپه‌های اوین رو می‌بینی با خودت می‌گی رفیقم کجایی؟ دقیقا کجایی؟ و فکر می‌کنی بند ۸ کجاس، حسین دقیقا کجاس؟ بند زنان، ریحانه و بهار کجان؟ ۳۵۰؟ آقا مصطفی؟ از این دور قابل تشخیص نیستن و ... تنها دلیل توصیه مرتب دوستان و حتی پزشکان به ما برای ندیدن شهرزاد این‌ها نیست، شاید از آخر قصه می ترسند از این که ما هم بپذیریم دنیا را نمی
بورقانی درستکار و پاک نهاد با دل رنجیده از این دنیا رفت، و هریک ما زود یا دیر به او می پیوندیم و این عمل و کارنامه ماست که در پرونده زندگی ما و تاریخ می ماند و خوشا به حال کسانی که از کارنامه شان در این دنیا نمره قبولی می گیرند و با رویی خوش به ملاقات خدا و روز حساب و کتاب می روند. از اینرو به رغم گذشت هشت سال از پرواز بورقانی اما یاد و نام او برلوح دل همه آنانی که او را از نزدیک و دور می شناختند به نیک نامی باقی مانده است و هرجا نام او برده شود جز به خیر و خوبی و نیکی از او یاد نمی شود. عاش سعی
راه گذار به دموکراسی و حل یا مهار معضلات کمرشکن کنونی نه عصبانیت است و نه ناامیدی. نه اعتراض خیابانی است و نه قهر انتخاباتی، نه دل بستن به شورای نگهبان است و نه چشم دوختن به رهبری. اگر قرار بر اجرای قانون و رعایت عدالت و انصاف بود، فقهای شورای نگهبان و نیز حقوق دانانش همه از یک جناح منصوب نمی شدند و نهاد مهم پاسدار قانون اساسی را در حد یک حزب فرونمی کاستند. به جای رهبر و منصوبان اصول گرایش باید دست یاری به سوی ملت یعنی صاحبان اصلی این مرز و بوم دراز کنیم و برای موفقیت در نابرابرترین رقابت انتخاب
از ماه‌ها قبل از اجرای برجام شرکت‌های بزرگ طرف تجاری ایران آماده بودند که تپانچه شروع مسابقه رقابت تجاری به منظور ورود به بازار ایران شلیک شود تا گوی رقابت را از یکدیگر برای حضور در اقتصاد ایران بربایند. فضای دویدن اروپایی‌ها به سمت ایران فضای کم‌نظیری است و شاید ما در آینده نتوانیم به راحتی این موقعیت را به دست آوریم....
اینک در هفتمین سال بازداشت یار روزه دارم و در آستانه سی و پنجمین سالگرد آغاز زندگی مشترکمان دست دخترک را گرفته ام و آمده ام زیارت. من از یک سفر کاری از زاهدان راهی دیار دوست شده ام و دخترم چند ساعت بعد از من از تهران به مشهد رضای آل محمد (ص) رسیده است. اتاق دو نفره تمیز و مرتبی در هتلی نزدیک حرم برایمان رزرو شده. درب اتاق را که باز می کنم عطر او در مشام جان می پیچد…
سید علیرضا حسینی بهشتی
علی مزروعی
حميدرضا جلايي پور
سیدمصطفی تاج‌زاده

براي قرار دادن لوگو زير در سایت یا وبلاگ خود، كد را در قسمت (head) سايت يا وبلاگ قرار دهيد.